برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۱۲/۰۶

فازی جدید در اعتراضات 99 درصدی ها!


بهمن مرادیان پی:فازی جدید در اعتراضات 99 درصدی ها!


فرستادن به ایمیلچاپ
Share


bahman moradian

جنبش 99 درصدی ها و یا همان جنبش "اشغال occupy" رو به جلو حرکت می کند و در تلاش است ، که هر روز شفاف تر و رادیکالتر خواسته هایش را عنوان کند. خواسته های این جنبش ، خواسته های اکثریت توده ی مردم است. نسلی که با تکنولوژی روز بیشتر سر و کار دارد ، با نسل قبل خود ادغام شده و تشکیل یک جنبش قوی انقلابی داده است و تمام تلاش و هدفشان ، تغییر دنیا و بدست آوردن قدرت تصمیم گیری در عرصه اقتصاد و نیز سیاسی است. بخشی از مهم ترین خواسته های این جنبش وجود اختلاف و تبعیض طبقاتی، فقر، نبود کار و بحران اقتصادی فعلی است ! عدم رفاه اجتماعی و اقتصادی، باعث بوجود آمدن اصطکاک در دل اجتماع می شود و این یکی دیگر از نتایج نظام سرمایه داری است. این جنبش از کار مزدی متنفر است و از اختلاف طبقاتی که نظام سرمایه داری باعثش شده، انزجار دارد. شرکت کنندگان درجنبش های اعتراضی 99 در صدی ها و اشغال و... از این وضعیت رنج می بَرند و تمام تلاش آنان این است که بتوانند در روند تصمیم گیریها در جامعه نقش داشته و موثر باشند. نسل انقلابی و رادیکال جدید از این که اکثریت جامعه دستشان به جایی بند نیست، خشمگین هستند و این را هم عنوان می کنند ، که چرا باید بخش کوچکی از جامعه در رفاه کامل باشند؟ توده ی مردم از این ناعدالتی به تنگ آمده اند و از نبود کرامت انسانی در جوامع تحت حاکمیت سرمایه داری به ستوه آمده اند! این نسل بر این باور است که با از بین رفتن سرمایه داری مشکلات از بین می رود و از این بحران اقتصادی فعلی، کاسته می شود. نسل معترض و انقلابی ، نظام سرمایه داری را مقصر اصلی این نوسانات و بحران جاری می داند و این را می داند که در نظام های سرمایه داری همیشه بخش اقلیتی از جامعه در رفاه هستند. به باور این نسل ، ننگین ترین فرهنگ جاری در جوامع سرمایه داری ، تقسیم نادرست عدالت،ثروت و سرمایه های اجتماعیست!

wallstreet_15022012

به صراحت می توان به از خود کامگی نظام سرمایه داری اشاره کرد و این هم یکی دیگر از مواردی است که باعث اختلال در چرخه ی اجتماع شده و حتی در گذشته هم کارگران و زحمتکشان جوامع از این مورد صدمات فراوانی دیده است !ادغام تمامی این موارد را می توان در یک نمای کلی نشان داد. اتفاق جالبی که در تجمع اعتراضی هفته گذشته روی داده است ، استفاده از ماسک های کارل مارکس رهبر انقلابی در دل اعتراضات بوده است. این حرکت نشان دهنده ی این است که اجتماعات اعتراضی رادیکالتر شده و استفاده از ماسک های کارل مارکس یعنی نه شفاف تر به نظام سرمایه داری و قوانین ارتجاعی اش، یعنی نقد روشن مارکس به سرمایه داری، یعنی خواستن تغییرات اساسی .با تمام تلاشی که مدیای راست، دولتمردان سرمایه داری و کارشناسان و تئوریسین های سرمایه داری انجام داده اند تا کمونیسم و مارکس را از گردونه خارج کنند و دائما سعی بر این داشته اند که دولتهایی که اسما بنام کمونیسم یاد میشوند مانند کوبا و چین و شوروی را به عنوان کمونیسم مطرح و نقاط ضعفشان را نقاط ضعف کمونیسم عنوان کنند و بگویند کمونیسم مرد و مارکس دیگر کهنه شده و بدرد نمیخورد،بگویند کمونیسم یعنی استبداد، یعنی سرکوب، آری شوروی وچین و... حکومتهایی سرکوبگر بوده اند اما اینها بخشهایی از نظام سرمایه داری بوده اند و نه کمونیسم. شوروی سرمایه داری دولتی بود که هدفش ابرقدرت بودن و صنعتی کردن روسیه بود و چین هم که چیزی از سرمایه داری امریکا کم ندارد. اما همه این تلاشها برای کوبیدن کمونیسم و مارکس بی نتیجه بوده و حال ما مشاهده می کنیم که نسل جدید ، کمونیسم مارکس و نقد مارکس به دنیای سرمایه داری امروز را طلب کرده است و از فقر، جامعه ی طبقاتی و ناعدالتی بیزار است و خواهان عدالت، برابری و آزادی بی قید و شرط در تمامی جوامع است و تبعیض را یک عنصر منفی میداند و روی آوردن به نوشته های کارل مارکس و تجدید چاپ و پرفروش تر شدن کتاب های او مانند سرمایه و مانیفست کمونیست نسبت به قبل، خود نشان دهنده ی این است که کارل مارکس در دل جوانان انقلابی جا دارد و نقد او به سرمایه داری پابرجاست و برای برون رفت از بحران فعلی باید به نقدش و راهکارش توجه کرد.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 542 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?t1a86nuih8p47nb

سرنگون باد خودکامگی



به نام هویت انسانی

می خوانم ، می نویسم ، مبارزه می کنم ، زیرا بیدارم.
اگر غیر از این انجام دهم ، به خانواده ام ، به آرمانم ، به انسانیتم ، خیانت کرده ام.
با مبارزه علیه دین باوری و خدانگری و جمهوری اسلامی ، نمی گذارم به زنده بودن زندگی ام ، تجاوز کنند.

با مهر
بهمن مرادیان پی

روزنامه نگاری که دنیا را لرزاند




به نام هویت انسانی

جان رد روزنامه نگار انقلابی امریکایی بود ، که در انقلاب های روسیه ومکزیک شرکت داشت ، ایشان در 22 اکتبر 1887 متولد شد.
متاسفانه 33 سال بیشتر عمر نکرد . وی تنها امریکایی است که در کنار دیوار کرملین در میان رهبران و انقلابیون شوروی مدفون شده است. جان که افکار سوسیالیسی داشت برای تهیه اخبار مربوط به انقلاب مکزیک در صف انقلابیون این کشور قرار گرفت و مبارزه کرد. برای پوشش اخبار جنگ جهانی اول هم سرباز شد و به جبهه رفت ، او برای اطلاع از اوضاع نا آرام روسیه ، مشکلات و نارضایتی های مردم به این کشور رفت و در سال 1917 با لنین ملاقات کرد و با او دوست شد و سپس پا به پای بلشویک ها ، در انقلاب شرکت کرد.
در بازگشت به امریکا جان به تاسیس حزب کمونیست این کشور کمک و روزنامه ی "توده ها" را سردبیری کرد. پس از انشعاب حزب کمونیست امریکا ، دبیر یکی از شعب آن شد و در این سِمت ، چون خود را در معرض تعقیب پلیس دید ، به روسیه رفت. تا آب از آسیاب بی افتد ، که در آنجا به تیفوس دچار شد و 19 اکتبر 1920 درگذشت.
با مهر
بهمن مرادیان پی

خدا یک قارچ سمی است



به نام هویت انسانی
خدا یک قارچ سمی است که در دامان انسان پرورش یافته و باعث اختلال در جامعه بشری شده است.
با مهر
بهمن مرادیان پی
...................................................
اگر شخصی کار اشتباهی را انجام دهد ، جامعه آن را دیوانه خطاب می کند ، در صورتی که اگر یک نفر به صدها هزار نفر تبدیل شود ، دیگر نام دیوانه جواب گو نیست ، نام آن اشتباه "مذهب" می شود.
ریچارد داوکینز
(بهمن مرادیان پی - ریچارد داوکینز)

درگير دوســت داشتن کساني هستم که مــرا دوست دارند



به نام هویت انسانی

مــن براي متنفر بودن از کساني که از من متنــفـرند وقتــي ندارم؛
زيرا درگير دوســت داشتن کساني هستم که مــرا دوست دارند.
با مهر
بهمن مرادیان پی

اوباشان اسلامی در پی پرونده سازی



به نام هویت انسانی
اوباشان اسلامی در پی پرونده سازی برای برادر 18 ساله ام هستند !
امروز در ایمیلی که دریافت کردم ، متوجه شدم که رژیم اوباش جمهوری اسلامی، قصد پرونده سازی برای برادر 18 ساله ام را دارد ! به دلیل شباهت های بسیار زیاد ، من با برادر کوچکترم ، این لمپن ها ، پس از متلاشی کردن خانواده ام ، این بار سراغ کوچکترین عضو خانواده ام رفته اند ! متاسفانه در پی مشکل آفرینی برای او هستند!
مامورین وزارت اطلاعات در چندین مرحله به منزل ما مراجعه کرده اند و خوشبختانه از اعضای خانواده ام کسی ، حضور نداشته ، که پاسخ گو باشد ، این مرتجعین ، از همسایه ها و ... سراغ خانواده ی من را گرفته اند و با عکس من و پدرم و مادرم و دیگر اعضا ، در حال جستجوی بهانه ای ، برای پرونده سازی ،از همسایگان بوده اند و همه را تحدید کرده اند که در صورت همکاری با خانواده ی من ، در دفعات بعدی به سراغ آنها می آیند ! ماموران رژیم جائر اسلامی ، در حاشیه منزل ما ، حسابی ، علیه خانواده ی من تبلیغات منفی کرده و در این چند روز اخیر ، کارشان بازرسی محل سکونت ما بوده است !
از شما دوستان مبارزم می خواهم که صدای خانواده ام شوند و با اطلاع رسانی نگذارید ، حادثه ای که برای من و ما و... اتفاق افتاده ، برای برادر 18 ساله ام رُخ دهد.
با مهر
بهمن مرادیان پی

ترس حکومت از فعالان سیاسی



به نام هویت انسانی

حکومتی که از فعالیت یک فعال سیاسی می ترسد ، در یک مقطع زمانی نابود و سرنگون می شود ، شاید این مدت چند دهه باشد ، ولی با رفتنش سکوت همه جا را فرا می گیرد .این را برای تو می نویسم خامنه ای ، حتی اگر تمام آشنایان و نزدیکانم را از من بگیری ، صحنه ی مبارزه با تو را ترک نمی کنم ، عزیزانم را از من گرفتی ، دیگر اجازه نمی دهم به انسانیتم تجاوزر کنی ، من می دانم که در این نبرد پیروز می شوم و هرگز قلم روی زمین نمی گذارم. می نویسم ، مبارزه می کنم ، چون بیدارم.
به امید سرنگونی جمهوری اسلامی و هر رژیمی که علیه انسانیت ، سم پاشی می کند.

با مهر
بهمن مرادیان پی

تناقض در انجیل




به نام هویت انسانی

نگاهی به عمر زمین و عمر حیات انسان از دید علمی :
150 سال پیش چارلز داروین ، با بیان نظریه تکامل پایه های جهل مردم را در هم فرو ریخت. انجیل عمر زمین را حدود 5000 سال و عمر حیات انسان را حدود 4000 سال اعلام کرده و چارلز داروین در اولین نظریه خود اعلام کرد ، که عمر حیات بر روی زمین بسیار قدیمی است ، ایشان زمان دقیقی اعلام نکرده ، فقط ایشان خواست ثابت کند ، سخنان انجیل بی پایه و اساس است . امروزه معلوم شده که عمر زمین حدود 4 میلیارد و 7 صد میلیون سال است و عمر حیات بیش از 3 میلیارد سال قدمت دارد.

با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۲/۰۵

برای دفاع از تو می نویسم ، کلاغ دوست داشتنی



به نام هویت انسانی
برای دفاع از تو می نویسم ، کلاغ دوست داشتنی :
چه کسی گفته است که کلاغ شوم است ؟ چه کسی کلاغ را زیر خط کشی های ارتجاعی بُرده است ؟ هیچ با خود فکر کرده اید که با فاصله گرفتن از کلاغ و تفکر زائد در باره اش ، استارت تبعیض را زده اید ؟
کلاغ با ناله هایش ، ندایی به گوشم می رساند ، همان ندایی که با دیدن فقر به گوشم می رسد ! کلاغ با دیدن چنین دنیای که آلوده به توهم و آلوده به تفکرات مسموم است ، ناله می کنند ، همانند ما .
بیاییم برای لحظاتی به این پرنده ی زیبا و صبور فکر کنیم.
با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۲/۰۴

زنده باد انقلاب علیه جمهوری اسلامی!


نه تحریم اقتصادی، نه جنگ و تهدید جنگی، زنده باد انقلاب علیه جمهوری اسلامی!

فرستادن به ایمیلچاپ


logo-hezb

مناقشه دول غرب و جمهوری اسلامی حدتی بی سابقه یافته است. با افول اسلام سیاسی به محوریت جمهوری اسلامی در پی انقلاب 88 و انقلابات منطقه، غرب میکوشد توازن قوای جدیدی را به رژیم اسلامی تحمیل کند. تحریم خرید نفت، تحریم بانک مرکزی و انسداد روابط جمهوری اسلامی با بازار جهانی و اقتصاد رسمی، بهمراه تهدیدهای نظامی و جنگ لفظی و فشارهای دیپلماتیک قرار است رژیم اسلامی را به زانو درآورد و از موضعی ضعیف پای میز مذاکره بکشاند. جمهوری اسلامی در برابر این سیاست غرب بشدت مقاومت میکند و کوتاه آمدن از سیاست ها و شعارهای ضدغربی را معادل از دست رفتن موقعیت منطقه ای خود و ضربه ای خرد کننده بر انسجام ایدئولوژیک- سیاسی و توان سرکوب در مواجهه با مردم ایران میداند. در این منازعه اپوزیسیون بورژوایی ایران نیز کمابیش به دو بخش تقسیم شده، عمدتا در پشت دول غرب و سیاستهای آن و بعضا، چه صریح و چه ضمنی، در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

تحریم های اخیر بن بست های اقتصادی مزمن جمهوری اسلامی را تا حد فروپاشی کل اقتصاد تشدید کرده است. قربانی اصلی این وضع توده های وسیع کارگران و مردم هستند که با گرانی سرسام آور، کاهش شدید معیشت و قدرت خرید، عدم دریافت همان مزدهای ناچیز، بیکاری های گسترده و عواقب اجتماعی این وضع نظیر اعتیاد و تن فروشی و غیره دست و پنجه نرم میکنند. این تحریم ها و این جدال دول غربی و جمهوری اسلامی که حیات اجتماعی را به مخاطره انداخته است کاملا ارتجاعی و ضد انسانی است و کارگران و مردم ایران را جدی تر از هر زمان در برابر این ضرورت عاجل قرار داده تا برای نجات نفس زندگی از دست سرمایه داری و دولتهایش به میدان بیایند. این شرایط در عین حال بن بست ها و تناقضات جمهوری اسلامی را تشدید کرده است و سران آن هر روز وحشت خود را از خیزش مردم و تکرار انقلابات منطقه بر علیه رژیم اسلامی در ایران اعلام میدارند.

مردم ایران که در سال 88 با تظاهرات و انقلاب خود جمهوری اسلامی را تا لبه پرتگاه راندند و با اشتیاق انقلابات مردم مصر و تونس و لیبی و سوریه و همچنین جنبش "اشغال" در غرب را دنبال کرده و میکنند، نظاره گر و قربانی منفعل این اوضاع نیستند و نخواهند بود. گسترش مبارزه علیه جمهوری اسلامی در همه عرصه ها، سرنگونی رژیم بقدرت انقلاب مردم و بدست گرفتن اختیار جامعه توسط خود کارگران و مردم راه واقعی مقابله با فقر و فلاکت و تهدید جنگ و کل اوضاع پرمخاطره فعلی است. حزب کمونیست کارگری با تمام قوا برای تحقق این راه حل مبارزه میکند. حزب در برابر همه تلاش هایی که به بهانه جنگ و تحریم اقتصادی به دفاع از جمهوری اسلامی برمیخزند و یا سناریوهای دول غربی برای تحولات از بالای سر مردم را توجیه و تقویت میکند، قاطعانه می ایستد. ما همه کارگران، معلمان، پرستاران، جوانان و دانشجویان، همه زنان و مردان آزاده را فرامیخوانیم تا علیه فقر و فلاکت، علیه جمهوری اسلامی، برای آزادی، برابری و سوسیالیسم به میدان آیند.

حزب کمونیست کارگری ایران

6 بهمن 1390، 26 ژانویه 2012

No to economic sanctions, war threats, and war!




No to economic sanctions, war threats, and war!

Revolution against the Islamic regime of Iran!

The conflict escalation between Western governments and the Islamic regime of Iran is unprecedented. With the decline of the power of political Islam, whose backbone is the Islamic regime, in the wake of the revolution of 2009 in Iran as well as the recent revolutions in the Middle East, the West is now attempting to impose to the Islamic regime a new balance of power. Sanctions against the Central Bank of Iran and oil purchase from the country, cutting off its access to the global market and the official economy along with diplomatic pressures, war of words, and war threats are meant to bring the Islamic regime to its knees and take it to the negotiation table from a weak position. The Islamic regime is resisting very hard against this policy of the West and considers that giving up its anti-western slogans and policies is tantamount to losing its regional position and is a crushing blow to its political-ideological coherence and to its ability to repress in its confrontation with the people in Iran.

Parallel to this conflict, the Iranian bourgeois opposition is more or less divided in two parts: one mainly supporting the western governments and their policies and the other partly, whether explicitly or implicitly, aligned with the Islamic regime.

The recent sanctions have intensified economic impasses of the Islamic regime to the degree of collapse of the whole economic system. It is obvious that the vast masses of workers and people are the main victims of this situation who are contending with skyrocketing inflation, severe decrease of purchasing power, dramatic fall of standard of living, non payment of their low wages, massive unemployment and social consequences of this situation such as drug abuse and prostitution. The conflict between Western governments and the Islamic regime and the sanctions that have endangered the social life in Iran are a reactionary act of inhumanity.

This situation has at the same time intensified the dead ends of and the conflicts within the Islamic regime in such a way that a fear of people’s rise and a repetition of the recent revolutions in the region against the regime is daily expressed by its head. On the other hand, the people of Iran, who drove the Islamic regime to the verge of downfall by their revolution in 2009 and who follow with enthusiasm the revolutions of the people of Tunisia, Egypt, Libya, and Syria as well as the movement of Occupy, are not going to be just passive onlookers and victims of this scene.

The real way to fight poverty, misery, threat of war, and the whole present hazardous situation is the expansion of the struggle against the Islamic regime in all arenas, as well as overthrowing the regime by the people’s revolution and overtaking the running of society by the workers and people themselvs. With all its might, the Worker-communist Party of Iran fights for realizing this. WPI will fimly stand against all attempts to support the Islamic regime on the pretext of economic sanctions and war, or to legitimize the Western governments’ scenarios of a change from above. The Party calls on workers, teachers, nurses, and students, all freedom-loving youth, women, and men to enter the scene against poverty and misery, against the Islamic regime, and for freedom, equality, and socialism.

Worker-communist Party of Iran

January 26, 2012

خدا یک رویا است و کتاب های مقدس هری پاتری در دوره ی جدید هستند




به نام هویت انسانی
داستان های انجیل و قرآن ، تضادها ، تناقضات و نیز اشتباهات بسیار دارد و من می دانم که این کتاب ها به هیچ وجه ارزش ندارد و بلکه گروهی شیاد و دروغگو ، آنها را پدید آورده اند. من اعلام می دارم که دین ، سدی بلند ، مقابل علم و دانش و کوبنده ی عقل و منطق و هویت انسانی است. این باور من است که تمامی دین ها به ویژه آنهایی که آسمانی و یا خدایی نامیده شده اند ، هذیان ، پندار ، افسانه و بی پایه هستند.
قرآن و انجیل و تمامی کتاب های دینی ، باور نکردنی ، خنده دار ، خرافی ، حتی ضد انسانی و اخلاقی اند.
به نظر من سلاحی که باید در مقابل توهمات دینی ، به دست گرفت ، مغز و قلم است.
با مهر
بهمن مرادیان پی

نه به جنگ ، نه به بمب اتم و نه به جمهوری اسلامی و هر نوع حکومت دینی




به نام هویت انسانی

يک مقام ارشد آمريکايی که نامش برده نشد، به روزنامه هاآرتص گفته است که «اسرائيل در مورد حمله به ايران، جدی تر از گذشته فکر می کند.»
آقای باراک گفت: «يک ايرانِ اتمی، نه تنها تهديدی برای اسرائيل، که برای همه جهان است؛ بعد از هسته ای شدن ايران، حتماً کشورهای ديگری نيز مانند عربستان سعودی، ترکيه و حتی مصر ممکن است که بخواهند سلاح هسته ای داشته باشند.»
روزنامه بريتانيايی «گاردين» روز شنبه به نقل از بلند پايگان وزارت خارجه و وزارت دفاع آمريکا نوشته بود که حمله اسرائيل به ايران اجتناب ناپذير شده است زيرا بسياری از مقامات آمريکا و مشاوران اوباما در کاخ سفيد نيز به اين باور رسيده اند که تحريم ها عليه ايران موفق نخواهد بود و مانع از حمله نخواهد شد.

۱۳۹۰/۱۲/۰۳

دیانت و خداباوری یک اتیسم واقعی است




به نام هویت انسانی

دین و خدایان ساختگی مسئول مستقیم عقب ماندگی و اتیسم انگاری اجتماع هستند .دستگاه و صنعت دین ترویج دهنده ی اصلی خشک اندیشی.
من به عنوان یک آتئیست ، کوبنده ی دین و خداباوری هستم و این آداب را باور نکردنی و خنده آور و در انتهای تاریکی زندگی کردن می دانم. این فرهنگ را خنده دار و حتی ضد اخلاقی و انسانی می دانم و ادامه ی این رفتارها را در قرن حاضر ، تجاوز به زنده بودن زندگی می شمارم.
من نقطه ی مقابل دین باوری و پروردگار نگری هستم و یک خشم دیوانه وار بر علیه دین ، مذهب و هر گونه خرافه و توهم دارم و پرچم سرخ رادیکال ، برخورد با این صنعت (دین) را در دست دارم. شیفته ی علم و شیدای حقیقتم و یک تازیانه ی فکری تمام عیار ، برای افراد مذهبی هستم و تا آخرین لحظه زندگی ام ، می نویسم و نقد رادیکالم را در این رابطه به ثبت می رسانم.
زنده باد آتئیسم
زنده باد زندگی
با مهر
بهمن مرادیان پی

کارل مارکس مردی بی وطن بود.



به نام هویت انسانی

امیدوارم که از این سرگذشت لذت ببرید و دوستانی که با من رابطه ای نزدیک دارند ، قطعا به نقاط مشترک زیادی در این سرگذشت برمی خوردند که شاید ...
کارل مارکس انقلابی و رادیکال در بررسی ها ، پژوهش ها و نوشته هایش بسیار دقیق بود. به هر کتاب و سند و یا نوشته ای که اشاره می کرد ، دست اول بود و همیشه می کوشید ، اگر اصل مطلب به آلمانی ، فرانسوی یا انگلیسی نوشته شده ، آن را به همان زبان بخواند و از ترجمه استفاده نکند. مارکس شیوه های تجربه و تحلیل علمی و فلسفی را از آثار هگل آموخت. پس از پایان تحصیلات دانشگاهی و گرفتن درجه ی دکترا در فلسفه و دریافت مدراک در رشته ی حقوق ، کارل مارکس به دنیای روزنامه نگاری و روزنامه نویسی گام گذاشت. علت این بود که چون به عنوان دانشجویی انقلابی و تندرو مشهور شده بود ، هیچ دانشگاهی حاضر به استخدامش نبود. خبرنگاری و مقاله نویسی و سردبیری تنها شغل ، گاه گاهی بود که تا پایان عمر نصیب وی شد. از آنجا که پیوسته کارگران و زحمت کشان را تشویق به اعتصاب و انقلاب می کرد ، پس از مدتی روزنامه اش توقیف و در بیشتر مواقع از آن شهر و کشور اخراج می شد!
زمانی که کارل مارکس از شهر یا کشوری اخراج می شد ، نخستین کارش به راه انداختن یک روزنامه دیگر بود . دیری نمی گذشت که بار دیگر غرش رعد آسای مارکس ، از یک گوشه ی دیگر اروپا به گوش کارگران پیشرو و پیشتاز می رسید . در این اخراج های متوالی در یک پروسه ، کارل مارکس ناگهان تبدیل به مردی بی وطن شد ! کشورهای اروپای مرکزی ، جایی برای مارکس و خانواده اش قائل نشدند ! آخرین کشوری که او را پذیرفت انگلستان بود !
و این چنین است که حال ، من در اینجا هستم شاید ...
با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۲/۰۲

دین نوعی باید و یا تنها عقیده




به نام هویت انسانی

دین نوعی گوشت اضافه چسبیده بر روی صورت است ، که اگر هم جراحی شود ، باز هم ردی از خود به جای می گذارد.

با مهر
بهمن مرادیان پی

دو انسان با یک مغز




به نام هویت انسانی

دین باوری و آفریدگار تراشی ، مانند دو انسانی هستند ، که از سر به هم چسبیده اند و تنها یک مغز دارند ! اگر از هم جدا شوند یکی از آنها و چه بسا هر دو از بین می روند.

با مهر
بهمن مرادیان پی

دین نوعی عفونت روانی است




به نام هویت انسانی

دین نوعی عفونت روانی است ، اگر شما به هر بیمارستانی مراجعه کنی ،کاری برایت نمی کنند ، مسیر و راه دانشگاه و کتابخانه را نشانت ، می دهند ، زیرا تو باید بروی دانش فراگیری ، تا این بیماری ات رفع شود.

با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۲/۰۱

چرائی وجود گلبول سفید و قرمز در خونم



به نام هویت انسانی

در زندگی برای عکس هایم و دوستانم احترام بالائی قائلم هستم . آنها مانند قطعاتی از پازل زندگانی ام هستند. دوستانم مانند گلبول های قرمز در خونم هستند و عکس هایم همانند گلبول های سفید خونم ، دوستانم خونم را اکتیو می کنند و عکس هایم ، از گذشته ی زندگی من دفاع. امیدوارم که همیشه هر دو گلبول را با هم داشته باشم ، زیرا لازم و ملزوم زندگی ام هستند.

با مهر
بهمن مرادیان پی

تاب و ....




به نام هویت انسانی

من همانند تاب و سرسره هستم ، هم می توانم باعث شادی و نشاط شوم ، هم در پاره ای از زمان ، حال بهم زن.

با مهر
بهمن مرادیان پی

۱۳۹۰/۱۱/۳۰

بهمن مرادیان پی : میزگرد در مورد انقلابات و اعتراضات جهانی در برنامه ی 25 ثانیه


بهمن مرادیان پی : میزگرد در مورد انقلابات و اعتراضات جهانی در برنامه ی 25 ثانیه


فرستادن به ایمیلچاپ
Share


bahman moradian

میزگرد در مورد انقلابات و اعتراضات جهانی در برنامه ی 25 ثانیه


با توجه به جاری بودن انقلابات خاورمیانه و شمال افریقا و نیز اعتراضات جنبش "99 درصدی ها" و جنبش "اشغال Occupy" که در شماره های قبلی ما گزارشاتی از آخرین موقعیت و تحولات این اعتراضات که بر علیه نظام سرمایه داریست را منتشر کرده ایم و برای جوانان و جامعه ایران که در آستانه تحولات و انقلاب عظیمی ست مناسب دیدیم که در جریان آنچه بین فعالین و سازماندهندگان این جنبشها میگذرد قرار بگیرند. پیاده کردن این میزگرد توسط بهمن مرادیان پی صورت گرفته است.ج.ک.

سلام، من کیریس برنز هستم ، به برنامه 25 ثانیه خوش آمدید. در این برنامه به قلب یکی از موضوعات خبرساز نزدیک می شویم، و از دست اندرکاران، می خواهیم که در 25 ثانیه به پرسش های مطرح شده ما پاسخ دهند :تظاهرکنندگان در جریان انقلابات خاورمیانه و شمال افریقا حاکمان را سرنگون کردند و در ادامه وال استریت و خیابان های بسیاری را در امریکا اشغال کردند ، آنها در جریان بحران اقتصادی نیز در اروپا با خشمی برانگیخته دست به تظاهرات زدند و خواستند تا صدایشان شنیده شود .این نسل را نسل Y می نامند .این نسل در ده های 1980 و 1990 کودکیش بوده و یا به دنیا آمده و می خواهد دنیا را تغییر دهد و با اینترنت و ماهواره بزرگ شده و از نظر اطلاعات فنی، از نسل قبلی خود یا نسل X زرنگ تر است، به رسانه های سنتی باور ندارد و خود را با شبکه های اجتماعی توانمند کرده است. در یادگیری و مهارت سریع است .چرا 25 درصد از این نسل در اسپانیا بیکار است؟ ابتکار و خلاقیت آن چگونه می تواند بروز کند؟ آنها چگونه دنیائی می خواهند و چه نقش سیاسی در اروپا و دیگر کشورها بایستی داشتند باشند؟ در این برنامه آملیا آندره دوتر ، 24 ساله و جوان ترین عضو پارلمان اروپا در بروکسل با ماست ، که قبلا در دانشگاه ریاضی خوانده و به عنوان نماینده حزب "دزدان دریائی" در سوئد انتخاب شده است. همچنین در اینجا در بروکسل ، میگل آنگیل با ماست که در جنبش معروف به "خشم" شرکت داشته و در زمینه ی حقوق سیاسی و دفاع از حقوق زنان کار می کند. و از ژنو گرونیمو کارلورن رئیس "بنیاد اجتماعی جوانان" ، وابسته به اتحادیه اروپا با ماست ، که یکی از شکل دهندگان فرمول جهانی اقتصاد است و از کار آفرین های با استعداد است.همه شما خوش آمدید به این برنامه!

اجازه بدهید پرسشی را با همه ی شما مطرح کنم و ابتدا با آملیا آندره دوتر شروع کنم :نسلی را که نسل Y می نامیم را چگونه می بینید ، آنها با نسل X و با نسلی که هنوز کودک هستند متفاوت هستند؟

آملیا آندره دوتر :نسل Y ، در یک دنیا جهانی شده رشد کرده که ، با دنیای دو نسل دیگر متفاوت است . اما ارتباطات جهان را آنقدر به هم نزدیک کرده است که می بینیم ، جنبش های اعتراضی به همه جا گسترش یافته و می بینیم مردم بسیاری در فراسوی مرزها در آن شرکت می کنند.

بسیار خوب آملیا به سراغ میگل می رویم :شما چگونه می بینید ؟

میگل آنگیل :من فکر می کنم ما نسلی هستیم که بیشترین بها را به خاطر این بحران می پردازیم و هیچ گونه امکان مشارکت با معنایی، برای تغییر شرایط نمی یابیم، به همین خاطر به خیابان ها می رویم تا بگوییم این شیوه کار نمی کند.

بسیار خوب گرونیمو کارلورن شما این مساله رو چگونه می بینید ؟ مردم در خیابان هستند ، نسل جدید هم، همین طور ، شما چه تفاوتی در این نسل با نسل قبلی می بینید ، که بعضی از آنها هم به خیابان آمده اند؟

گرونیمو کارلورن :نسل Y پرسش را به این گونه مطرح می کند ، که دیگر نیاز نداریم ، مردم را مورد خطاب قرار بدهیم و بگوییم شما مقصر هستید، ما از خودمان می پرسیم که نحوه ی مشارکت ما چگونه می تواند باشد؟ چگونه می توانیم، تغییراتی را که می خواهیم، انجام دهیم؟

بسیارخوب میگل آنگیل شما به عنوان یک شرکت کننده در جنبش خشم ، چگونه می خواهید جهان را تغیییر دهید؟ پرسش های زیادی در زمینه ی فرهنگی ، سیاسی، زیست محیطی و اقتصادی مطرح هستند ، چگونه می خواهید، تغییر ایجاد کنید؟

میگل آنگیل :اول از همه نیاز داریم تا تشخیص خودمان را ، در مورد سیاست های سنتی ، مطرح کنیم و این که نظریه ی اکثریت های تناوبی در سیاست دیگر کار نمی کند ، ما می خواهیم به توسعه، نوع مشارکتی دموکراسی سیال و قابل انتقال دست یابیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم.

بسیار خوب میگل، اجازه بدهید برویم سراغ آملیا آندره دوتر .شما یک سیاستمدارید و سخن از سیاست است .

آملیا آندره دوتر :آنچه ما واقعا در نهادهای سیاسی نیاز داریم، شفافیت و چشم انداز روشن تر در مقابل تصمیم گیریهای سیاسی است ، در حالی که، قوانین و شرایط جغرافیائی، متمرکز هستند و در حال حاضر با مقررات جهانی و مقررات اروپایی و کشوری و محلی رو به رو هستیم! به ساده کردن آنها نیاز داریم .حتی در یک دموکراسی مشارکتی اگر شهروندان چشم اندازی نداشته باشند، چگونه می توانند ، تاثیرگذار باشند؟ به نظر من حقیقت این است .

بسیار خوب ، گرونیمو کارلورن ، شفافیت نکته ی کلیدی است و یا مساله ی دیگری را برای تغییر جهان مهم می دانید؟

گرونیمو کارلورن: من آن چیزی را که آملیا گفت را ادامه می دهم، ما فقط نیاز شنیده شدن صدایمان را نداریم، به داشتن جایگاهی برای شرکت عادلانه درتصمیم گیری ها نیز، نیازمندیم، همچنین نباید منتظر دعوت باشیم، بلکه باید جایگاه مان را خودمان ایجاد کنیم .

بسیار خوب برای ایجاد این جایگاه شما تا اندازه ای در شبکه های مجازی این کار را کرده اید و میگل آنگیل از شبکه های اجتماعی برای این کار استفاده کرده است ، شما قدرت اینترنت و شبکه های اجتماعی را برای استفاده ی مردمی نظیر خودت را چگونه می بینید؟

میگل آنگیل :در مورد پرسش اول شما باید بگویم که نسل کنونی همه ی اطلاعات خود را از احزاب سیاسی و اتحادیه های صنفی دریافت نمی کند ، با ارتباطاتی با شبکه های افقی مانند ایمیل و فیس بوک داریم که روند مشارکت دیگری را ایجاد می کند ، که متفاوت است با این که همه ی مردم گرد هم آیند و درباره ی آینده کنند و مثلا از شما هم دعوت کند که در تصمیم گیری هم شرکت کنید .

آیا از محدودیت این شبکه های اجتماعی ناامید نمی شوید ؟ شما از شبکه ی افقی ارتباطات حرف می زنید و از نه مساله ی رهبری، آیا این واقعا کافی است، یا اینکه شبکه های اجتماعی برای ترجمه و یا انتقال سخن مردم به قدرت سیاسی دچار محدودیت نیستند ؟

میگل آنگیل :خوب این فقط یک ابزار است ، آنچه ما نیاز داریم ، ترجمه و انتقال این ارتباطات به عرصه ی سیاست است و چنین سیاستی می تواند یک جایگزین واقعی باشد.

بسیار خوب ، چگونه انجام می دهید ؟

میگل آنگیل :در سطح جهانی بزرگترین اقدام بین المللی کردن جنبش است و ما این را در جنبش اشغال وال استریت دیدیم ، ما آگاهی بخشی به مردم را پیش می بریم ، همان طور که دید تظاهرات ، ما در 15 اکتبر در ، 1000 شهر به خیابان ها کشیده شد، ما چنین شبکه هایی را ایجاد می کنیم .

اجازه بدهید سراغ آملیا آندره دوتر برویم ، ما اکنون در ادامه بحران اقتصادی هستیم ، نسل Y خود را در آن چگونه می بیند ؟ تا چه اندازه خود را مقصر می داند ؟ و چگونه خود را تطبیق می دهید ؟

آملیا آندره دوتر: من همیشه بحران اقتصادی را به عنوان موقعیتی برای توسعه ای برای آینده ی اروپا دیده ام که می تواند یک چهار چوب، عملی برای حل بحران اقتصادی ایجاد کند ، مانند آنچه در اروپا و در سال 2008 در ایسلند اتفاق افتاد. فکر می کنم در بین جوانان تمایلی ، در این رابطه وجود دارد .

بسیار خوب گرونیمو کارلورن شما در سازمانتان با افراد زیادی از نسل Y سر و کار دارید ، این نسل را هنگام کار چگونه می بینید ؟

گرونیمو کارلورن: من باور دارم که جایگاه آنها مهم تر می شود و ما تلاش می کنیم که جوانان درخلال تحصیلاتشان با طرح های اجتماعی در ارتباط با محیط ، بیشتر درگیر شوند ، تا بتوانند ، تجربیات و مهارت هائی به دست بیاورند ، مسئولیت بپذیرند و شغلی را که می خواهند بیابند .

بسیار خوب، میگل آنگیل بعضی مشاغل در برابر نسل جدید بسیار محتاط هستند و مساله حفاظت سطح بالا و صرف انرژی و تولیدات سطح بالا را مطرح می کنند، پاسخ شما به این انتقاد چیست ؟

میگل آنگیل :واقعیت این است ، که برای تغییرات محیط کار ما نیاز به حل مسائل بزرگ تری در سطح جهان داریم، شرکت های بزرگ مالیاتی کمتری می پردازند، در جایی که باید مالیات بپردازند، با زیان بیشتری، روبروی می شوند ، باید تجارت ، بین المللی نظم تازه ای بیابد .

آملیا آندره دوتر آیا امیدوارید که اتحادیه ی اروپای می تواند به نسل Y چشم اندازی برای یافتن و شانس شغل بدهد ؟

آملیا آندره دوتر: آنچه ما نیاز داریم بین المللی کردن، بیشتر ارتباطات و همبستگی بیشتر در سطح اروپا است .

منظورتان چیست و چگونه می توان آن را انجام داد ؟

آملیا آندره دوتر :ما باید بتوانیم ، سیاستمداران را و نیز دولت های ملی را در بروکسل وادار کنیم که در قبال تصمیمات سیاسی اشان پاسخ گو باشند، سال گذشته در رویاروئی با بحران اقتصادی، درگیر بی عملی شدند .

و آخرین سوال! گرونیمو کارلورن شما نسل Y را بسیار آرمان گرا می دانید ، چگونه می توان بدون بیان آرمان ها آن ها دست یافت؟

گرونیمو کارلورن :فکر می کنم، پرسش اولیه ی شما این بود که چه چیزی ما را، نسبت به نسل قبل متفاوت می کند، فکر می کنم ما این آرمان گرائی را حفظ کرده ایم، زیرا هنوز ما به آرمان هایمان خیانت نکرده ایم .

ما می توانیم برای هر فردی راه متفاوتی، را برای مشارکت بیابیم، به ویژه در اتحادیه ی اروپا، که بیشتر به آن نیاز است .

آملیا آندره دوتر: فکر می کنم زمانی که مساله ای را خصوصی می بینیم ، بیشتر نیاز به تفاهم و سازش داریم .

بسیار خوب باسپاس از همگی شما که در این برنامه ما را همراهی کردید.

این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 539 منتشرشده است. نشریه را از لینک زیر میتوانید دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/?vf5x4yb1igof3bg