برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۵/۲۲

ماهی در خاک



به نام هویت انسانی


روزها در پی گذشت است و روزگار به سمت تبلیغات !

مردم دنیا و اکثر کشورها ، زیر فشار ، دولت ها و حکومت های نا لایق !!

از این وضعیت تنها جمهوری اسلامی است که از آب گل آلود ، ماهی می گیرد و به نفع خود دست به تبلیغ می زند !؟

چند روزی است که در انگلستان بر سر بی لیاقتی دولت و شخص آقای دیوید کامرون ، درگیری پیش آمده و مردمی که در حق شان ظلم شده و خصوصا نسل جوان در خیابان ها ریخته اند!

مردم بر سر حقوق شان به خیابان ها ریخته اند ، ولی هم چنان دیوید کامرون ، مردم را خراب کار و جانی می خواند ! درست حرکات پلیس و شخص ایشان ، ذهن ها را به سمت حکومت اوباشان جمهوری اسلامی ، می راند!!!

در این رفتارها و حرکات ، شباهات زیادی وجود دارد!؟ آقای احمدی نژاد مردم را خس و خاشاک می خواند و آقای دیوید کامرون ، مردم را دزد و جانی می خواند!! در رفتارها و صحبت های این شخصیت ها ، نقاط مشترکی یافت می شود!

مردمی که به خیابانها ریخته اند ، شاید نتوانند خواسته اشان را عنوان کنند ، ولی برای فشار وارده که حاصل سیاست های غلط حکومت بوده به خیابانها ریخته اند!!!

با این رفتارها از سوی مردم ، ابتدا به ساکن عنوان می شود که نظام حاکم ، مشروعیت ندارد!!

حال در این وضعیت تبلیغات جمهوری اسلامی جالب است! نظامی که بر سر مردم خود این چنین آورده و مردم را به خاک و خون کشیده ، حال از آزادی حرف می زند و خواهان آزادی برای مردم انگلستان شده !

نظامی که از نظام های خون ریز طرفداری می کند ! حال قیام مردم انگلستان را ، قیام محرومین می خواند!!

می توان به جرات گفت :

که مردم ایران از ناراضی ترین قشرهای مردمی هستند و مشکل اساسی با این نظام دارند! حال نظام رفتارهای سیاسیون انگلستان را زیر ذره بین قرار داده و در تمام شبکه های تلویزیونی ، تبلیغات می کند و در این شرایط در حال جمع کردن مشروعیت برای خود است .

تعداد کشته شدگان را بالا و پایین می کنند ! ترجمه ی صدای معترضین را به دل خواه تغییر می دهد و....

جالب تر از جالب این است که نظامی که خود باعث نا امنی در خاورمیانه شده ، حال سنگ امنیت در انگلستان را به سینه می زند و نگران مردم این گوشه از دنیاست!!!

وقتی این رفتارها را از نزدیک در انگلستان می بینم و تبلیغات جمهوری اسلامی را از سوی دیگر می بینم ، تنها دل سوزی برای مردم می توانم بکنم و آنهایی که مانند ماهی در خاک وطن گیر کرده اند و باید در آتش نادانی این نظام بسوزند ! واقعا نمی توان سر راحت زمین گذاشت!

نظامی که از روی بی لیاقتی ، باعث می شود سالیانه افراد فعال و نخبگان راهی کشورهای غربی شوند ، حال درب کنسول خود را در لندن بر روی معترضین باز می کنند!!

واقعا خجالت آور است!!

نظامی که نمی تواند امنیت خودش را تضمین کند ، به فکر ارسال نیرو به کشورهایی چون سوریه و انگلیس و .... است!!

واقعا خجالت آور است!!

امیدوارم روزی را با چشم ببینم که این کره خاکی ، تهی از نقض حقوق بشر شود و همه ی مردمان به دور از هر گونه تبعیض ، در کنار هم زندگی کنند و شاهد یک اجتماع سبز باشیم و دیگر از این دست درگیری ها را شاهد نباشیم.

زنده باد زندگی

سرنگون باد جمهوری اسلامی

بهمن مرادیان پی

not religions



"rights , equality and respect are for people , not religions or beliefs.

humanism for me is holding nothing sacred but the human being."


maryam namazie
human rights activist

۱۳۹۰/۰۵/۲۱

فرق کامرون (نخست وزیر انگلیس) با احمدی نژاد و خامنه ای چیست؟



















به نام هویت انسانی‌

او معترضین را "جنایتکار" و "غارتگر" می نامد،

اوباش اسلامی تهران آنها را "میکروب" و "خس

و خاشاک" و "عامل بیگانه" نامیدند.

چه کسی جز

امثال کامرون و خامنه ای و بانک ها و شرکت

هایشان دارد مردم را غارت میکند؟

جنایتکار کیست ?

مردم محروم و بیکار یا دستگاه های

امنیتی نظیر پلیس انگلیس و سپاه و بسیج؟

۱۳۹۰/۰۵/۲۰

متن کامل کیفرخواست علیه سران جمهوری اسلامی به جرم نسل کشی!!! و جنایت علیه بشریت


edamiran



نوبت محاکمه سران جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت فرا رسیده است.


نامه سرگشاد فرشاد حسینی به دادگاه بین لمللی جنایی لاهه بمناسبت ۱۷ جولای روز جهانی عدالت جزایی :


۱۷ جولای روز جهانی عدالت جزایی است. ۱۳ سال پیش (۱۷ جولای ۱۹۹۸) در چنین روزی دولتهای جهان در روم معاهده روم را به تصویب رساندند. معاهده ای که دادگاه بین المللی جنایی لاهه را ایجاد و مسئول پیگرد سران دولتهایی قرار داد که مرتکب جنایت علیه بشریت، نسل کشی و جنایات جنگی شده و در کشور خود امکان محاکمه آنها نیست.

در سیزدهمین ساگرد تصویب معاهده روم و در سالگرد روز جهانی عدالت جزایی و در ادامه شکایت کمیته بین المللی علیه اعدام در تاریخ ۲۸ آگوست ۲۰۰۸ با شماره پرونده OTP-CR-777/09 و به نمایندگی از کمیته بین المللی علیه اعدام و صدها تن از قربانیان و شاکیان جنایتهای جمهوری اسلامی خواهان رسیدگی سریعتر دادستانی و مقامات قضایی دادگاه بین المللی جانیی لاهه به پرونده کیفری سران جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه میباشم. در زیر توجه قضات این دادگاه را به متن کیفرخواست علیه سران جمهوری اسلامی جلب میکنم:

جمهوری اسلامی یکی از جنایتکارترین رژیم های سیاسی دنیاست. آنچه ویژگی منحصر به فرد جمهوری اسلامی در ارتکاب جنایت علیه بشریت و نسل کشی را تشکیل میدهد، مستمر بودن و سیستماتیک بودن این جنایات در طی سه دهه میباشد. جمهوری اسلامی قاتل سه نسل از مخالفینش میباشد. جمهوری اسلامی تنها رژیم سیاسی دنیاست که پرونده جنایتش به یک دوره کوتاه معین ختم نمیشود. جنایت در جمهوری اسلامی از نخستین روزهای به قدرت رسیدن آنها در سال ۵۷ آغاز و تا به امروز بطور متوالی نقشه مند و سازمان یافته اجرا میشود. از معدود رژیمهای سیاسی دنیاست که دامنه جنایتهایش از مرزهای جغرافیایی خود فراتر رفته و در کشورهای متعددی جنایت انجام داده است. معدود رژیمهای سیاسی دنیاست که قربانیانش را تنها شهروندان کشوری که حاکمیت دارد در بر نمیگیرد و شهروندان سایر کشورها نیز، طعمه آتش جنایت جمهوری اسلامی شده اند. جمهوری اسلامی یک تهدید و خطر جدی نه تنها برای مردم ایران که برای کل بشریت در سراسر دنیاست. جمهوری اسلامی با ابتدایی ترین حقوق و آزادیهای اساسی و پایه ای مردم منافات ندارد. سران این نطامی که سه دهه وسیعترین جنایت علیه بشریت را مرتکب شده اند باید هر چه زودتر در دادگاههای بین المللی به محاکمه فراخوانده شوند.

سران جمهوری اسلامی به دلایل زیر بر اساس ماده های ۶ و ۷ اساسنامه روم متهم به جنایت علیه بشریت و نسل کشی بوده و باید محاکمه شوند:

۱- قتل عام یا کشتار دسته جمعی (ماده ۶ اساسنامه روم)

سران جمهوری اسلامی از اولین روزهای به قدرت رسیدنش در سال ۵۷ کشتار مخالفین سیاسی خود را نقشه مند، آگاهانه و سازمان یافته و بطور مداوم به قصد نابودی فیزیکی دستگیر، شکنجه، اعدام و به قتل رسانده و کماکان به این جنایت ادامه میدهد. . مهمترین موارد این کشتارهای سیاسی جمهوری اسلامی به قرار زیر است:

کشتار مردم خوزستان (مرداد ۵۸)

در ۹ خرداد ۵۸ نیروهای نظامی رژیم به مردم و مخالفین حکومت در خرمشهر یورش کرده و مردم را به رگبار مسلسل بسته و صدها تن از مردم بیگناه از زن و مرد و کودک و پیر را قتل عام میکنند. آمار کشته شدگان بیش از ۲۰۰ نفر اعلام شده است.

کشتار مردم کردستان در مرداد ۵۸

در ۲۸ مرداد ۵۸ خمینی فرمان حمله سراسری نطامی به کردستان را صادر کرده که به دنبال این یورش نظامی و حملات نطامی چه از طریق بمب افکن ها و چه از طریق دستگیری و اعدامها صدها نفر به قتل میرسند.

کشتار مردم در روستای قارنا در شهریور ۵۸

در اثر یورش نظامی سازمان یافته جمهوری اسلامی به روستای قارنا در کردستان در تاریخ ۱۰ شهریور ماه ۱۳۵۸ تعداد ۷۰ نفر از اهالی روستا که عموما زن ها و کودکان بودند به قتل میرسند..

کشتار مردم انزلی در مهر ماه ۵۸

در مهر ماه ۵۸ سپاه پاسداران به سمت ماهیگیران انزلی که خواهان حق آزادنه صید در دریای انزلی داشتند آتش گشوده و ۳ نفر را کشته و ۵۰ تن را مجروح ساختند. در فردای آن روز اعتراض توده ای و وسیع تری برگزار میشود که باز سپاه به مردم آتش گشوده و تعداد دیگری از مردم را به قتل میرساند.

کشتار مردم گنبد و ترکمن صحرا (اسفند ۵۸)

در اسفند سال ۵۸ جمهوری اسلامی در یک یورش خونین به مردم گنبد و ترکمن صحرا بنا به منابع دولتی ۹۴ نفر را در یک روز تیرباران کردند.

کشتار دانشجویان تحت عنوان انقلاب فرهنگی (اردیبهشت ۵۹)

در اواخر فرودین ۵۹ خمینی فرمان یورش به دانشگاهها و سرکوب کلیه نیروهای سیاسی مخالف را میدهد که با اجرای این طرح:

یورش نظامی و سرکوبگرانه به کلیه دانشگاهها در سراسر کشور انجام گرفته که در اثر آن طبق آمارهای دولتی ۳۸ نفر کشته و بیش از ۱۵۰۰ نفر زخمی شده اند.

  1. صدها نفر دستگیر و مورد شکنجه و تعدادی نیز اعدام میشوند.
  2. کل دانشگاههای کشور را به مدت ۲ سال بسته و از تحصیل مردم جلوگیری کردند.
  3. تعداد زیادی از اساتید و کارمندان و دانشجویان را برای همیشه از دانشگاه اخراج کردند.

کشتار سالهای ۶۰ تا ۶۷

از روز ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ جمهوری اسلامی یک تعرض نطامی امنیتی پلیسی خشونت آمیزی را باه قصد نابود سازی کلیه گروهها و فعالین و اعضا و هواداران گروههای سیاسی مخالف دولت آغاز کرد که در طول این مدت هزاران نفر کشته و دهها هزار نفر دستگیر و تحت شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند.

کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷

در ماههای مرداد و شهریور ۶۷ جمهوری اسلامی طی یک برنامه سازمان دهی شده دست به کشتار وسیع زندانیان سیاسی در سراسر زندانهای کشور زد. تعداد قربانیان و اعدامی های این جنایت تا ۱۲۰۰۰ نفر اعلام شده است اما لیست و نام‌های مشخص حداقل ۵۰۰۰ نفر توسط سازمان‌های مختلف اعلام شده است.

کشتار اعتراضات ۱۳۷۱

به دنبال افزایش تورم اقتصادی به بالای ۵۰ درصد در شهرهای مختلف ایران علیه سیاستهای اقتصادی دولت تظاهراتی صورت گرفت که جمهوری اسلامی این اعتراضات و تظاهراتها را با خشونت و کشتار مردم سرکوب کرد.این تظاهراتها در شهرهای مشهد، اراک، مبارکه، چهاردانگه تهران و... بود. طبق آمارهای دولتی تنها در شهر مشهد دست کم ۶ نفر کشته شدند.

حمله به دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸

به دنبال تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف یک روزنامه در ایران، نیروهای نظامی جمهوری اسلامی به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله برده و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز روز شنبه ۱۹ تیر درگیریهای گسترده‌ای روی داده که به کشته شدن چندین نفرانجامید.

کشتار مردم معترض ابادن در تیر ماه ۱۳۷۹

در روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۷۹ مردم آبادان در اعتراض به وضعیت بد آب آشامیدنی دست به اعتراض زدند. مقامات دولتی با بسیج نیرواز اهواز و سایر شهرها در همان روز فضای شهر را نظامی کرده و دست به کشتار وسیع مردم زدند. در جریان این سرکوب دهها نفر از مردم بیگناه آبادن کشته صدها تن مجروح و صدها تن دستگیر و راهی شکنجه گاهها شدند.

قتلهای سیاسی زنجیره ای (سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶)

قتل های سیاسی که با قصد از بین بردن مخالفین توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی انجام گرفت. در اثر این قتلها تعداد ۱۴۰ نفر کشته شدند.

کشتارمخالفین و معترضین بعد از انتخابات ۱۳۸۸

در طی تنها یک سال از خرداد ۸۸ تا خرداد ۸۹ جمهوری اسلامی اعتراض مردم را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب کرده و میکند. بر اساس گزارشات منتشر یافته طی این یک سال بیش از ۱۰۰ نفر در خیابانها به ضرب گلوله یا زیر شکنجه به قتل رسیده اند. ۱۸۰۰۰ دستگیر شده اند و نزدیک به ۴۰۰۰۰ فقره نقض حقوق بشر ثبت شده است. در طول این مدت هزاران نفر مجبور به ترک کشور و پناهندگی در کشورهای دیگر شده اند.

۲- جنایت علیه بشریت (ماده ۷ اساسنامه روم)

جمهوری اسلامی همچنین در طول حاکمیت سه دهه خود مرتکب اعمالی شده است که عین مصداق جنایت علیه بشریت میباشد.

در زیر به بخشی از مصادیق جرم جمهوری اسلامی در این زمینه میپردازیم:

  • جمهوری اسلامی در طول سه دهه از حاکمیت خود بطور سیستماتیک و سازمان یافته مرتکب اعمالی از جمله قتل، حبس و محرومیتها و آزارهای فیزیکی و جسمی، شکنجه، تجاوز، بردگی جنسی شده است.
  • دستگیری شکنجه و اعدام کلیه گروههای سیاسی مخالف نظام و تلاش برای انهدام کامل این گروهها و کلیه منابع و امکانات مالی و ملکی آنها.
  • دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام مخالفان دینی حاکمیت، لائیک ها و اقلیت های مذهبی و تحمیل تبعیض آشکار علیه آنها
  • دستگیری، شکنجه، آزار و اعدام همجنس گرایان
  • دستگیری شکنجه و اعدام کلیه مخالفین سیاسی دستگیری شکنجه و اعدام

  • تروریسم دولتی شامل انجام فعالیتهای تروریستی علیه مخالفین سیاسی در خارج مرزهای ایران

ترورهای سیاسی ایرانیان در خارج

براساس گزارشات خبری انتشار یافته، جمهوری اسلامی تعداد ۴۰۰ نفر مخالفین سیاسی ایرانی را در خاورمیانه، اروپا و آمریکا ترور کرده است. این ترورها در کشورهای عراق، ترکیه، پاکستان، فرانسه، آلمان ، اتریش، سوئد، انگلستان، امارت متحده عربی، آمریکا، فیلیپین، سوئیس، هندوستان، ایتالیا، دانمارک، روسیه و قبرس انجام گرفته است.

ترورهای سیاسی غیر ایرانیان

  • صدور حکم ترور برای نویسنده بریتانیایی سلمان رشدی

  • سازماندهی و دخالت مستقیم و غیر مستقیم در فعالیتهای تروریستی در عراق، ، لبنان، اسرائیل و آرژانتین
  • واشنگتن تایمز به چند عملیات تروریستی اشاره میکند که ظرف سی سال گذشته تحت حمایت سپاه پاسداران انقلاب انجام شده اند و از جمله بمب گذاری در سفارت آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳ ، بمب گذاری در مرکز یهودیان در آرژانتین در سال ۱۹۹۴ ، بمب گذاری برجهای خبار ۱۹۹۶ در عربستان سعودی.

در همین زمینه جمهوری اسلامی به دلیل فعالیتهای تروریستی در کشورهای آلمان، فرانسه، آرژانتین توسط دادگاههای این کشورها محاکمه و محکوم شده و جرم تروریستی آنها در این دادگاهها محرض شده است.

  • اعمال تجاوز بعنوان یکی از ابزارهای شکنجه علیه مخالفین حکومت
  • اجرای حکم وحشیانه و قرون وسطایی سنگسار در ایران
  • اعدام کودکان زیر ۱۸ سال
  • استفاده از کودکان در جنگ که بنا بر آمارهای دولتی منجر به قتل ۹۶۰۰۰ کودک زیر ۱۸ سال شده است.
  • تبعید مستقیم و غیر مستقیم کلیه مخالفین سیاسی فکری عقیدتی این نظام. از طریق وادار کردن میلیونها نفر به فرار از کشور.

بردگی جنسی

  • تحمیل قوانین تبعیض آمیز علیه زنان که در اثر آن میلیونها زن به دلیل حجاب و پوشش اجباری دستگیر زندانی یا مورد آزار و اذیت فیزیکی توسط نیروهای نظامی ایران شده است. محرومیت میلیونها زن از تحصیل و اشتغال در برخی از رشته ها. محرومیت میلیونها زن از حقوق برابر در امور ازدواج، طلاق، وراثت و حق سرپرستی بر کودکان. محدودیت در سفر آزادنه زن ها. در نتیجه این قوانین هزاران زن و دختر دچار آزار و اذیت های فیزیکی روحی و روانی شده و صدها زن به همین دلایل دست به خودکشی زده اند.

سایر جرایم مصداق جنایت علیه بشریت

  • سانسور وسیع و سازمان یافته علیه مطبوعات و رسانه های گروهی و مممنوعیت جامعه از دسترسی آزادانه به اطلاعات و افکار غیر دولتی ایجاد محدودیت در دسترسی آزادانه جامعه به اینترنت و ماهواره. دستگیری و مجازات روزنامه نگاران، خبرنگاران

  • اعتراف گیری خودسرانه دولتی از زندانیان سیاسی و نمایش آنها در رسانه های گروهی عمومی اعم از مطبوعات و تلویزیون های سراسری.

  • اعمال مجازات های قضایی وحشیانه و قرون وسطایی چون بردین انگشت های دست و پا بردین دست و پا و در آوردن چشم از حدقه برابر قوانین قصاص و مجازات های اسلامی.

  • ایجاد وسیعترین تبعیضات و بی حقوقی ها نسبت به مهاجرین و پناهندگی غیر ایرانی علی الخصوص مهاجرین و پناهندگان افغانی تبار. محدویت در ازدواج، اشتغال آزادانه و خدمات تحصیل رایگان برای میلیونها پناهنده و مهاجر افغانی و عراقی و غیره. اخراج اجباری و خشونت آمیز ممیلیونها پناهنده و مهاجر افغانی تبار از ایران

  • ممنوعیت ایجاد تشکل های سیاسی مخالف نظام
  • ممنوعیت ایجاد تشکل ها و اتحادیه های صنفی کارگری و کارمندی
  • ممنوعیت حق اعتصاب، تجمعات اعتراضی صنفی یا سیاسی. سرکوب خشونت آمیز هر تجمع مخالف دولت.
  • توقیف ها و دستگیری های خودسرانه دولتی
  • مداخله خودسرانه دولتی در زندگی خصوصی افراد و در امور خانوادگی، اقامتگاه، و مکاتبات و ارتباطات مخالفین سیاسی و کنترل پلیسی شبکه ارتباطی مخالفین سیاسی با فامیل، بستگان و دوستان خود.
  • ممانعت از ورود مخالفین سیاسی خارج کشور
  • محدودیت در اشتغال و سفر برای مخالفین سیاسی
  • وادار کردن افراد به شرکت در تجمعات و برنامه های سیاسی مذهبی دولتی
  • محروم کردن افراد از حق کاندید شدن در اداره امور سیاسی قضایی اجرایی کشور و به تبع آن محروم کردن جامعه از حق مشارکت آزادنه در انتخابات و رای دادن به نمایندگان واقعی خود.
  • ایجاد محدودیت در پوشش زنان و مردان
  • محروم کردن جامعه از حق شرکت آزادانه در فعالیتهای هنری فرهنگی اجتماعی مورد نظر خود. ایجاد محدودیتهای سیاسی و مذهبی در انتشار آثار هنری فرهنگی
  • وابستگی کامل سیستم قضایی به دولت و رویه های سیاسی دولت. بدینگونه سیستم قضایی کشور بطور کامل در خدمت دولت و نطام سیاسی قرار گرفته و با هر مخالف سیاسی برخورد قضایی میشود.
  • وادار کردن زندانیان به اعتراف و شهادت علیه خود از طریق شکنجه و آزارهای فیزیکی روحی و روانی.
  • محرومیت مجرمین و زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی از حقوق و تضمین های اولیه انسانی از جمله تفهیم اتهام حق داشتن وکیل و حق دفاع آزادانه و امن از خود در مقابل اتهامات.
  • محرومیت کل جامعه از برقراری یک ساختار سیاسی مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر مردم و جایگزین کردن آن به سیستم مبتنی بر دخالت مستقیم و مستمر نیروهای نطامی و امنیتی کشور.
  • سلب آسایش و امنیت جامعه و تحمیل یک جنگ بیهوده هشت ساله به مردم که در اثر آن میلیونها نفر کشته و زخمی و اسیر شده و در اثر آن سلامت جسمی، روحی و روانی شان به خطر افتاده است.
  • اقدام برای تولید سلاحهای هسته ای به قصد امتیاز گیری و بهره برداری سیاسی و به خطر انداختن صلح و امنیت جهانی.

**********************

اینها تنها گوشه ای از دریای بیکران اتهامات سران جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی میلیونها نفر شاکی دارد. در مقابل هر یک از این جرایم و اتهامات ذکر شده کوهی از اسناد ومدارک مستدل جود دارد و هزاران شاکی فی الحال موجود حاضرند در خصوص این اتهامات شکایتهای شخصی ارائه دهند.

جمهوری اسلامی با تحمیل خشونت آمیز نظامی امنیتی، یک بربریت تمام و در مغایر با کلیه تعهدات حقوق بشری به جامعه تحمیل کرده است. سران جمهوری اسلامی متهم اند که در طی سه دهه با استفاده از خشونت آمیزترین اشکال سرکوب و نیروی قهریه نظامی یک جنایت عظیم و سیستماتیک و برنامه ریزی شده ای را علیه بشریت سازمان داده اند. امروز کوژکترین پایبندی به عدالت جهانی می طلبد که کلیه کسانی که در ایجاد چنین توحشی دست داشته اند به میز محاکمه کشیده شوند.

نوبت محاکمه سران جمهوری اسلامی در سیزدهمین سالگرد تصویب معاهده روم و در سالرگرد روز جهانی عدالت جزایی فرا رسیده است. امسال باید سال محاکمه سران جمهوری اسلامی و در راس آنان خامنه ای بعنوان نماد اصلی حکومت باشد.

با احترام منتظر اقدامات فوری مقامات دادستانی میباشم.

از طرف کمیته بین المللی علیه اعدام

کمیسیون پیگیری شکایت علیه جمهوری اسلامی در دادگاه بین المللی جنایی لاهه

کمیته بین المللی علیه سنگسار

فرشاد حسینی

استاد عزیزم , یادت بخیر



وضعیت نامناسب جسمی قاسم شعله سعدی، زندانی سیاسی در بند ۳۵۰ زندان اوین!!



در حالی شعله سعدی پنجمین ماه از بازداشت خود را می گذراند که پزشکان زندان اوین هم با توجه وضعیت وخیم جسمانی وی نسبت به سلامتی او هشدار داده و معتقد به عدم تحمل کیفر توسط وی هستند.

به گزارش کلمه دکتر قاسم شعله سعدی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ، وکیل دادگستری و نماینده پیشین دوره های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی از ۵ ماه پیش به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد . او در سال ۸۱ نیز به اتهام توهین به رهبری بازداشت شده بود که بر اثر آسیبهای زمان بازداشت دچارضایعه نخاعی شد و هم اکنون دست چپ وی با توجه به بی حس بودن کامل در معرض فلج قرار گرفته است . در یک ماه و نیم گذشته نیز دو بار پزشکان متخصص مغز و اعصاب زندان اوین نسبت به این وضعیت هشدار داده اند، اما تاکنون هیچ اقدامی توسط مسوولان زندان اوین و قضایی برای درمان این زندانی سیاسی انجام نشده است.

طبق گزارش های رسیده به کلمه، این زندانی حتی برای درمان به بیمارستانی خارج از زندان هم منتقل نشده و تاکنون نیز مسوولان با مرخصی درمانی و اغلب اوقات با ملاقات حضوری او با خانواده نیز جلوگیری کرده اند .

شعله سعدی که با توجه به حکم قبلی اش در سال ۸۱ بازداشت شده ، این بازداشت را کاملا غیرقانونی می داند چرا که حکم وی مشمول مرور زمان شده است . وی در سال ۸۱ در نامه ای به مراجع درباره پایه های مشروعیت ولایت فقیه سوالاتی را طرح کرد .

طبق قانون جمهوری اسلامی حکم قضایی که مربوط به ده سال قبل است مشمول مروز زمان می شود و اجرای آن غیرقانونی و خلاف بین شرع است .

بر این اساس حکم وی متوقف شده بود اما مشخص نیست با دستور چه مقامی حکم نقض و مشمول مرور زمان شده ، دوباره در مورد ایشان به مرحله اجرا گذاشته شده است . خانواده وی با تاکید بر وضعیت جسمانی بسیار نامناسب این استاد دانشگاه در زندان نسبت به وضعیت او ابراز نگرانی می کنند .

همچنین یکی از اتهامات این زندانی سیاسی مصاحبه های او با رسانه های خبری اعلام شده است که پیش از این توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی این اتهامات مورد بررسی قرار گرفت و بر اساس آن وی به ده سال محرومیت از وکالت و تدریس از دانشگاه محکوم شد . اما بار دیگر پس از دستگیری شعله سعدی همان پرونده به جریان افتاد و با وجود آنکه شعبه سوم بازپرسی این پرونده را مشمول قاعده منع تعقیب دانست و حکم برائت برای آن صادر کرد بر خلاف مقررارت بار دیگر نیروهای امنیتی پرونده را از بازپرس پس گرفته و این بار به دادیاری شعبه اول ارجاع کردند تا شعله سعدی برای انجام یک عمل واحد بار دیگر تحت محاکمه قرار بگیرد .

دکتر قاسم شعله سعدی بارها به این روند غیرقانونی حبس و محاکمه اش اعتراض کرده و برای درمان خواستار دریافت مرخصی درمانی شده اما هر بار مسوولان نسبت به خواسته ها و اعتراض های وی بی توجهی نشان داده اند .

وی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم ( در سال ۱۳۸۸) نیز ثبت نام کرده بود که توسط شورای نگهبان در کنار برخی دیگر از چهره‌های شناخته شده طیف اصلاحات رد صلاحیت شد. او فروردین سال جاری بازداشت و روانه بند ۳۵۰ زندان اوین شد .

۱۳۹۰/۰۵/۱۹

وخامت حال حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس دربند در زندان اوین


وضعیت جسمی حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به‌دلیل خونریزی از مجرای ادراری به وخامت گرویده است. مسئولان زندان اوین و بازجویان حسین رونقی ملکی از مرخصی این زندانی جلوگیری می‌کنند. حسین رونقی که پیش‌تر جهت عمل جراحی کلیوی به بیمارستان خارج از زندان منتقل شده بود احتیاج مبرمی به مرخصی استعلاجی دارد اما مسئولان امر از مرخصی وی جلوگیری می‌کنند. این زندانی پیش‌تر دو بار دچار تشنج همراه با حمله قلبی شده بود. در حال حاضر این زندانی مشکلاتی چون خونریزی از مجرای ادراری؛ درد شدید در کیسه سفرا، درد شدید در ناحیه سینه که از حمله قلبی وی در تشنجی که در زندان اوین داشته رنج می‌برد. این در حالیست که پزشک قانونی وضعیت وی را وخیم و تأیید کرده است که این زندانی سیاسی باید تحت درمان خارج از زندان قرار گیرد. خانواده‌این زندانی بار‌ها با مسئولان امر ملاقات داشته و وضعیت وی را بحرانی گزارش کرده‌اند.

۱۳۹۰/۰۵/۱۸

به پـــــــــــــــا خیز!

به نام هویت انسانی

تو ای نسل آزاد ایران به پاخــــــــــــــــــــــــــیز
توسربازوسردارمیدان به پاخــــــــــــــــــــــــــیز
پریشان زنام توکاخ ستمگــــــــــــــــــــــــــــــــر
زبن بفکن این کاخ آسان، به پا خـــــــــــــــــــیز
سپیدی اسیر شب وشب پرســـــــــــــــــــــــــتان
تلألوی خورشید تابان به پا خـــــــــــــــــــــــــیز
زمین سرخ از خون یاران مــــــــــــــــــــــاست
توخونخواه خون شهیدان به پاخــــــــــــــــــــــیز
شد آباد زندان از آزادگــــــــــــــــــــــــــــــــان
برای نجات اسیران به پا خــــــــــــــــــــــــــــیز
دروغ وخرافه سلاح سفیــــــــــــــــــــــــــــــهان
بکن ریشه چون سیل و توفان به پا خــــــــــــیز
همه پشت برپشت

هم بی شمــــــــــــــــــــــاران توباسبزهم
عهد وپیمان به پا خـــــــــــــــــــــیز

بهار من وتو به بهمن مــــــــــــــــــــــــــه است
فروریزبرف زمستان به پا خــــــــــــــــــــــــیز
توای ترک وکرد ولروسیســــــــــــــــــــــــتانی
جوان غیور خراسان به پا خــــــــــــــــــــــــــیز
فریدون وکاوه توسارا، تـــــــــــــــــــــــــــــرانه
کیانوش وسامان و"مهران" به پا خــــــــــــــیز

با سپاس و احترام

رسانه شمایید

بهمن مرادیان پی

{بهمن بهنود}


مدافعان حقوق بشر، معلمان، رهبران مدنی، روزنامه نگاران و ویراستاران <به ما بپیوندید>


توانا همواره به دنبال همکارانی در میان متخصصان فنی‌ و توسعه دهندگان دوره‌های آموزشی، مدافعان حقوق بشر، معلمان، رهبران مدنی، روزنامه نگاران و ویراستاران، رهبران سازمان های غیر دولتی، فعالان حقوق زنان، سازمان دهندگان اجتماعی، دیده بان‌های حکومت، و فعالان محیط زیست در دنیای آزاد است، کسانی مثل شما که به تعامل با همقطاران خود در ایران علاقه مند هستند.

همکاران توانا مردمانی خوش نیت و علاقه مند به در میان گذاردن تجربیات، دانش و تخصص خود در حوزه‌ی مسئولیت مدنی
با ایرانیان هستند.


شاید شما درسی الکترونیکی را برای تدریس، برنامه‌ای درسی را برای تدوین، یا سمینار مشخصی را برای هدایت مباحث آن با ایرانیان در نظر داشته باشید. شاید علاقه مند باشید "مبادله‌ای در دنیای مجازی" میان باشگاه کتاب، کلاس یا گروه مدنی مردم نهاد شما و یک گروه خواهر فعال در ایران صورت گیرد.

توانا می تواند چارچوب کار، حمایت فنی، فضای مناسب آن لاین، مترجم و برنامه ریزان آموزشی را در اختیار شما بگذارد تا به شما در تماس گرفتن ایمن با خوش استعداد ترین و متعهد ترین رهبران مدنی در ایران کمک کند.

اگر به حمایت از ایرانیان در مبارزه‌ی شجاعانه‌ آنان برای آزاد سازی کشورشان علاقه مند هستید با ما از طریق
پست الکترونیکی تماس بگیرید.


22 بهمن سال 1388


آنچه در این روز بر من گذشت:
به نام هویت انسانی
در این روز وعده بود که ملت سبز ایران برای عدالت و آزادی به خیابان جاری شوند و برای دفاع
از حق خود تظاهرات ضد حکومتی کنند. و بنده هم به عنوان یکی از کوچکترین موج های این
جنبش ، هم فعالیت می کردم و هم خودم را برای این روز ، آماده می کردم.
در روز قبل از 22 بهمن {21 بهمن} تراکت های بسیاری برای پخش، آماده کردم . آن شب تمام
کارهایم را انجام دادم و با خیالی آسوده ، به خواب رفتم. صبح روز 22 بهمن ساعت 6
صبح از خواب بیدار شدم و یک سری کارهای شخصی خودم را انجام دادم و تقریبا ساعت 7:45
دقیقه صبح روز 22 بهمن از منزل خارج شدم. ساعت از 8 صبح گذشته بود که در میدان 7
تیر استقرار یافتم. چون ساعتی وقت داشتم ، برای چک کردن خیابان های مجاور به سمت
میدان ولی عصر و در خیابان کریم خان راه افتادم. شرایط بسیار خطرناک و امنیتی بود .
در مقابل مسجد الجواد تعداد زیادی مزدور حاضر بودند . و در خیابان های مجاور و کریم
خان ، هر نیم متر، یک مزدور با تجهیزات کامل مستقر بود. همین طور من به روند خود
ادامه دادم ، تا به خیابان حافظ رسیدم و یک باره متعجب شدم !!!
همیشه
مامورین امنیتی نظام فاشیستی مذهبی لباس های روتین خود را به تن داشتند که مقداری
از آن هم با پوشش پلاستیک سفت و سیاه عایق بندی شده بود ، ولی این مرتبه به جای
پلاستیک از فلز !!!!؟، روی لباس های آنها استفاده شده بود. تقریبا لباس هایشان
مانند زره بود. و تعداد مامورین گاردی و سوار بر موتور در خیابان حافظ بسیار بود ،
طوری که سرتا سر خیابان را فرا گرفته بودند.
همین طور ادامه دادم تا میدان ولی عصر و شرایطی ارعاب انگیزتر حاکم بود. به دور میدان
رسیدم و از یکی از خیابان های موازی با خیابان کریم خان بر گشتم به سمت میدان 7 تیر
و چیزی که من در فرعی ها مشاهده کردم خیلی بیشتر از خیابان اصلی بود. همه جا را
لباس شخصی ها ، نظامیان و بسیجی ها و مامورین گاردی و... در دست گرفته بودند. من در
یک کوی بن بست تمام تراکت ها را مخفی کردم ، تا مشکلی ایجاد نشود و به مسیر خود
ادامه دادم. تا به میدان 7 تیر رسیدم و یک دفعه یک مامور لباس شخصی به سمت من آمد و
من هم با اعتماد به نفس به سمتش رفتم!!؟؟
به من گفت توی کیفت چیه ؟ گفتم لباسه . درش را باز کردم و تا دید که لباس سبزه .گفت :
لباس سبز.......
و
متاسفانه من بازداشت شدم. داخل ونی که من را می برد . تعداد زیادی بودند و من هم
حدود 20 دقیقه تحمل کردم تا به بازداشتگاه رسیدم. و ازهمان لحظه که ما را پیاده
کردند ، ضرب و شتم شروع شد.
اول من را در یک راهرویی که کامل مشخص بود که برای شکنجه و ضرب و شتم درست شده بود ،
بردند!! و من را با یک نحویه خاص به دیوار می کوبیدند و در آنجا چند نفری به سمت من
که هم دستم بسته بود و هم چشمانم بسته بود و هم به سمت پایین آویزان بودم حمله
کردند و من را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
تقریبا چند ساعتی من را زدند و بعد برای بازجویی ، من را به یک اتاق بردند و در آنجا
بازجویی ...... بود.
در آنجا اول سوال کرد که اسمت چیست ؟ من جواب دادم . این
بازجو ، طوری با من شروع به صحبت کرد که انگار کاملا من را می شناسد و من را با اسم
کوچک صدا می کرد.
از من سوال می کرد
که برای چه به خیابان آمده ای ؟
چرا
آمدی 7 تیر ؟
از چه
طریقی باخبر شدی ؟
آیا از
اینترنت استفاده می کنی ؟
چه نوع
شعارهایی می خواستی سر بدی ؟
چند تا
از دوستانت سبزند ؟
ایمیلتو بده ؟
آیا
ماهواره در منزل داری ؟
از چه
سایت هایی استفاده می کردی ؟
چرا
پوشش سبز داشتی ؟
قرار
بود به کدام مکان حمله بکنید ؟
دوستانت را معرفی کن ؟
در چه
تجمعاتی شرکت کردی ؟
و
خلاصه یک سری سوالاتی که واقعا جواب هایی ........ داشت. من یک سری از سوالات را آن طوری که می خواستم ، جواب دادم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتم
و یک سری را هم جواب ندادم و باز هم مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. ولی با این که ،
فشار بر روی من بسیار زیاد بود ، به هیچ وجه به این فکر نکردم که به دوستانم خیانت
بکنم و اصلا فکر نمی کنم. این ظالمین با فشار زیادی که می آوردند ، دنبال شناسایی
افراد از دهان دوستانشان بودند.
بالاخره بعد از چندین ساعت ضرب و شتم و بازجویی ، من را به قسمت دیگر انتقال
دادند.
در آن قسمت تعداد زیادی خانم بود ، که من هم از روی صداهای زیادی که به گوشم می خورد ، می
توانستم تشخیص بدهم ، که تعداد آنها بسیار زیاد بود. و از روی ناله ها و صدای جیج
آنها می توانستم تشخیص بدهم که حرامیان نظام ، دختران و زنان پاک این سرزمین را
مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می دادند.
در آن قسمت هم من آویزان بودم و فقط صداها را می شنویدم. و بعد از چند دقیقه ای دوباره من
را به قسمتی دیگر و خارج از آنجا بردند.
یک مقدار از مسیر خاکی بود و از تکان خوردن ماشین این را به
خوبی تشخیص دادم.
تقریبا اگر اشتباه نکنم یک ساعتی طول کشید و من وتعداد زیادی از بازداشتی ها به آن مکان نا
مشخص رسیدیم.
و آنجا هم مورد ضرب و شتم و ناسزا قرار گرفتیم. در آنجا من می شنویدم که تعداد زیادی پسر و
دختر وجود دارند که شماره ای که برای من در نظر گرفته بودند نزدیک به 1000 بود ، که
به علت مسائل امنیتی نمی توانم ، مستقیم شماره ام را بیان کنم. در آنجا خبرنگار
خارجی ، یک سری دوستان شهرستانی که از شهر خود برای اضافه شدن به ما آمده بودند را
بازداشت کرده بودند. جالب ترین ، جالب این بود که یک شهروند سبز را با ویلچر
بازداشت کرده بودند.
و چیزی که من از این بازداشت ها دریافتم این بود که این فاشیست ها استراتژی اشان این بود
که مردم را با دلیل و بدون دلیل از کف خیابان بازداشت کنند که از تعداد سبزها کم
شود. چون نظام آدم های خود را از ناکجا آباد اجاره کرده بود. در این روز به ما هیچ
چیزی برای خوراک ندادند!! غیراز یک سری نوشیدنی که انگار مسموم بود و هر کس می خورد
، به سرویس بهداشتی احتیاج پیدا می کرد. و وقتی درخواست می کرد ، مورد ضرب و شتم
قرار می گرفت.
بالاخره بعد از چندین ساعت از ما تعهد گرفتند ، موبایل هایمان را تسخیر
کردند و فقط پسرها را سوار اتوبوس هایی کردند و چند تا چند تا در خیابان هایی پیاده
می کردند . من را در اتوبان باقری، ساعت 4 صبح ، پرتم کردند بیرون و من به زمین
خوردم و تا بلند شدم و به خودم آمدم و دیدم در وسط اتوبان باقری هستم.
من در رابطه با آزادی خودم ، هم خوشحال شدم و هم اندوهگین.
خوشحالم که اینقدر این نظام بی در و پیکر است که من را با اینکه چند سابقه
امنیتی دارم را آزاد کرد.
و
اندوهگین چون خانم ها را آزاد نکردند و مشخص نیست که چه تقدیری در انتظار این
عزیزان است ؟!
آیا
تقدیری مثل تقدیر مریم صبری عزیز، در انتظارشان است و یا ترانه ای دیگر بوجود می آید.
امیدوارم این طور نباشد.
در هر
صورت این بار هم گذشت.
با سپاس و احترام

رسانه شمایید

بهمن مرادیان پی { بهمن بهنود}