برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰/۰۵/۱۴

بحران جمهوری اسلامی !!

بحران جمهوری اسلامی در جریان دعواهای اخیر خامنه ای و احمدی نژاد شدت بی سابقه ای یافته است. این تنها شکل معین بروز بن بست های عمیق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی است. رژیمی که به زندگی نامربوط است، در محاصره اعتراض و انقلاب مردم قرار دارد و تنها با تکیه بر چوبه دار و چماق حجاب و ترور اسلامی سرپا مانده است. اما اوضاع وخیم رژیم و دعواهای درونی اخیر آن برای مردمی که تمام سال ۸۸ علیه جمهوری اسلامی در خیابان بودند و همینطور پایین کشیدن دیکتاتورها توسط انقلاب مصر و تونس را دیده اند، طبعا فراخوانی به گسترش مبارزه برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی است. درست همین وضعیت جناح مغلوب حکومت از رفسنجانی و خاتمی گرفته تا کروبی و موسوی و پامنبری هایشان را به تکاپو واداشته که "راه نجات انتخابات آزاد" است. طبق معمول "بی بی سی" و صدای آمریکا و صف پاسدار – ژورنالیست های جنبش ملی اسلامی نیز برای چندمین بار به حرکت درآمده اند تا مگر جمهوری اسلامی را از زیر تیغ اعتراض رادیکال مردم به در برند.

اما مضحکه انتخابات در جمهوری اسلامی نخ نما تر و رسوا تر از آنست که این نوع تمهیدات بتواند دردی از این رژیم پوسیده و درهم ریخته دوا کند. حضرات عقل خود را از دست داده اند و مردم را نادان تصور کرده اند. به روی مبارک نمی آورند که مردم قبلا با تبدیل "انتخابات" سال ۸۸ به یک انقلاب تمام عیار برای سرنگونی جمهوری اسلامی پاسخ قاطع خود را به اینگونه تلاش ها داده اند. متوجه نیستند که این تکاپوی سراسیمه شان حول مضحکه انتخابات مجلس اسلامی و اینکه "اصلاح طلبان شرکت بکنند یا نکنند" از دید مردم پنهان نمی ماند و تنها بعنوان داغ شدن زمین زیرپای جانیان به جان هم افتاده قلمداد خواهد شد. مردم جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد و با سرنگونی این رژیم از گور برآمده نه فقط خامنه ای و احمدی نژاد و رفسنجانی و سایر سران جنایتکار جمهوری اسلامی به دادگاه سپرده خواهند شد بلکه همه شارلاتانهایی که بی شرمانه برای نجات جمهوری اسلامی به تقلا افتاده اند نیز باید بمردم پاسخگو باشند.

مردم آزاده، همه زنان و مردان آزادیخواه در سراسر کشور و همه نیروهای سیاسی خواهان آزادی و برابری و رفاه را فرامیخواند که برای دور جدیدی از اعتراض و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی مهیا شوند. آشوب درون جمهوری اسلامی و تکاپوی جناح مغلوب و امثال بی بی سی برای نجات رژیم شان تنها انعکاس وخامت اوضاع حکومت اسلامی زیر فشار اعتراض و نفرت مردم است و بنوبه خود فضای سیاسی را فعالتر خواهد کرد و شرایط را برای گسترش اعتصابات و اعتراضات را در خیابانها، دانشگاه و ادارات مساعد خواهد کرد. راه نجات جامعه ایران حفظ و بقای جمهوری اسلامی و ماشین دولتی سرکوب و جنایت تحت عناوینی چون "انتخابات آزاد" نیست. راه نجات ایران سرنگونی جمهوری اسلامی به نیروی انقلاب مردم و برقرای حاکمیت مستقیم و بلافصل همه شهروندان و برای ایجاد جامعه ای آزاد، برابر، مرفه، غیر قومی،غیر مذهبی، فارغ از هرگونه تبعیض است. مردم آزاده، همه کسانی که خواهان رهایی از شر جمهوری اسلامی هستند را به اتحاد و گسترش مبارزه حول "سرنگونی جمهوری اسلامی" فرامیخوانم.

بهمن مرادیان پی‌

۱۳۹۰/۰۵/۱۲

برنامه اتحاد برای دمکراسی (از طرف حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران)


احتراماً در زير مطلب جديد تدوين شده توسط حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران در راستای کمک به هم افزائی و هماهنگی در جنبش آزادي خواهی حاضر تقديم می شود. ضمناً در صورت قبول داشتن مضمون مطلب مذکور، نسبت به نشر و يا توزيع آن به هر طريق ممکن لطف فرمائيد.
با احترام
شهاب شباهنگ
از طرف حقوقدانان جنبش سبز مردم ایران لينک مطلب:
http://greenlawyers.wordpress.com/2011/08/03/barnameh-ebd
برنامه اتحاد برای دمکراسی
هدف ما سرپرستی يا دخالت در جنبش آزاديخواهی مردم ايران نيست.
هدف ما تنها کمک به هماهنگی و هم افزائی برای نيل به اهداف مشترک در مبارزه با ديکتاتوری است.

فهرست:
بخش اول: هدف از برنامه
بخش دوم: دعوت از کليه نيروهای آزاديخواه
بخش سوم: اصول اساسی اتحاد برای دمکراسی
بخش چهارم: تاکتيک های پيشنهادی

بخش اول: هدف از برنامه
اين برنامه با اهداف زير تدوين گرديده است:
الف) گردآوری اساسی ترين مطالبات مردمی (که تا حد ممکن، خواست مشترک طيف گسترده ای از نيروهای آزاديخواه را در برداشته باشد)،
ب) همسوئی، هماهنگی هر چه بيشتر اين نيروها در جهت به کارگيری تاکتيک های موثر برای محو کامل حکومت ديکتاتوری و استقرار حاکميت صندوق رای در تعيين حکومت و سرنوشت مردم ايران

بخش دوم: دعوت از کليه نيروهای آزاديخواه
از همه نيروهای آزاديخواه دعوت می شود تا برای اتحاد و هم افزائی در راستای نيل به استقرار اصول مندرج در بخش سوم، ضمن حفظ تشکيلات سازمانی و اهداف خود که ممکن است با اصول زير مشترکاتی داشته باشد، با بکارگيری هر چه وسيع تر و هماهنگ تر تاکتيک های مندرج در بخش چهارم، تمام توان خود را به کار گيرند تا دست در دست هم، هر چه پرتوان تر، بساط ديکتاتوری در ايران را در کوتاه ترين زمان ممکن جمع کنيم.

بخش سوم: اصول اساسی جنبش اتحاد برای دمکراسی
با توجه به دستآوردها و تجربيات تاريخی جوامع بشری، به ويژه تجربيات دهه های اخير در کشورمان ايران، بر ضرورت بازنگری در کليه قوانين مرتبط از جمله قانون اساسی بر پايه اصول زير تاکيد می کنيم و اين اصول را به عنوان حداقل مطالبات مردم برای دستيابی به يک زندگی شايسته می دانيم:
1. حاکميت ملت بر سرنوشت خويش بر اساس خرد جمعی جامعه و با بهره گيری از دستآوردهای دانش در جوامع بشری،
2. رعايت آزادی، برابری و ساير حقوق اساسی بشر، از جمله حقوق مدنی, سياسی, اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور با توجه کامل به ميثاق ها وکنوانسيون های بين المللی از جمله ميثاق حقوق مدنی و سياسی (1966)، ميثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (1966)، کنوانسيون رفع کليه اشکال تبعيض عليه زنان (1979) و کنوانسيون حقوق کودک (1989)، و تدوين مقررات کشور با رعايت اين حقوق،
3. برخورداری غيرتبعيض آميز زن و مرد از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و تعيين وظايف برای آنان بر اساس عدالت،
4. ممنوعيت تفتيش عقايد، مواخذه و تعرض به افراد به دليل داشتن يا ابراز عقيده،
5. ممنوعيت هرگونه گزينش افراد برای مشاغل بر اساس اعتقادات فکری آنان،
6. آزادی کامل در داشتن اعتقادات مذهبی و غيرمذهبی و انجام مراسم اعتقادی و رعايت احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) اديان و مذاهب, تا جائيکه بنا به تشخيص دادگاه ها مخالف قوانين موضوعه کشور, حقوق بشر, نظم عمومی و اخلاق حسنه (به مفهوم حقوقی آن) نباشد,
7. آزادی داشتن يا نداشتن حجاب يا ساير نشانه های مذهبی و غيرآن،
8. برخورداری کليه آئين ها, اقوام و گروه ها از حقوق مساوي بدون در نظر گرفتن عواملی چون اعتقادات, رنگ، نژاد، زبان، و مانند اينها،
9. آزادی کامل تشکيل احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي، آزادی راه اندازی رسانه های گروهی، تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها، و آزادی اعتصاب به عنوان مهم ترين ابزارهای احقاق حق،
10. تضمين حق حيات و امنيت شخصی، و مصونيت حيثيت ، جان ، مال ، حقوق ، مسكن و شغل اشخاص از تعرض،
11. نفی هرگونه رفتار يا کيفر ظالمانه، غيرانسانی يا تحقيرآميز, و حق دسترسی همه به دادرسی عادلانه،
12. ممنوعيت هر گونه شكنجه و آزار جسمی يا روحی به هر دليل از جمله براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاعات و يا برای عمل ممنوع تفتيش عقايد، يا هتک حرمت از متهم يا مجرم محکوم، ممنوعيت ايجاد بازداشتگاه های غير رسمی و ضرورت باز بودن درب کليه زندانها به طور شبانه روزی و در تمام روزهای سال به روی بازرسان ويژه سه قوه و نمايندگان مجلس (که توسط مردم به طور مستقيم و بلاواسطه انتخاب می شوند)، و نيز نمايندگان ارگان های رسمی حقوق بشری سازمان ملل متحد، مجتمعاً يا منفرداً، و ضرورت مجازات شديد متخلف از اين موارد،
13. لغو مجازات اعدام، به هر عنوان، تحت هر شرايط و به هر شکل اعم از تيرباران، حلق آويز کردن، سنگسار، و ديگر اشکال متصور،
14. تحقق حق برخورداری آحاد جامعه از تندرستی و بهداشت, رفاه مطلوب و شايسته انسان از جمله خوراک, پوشاک, مسکن, خدمات اجتماعی, و تحصيل رايگان،
15. رعايت و تضمين تفکيک و استقلال کامل قوا، با رعايت اصل حاکميت رای مردم،
16. اداره امور کشور با اتكاء به آرا عمومي از راه انتخابات مستقيم و بلاواسطه توسط مردم از جمله از طريق انتخاب مقامات عاليه سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه، انتخاب مقامات ارشد اجرائی و شوراهای منطقه ای و محلی توسط مردم هر منطقه و محل، و تضمين مشاركت مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش, از طريق دخالت مستقيم آنان در امور اجرائی خويش،
17. در نظر گرفتن راه های قابل دسترس برای بازنگري در قانون اساسي، با توجه به تحول جوامع بشری, تغيير نيازها و دانش بشر, و درک ضرورت تحول در قوانين و مقررات حاکم بر زندگی انسان,
18. تضمين استقلال و امنيت اقتصادی و سياسی کشور، ضمن داشتن تعامل با ساير کشورها,
19. احترام به ساير ملل و برقراری روابط صلح آميز با کشورهای جهان،
20. همکاری با نهادهای بين المللی جهت استقرار و توسعه حقوق بشر، صلح و بهبود شرايط زيستی در ايران و جهان.

بخش چهارم: تاکتيک های پيشنهادی
الف) اصول ناظر بر انتخاب تاکتيک ها:
اصل اول: تاکتيک به ابتکار خود:
مهم ترين اصل در اتخاذ تاکتيک های موثر اين است که هر فرد يا گروهی از افراد، توانائی انجام يک يا چند تاکتيک را دارد. تشخيص توانائی و امکانات هر کس در گامی که بر می دارد بر عهده خود وی خواهد بود. تصور اين که "گام من ناچيز و بی تاثير است" سمی مهلک برای جنبش آزاديخواهی است. گام های هر چند کوچک هنگامی که در کنار گام های ساير آزاديخواهان قرار می گيرد گامی بلند به جلو خواهد شد. هر گام، چه در صحنه های جامعه فيزيکی و چه در فضای مجازی (مانند اينترنت و ساير رسانه ها)، مهم است و نبايد هيچيک را کم اهميت دانست.

اصل دوم: تاريخ مصرف تاکتيک ها:
برخی تاکتيک ها (مانند شعارهای مناسبتی يا شيوه تجمع) تاريخ مصرف دارند و بسته به شرايط زمانی، مکانی، آرايش و وضعيت کمی و کيفی نيروها ممکن است تغيير يابند يا از ليست اولويت ها حذف شوند. در مقابل، برخی ديگر از تاکتيک ها (مانند شعارنويسی های گوناگون، تلاش برای سازماندهی اعتصابات و غيره) می توانند تقريباً در همه حال در ليست اولويت های مبارزه قرار گيرند. تشخيص آن بسته به مورد، با خرد جمعی آزاديخواهان يا تصميم گيری های انفرادی هر مبارز آزاديخواه است. لازم است به طور مداوم، وضعيت موجود از جميع جهات از جمله روحيه و آمادگی عموم مردم، امکانات موجود، نسبت هزينه های مادی و معنوی به دستآورد های ناشی از هر تاکتيک وساير شرايط مورد ارزيابی هوشمندانه قرار گيرد.

اصل سوم: مبارزه مدنی مسالمت آميز ضمن برخورداری از حق دفاع مشروع:
تاکتيک ها بايد عاری از هر نوع خشونتی باشد، اما اين بدين معنا نيست که به هنگام ضرورت، با رعايت کليه موازين شناخته شده مورد قبول جوامع متمدن انسانی، نبايد از خود دفاع مشروع به عمل آورد. دفاع مشروع برای دفع خطر، حق قانونی هر انسان است. دفع خطر تعرض مهاجمين حتی اگر مامورين يک دولت مشروع و قانونی باشند که از حدود وظايف و اختيارات قانونی خود تخطی کرده باشند، ولو اين که منجر به از بين رفتن لوازم سرکوب از جمله ماشين ها، اماکن و وسايل دولتی يا حتی موجب آسيب به مامور خاطی شود تحت شرايطی بلامانع است. از ناموس، جان و مال خود و همرزمانتان بدون درنگ به طور متناسب دفاع کنيد.

ب) برخی از تاکتيک های پيشنهادی:
تاکتيک های ذکر شده در زير تنها تمثيلی است و نبايد خود را محدود به اين تاکتيک ها دانست. به طور مستمر، شرايط محيط خود را بررسی کنيد، تاکتيک های ابتکاری را بيابيد يا خلق کنيد و آنها را از طريق فضای مجازی يا ارتباطات مطمئن خود، در اختيار سايرين قرار دهيد. هر تاکتيک بايد در راستای در هم کوبيدن گام به گام ارکان ديکتاتوری و زمينه سازی برای سرنگونی نهائی آن باشد.
ضمناً بعضی از تاکتيک ها (مانند اسکناس نويسی، شعار نويسی) به طور فردی و در هر زمان که بخواهيد قابل اجراء هستند، در حاليکه برخی ديگر (مانند تجمعات، تظاهرات خيابانی و مآلاً قيام نهائی برای به زيرکشيدن کامل ديکتاتوری)، نيازمند زمينه سازی و يا هماهنگی از طريق ستاد يا ستادهائی هماهنگ با هم است. نداشتن رهبری واحد در جنبش اخير آزاديخواهی مردم ايران (موسوم به جنبش سبز)، در عين حال که از مزايای آن است و خطر سازش و خيانت در سطح چهره های شاخص را کاهش می دهد، از جهت عدم هماهنگی در برخی موارد، تا کنون نقطه ضعف آن بوده است ولی اميد بسياروجود دارد که به تدريج رفع شود.

اساساً تاکتيک ها بايد حداقل با اهداف زير تدوين و اجراء شوند:
· مشروعيت زدايی
· همبستگی ومقاومت ملی
· شکاف در صفوف نيروهای حامی ديکتاتوری و فرسايش حکومت
· فلج سازی
ليست اوليه تاکتيک های پيشنهادی برای انجام فردی يا گروهی در هر زمان و مکان (که بر حسب مورد امکان آن وجود داشت يا هماهنگی لازم به وجود آمد) به شرح زير است:

الف) برای همرزمان داخل کشور:
· اولين گام: مجهز کردن کامپيوترهای خود به نرم افزارهای امنيتی متعدد (معمولاً يک نرم افزار به تنهائی پوشش امنيتی لازم را به شما نخواهد داد.)
· شعارنويسی بر روی هر وسيله و مکان که برای عده ای از مردم قابل ديدن باشد. شعارنويسی ها به گونه ای انجام شود که موجب ايراد خسارت به اموال شخصی مردم نگردد.
· طرح بحث و بالا بردن آگاهی و حساسيت مردم در محافل مختلف (و نيز محيط های مجازی) نسبت به بی لياقتی، فساد و جنايات حکومت
· بالا بردن اميد در مردم (عقب نشينی موقتی مردم از خيابان ها، و جايگزين شدن تدريجی تاکتيک های به مراتب موثرتر برای به زانو درآوردن ديو سياه استبداد، نبايد موجب ياس شود. نگذاريد حکومت اراذل و اوباش از اين مسئله سوء استفاده کند. يادمان نرود که ملت ايران با مقاومت منفی و اتخاذ تاکتيک های عاقلانه، حکومت خونريز مغول ها را مضمحل کرد.)
· از کار انداختن دستگاه تبليغاتی حکومت با افشاگری های مستمر و انجام هر اقدام فيزيکی يا مجازی که منجر به از کار افتادن آن شود.
· به زانو در آوردن شبکه اقتصادی حکومت از طريق کم کاری فردی، اعتصابات سفيد (بدون اعلام رسمی) و حرکت به سوی اعتصابات رسمی و سراسری در زمان مناسب.
· انجام هرگونه حرکت هماهنگ و غير هماهنگ (فردی)، مانند پخش اعلاميه، نصب تراکت، ديوارنويسی به طور کلی يا برای مناسبت های مختلف و کندن يا محو تبليغات و منصوبات حکومت در اماکن عمومی، در جهت فرسايش نيروهای حکومت.
· ايجاد شبکه های محلی و اجتماعی برای انجام موثرتر و کم خطرتر فعاليت ها
· ارزيابی توانائی های خود و دوستانتان برای کسب آمادگی هر چه بيشتر برای روزی که مردم برای به زيرکشيدن ديکتاتوری به خيابان ها خواهند آمد. آمادگی روحی، تعيين نقش عملی و فراهم سازی وسايل لازم برای دفاع از خود، اسباب ضروری برای هر قيام موفق است.
· اطلاع رسانی وسيع به هر شکل ممکن در هر موردی که فکر می کنيد به تضعيف ديکتاتوری کمک می کند.
· ............... (تاکتيک های عملی خود را، حتی اگر توسط يک نفر مورد توجه و اجراء قرار گيرد، به اين ليست اضافه کنيد.) ........................

ب) برای همراهان خارج از کشور:
· اطلاع رسانی اوضاع داخل به هم وطنان خارج از کشور
· اطلاع رسانی و درخواست از مقامات سياسی محلی و دولتی کشور محل اقامت خود برای اقدامات جدی و واقعی برای مقابله با نقض گسترده حقوق بشر در ايران
· برگزاری تظاهرات، گردهمائی ها و کنفرانس های گوناگون برای ايجاد واکنش در افکار عمومی جهان و تصميم گيرندگان کشورها و سازمان های بين المللی برای اقدام جدی و موثر عليه ديکتاتوری در ايران
· مقابله با تاکتيک جديد ايران در تقويت مراکز اسلامی و تکايا در خارج از کشور (بنا بر اطلاعات موثق، دولت ايران با صرف هزينه های زياد، بهره گيری از عوامل خارج نشين خود و اعزام عوامل جديد، در صدد جذب ايرانيان خارج از کشور به اين گونه مراکز و منفعل کردن آنها به وسيله اين مساجد الضرار در قالب مراسم مذهبی و کاملاً غيرسياسی است. با اين تاکتيک ها از طريق افشاگری گسترده و با استفاده از آزادی بيانی که داريد فعالانه اقدام فرمائيد.)
· درخواست اتحاد همه طيف های خارج از کشور در برابر ديو سياه استبداد (از هر کس که در رسانه های عمومی بلندگوئی در دست دارد تقاضا داريم درعين برافراشتن پرچم مستقل خود، در صفوف جنبش آزاديخواهی مردم ايران موسوم به جنبش سبز قرار گيرند. جنبش سبز ملک طلق گرايشات راست اصلاح طلب نيست. جنبش سبز در واقع جبهه متحد آزاديخواهان در برابر استبداد است. اگر در مناسبتی مذهبی يا به هر دليلی، جنبش اعلام يک حرکت اجتماعی هماهنگ را نمود، ضمن به رسميت شناختن حق مرزبندی شما با مناسبت يا دليل اعلام شده، مردم را به دليل سکولاريسم يا حتی لائيسيته خود، به عدم شرکت ترغيب نفرمائيد. بيائيد درست در دست هم ديکتاتوری را در هم بکوبيم.)
· شناسائی مزدوران حکومت در خارج از کشور و اطلاع رسانی لازم به دستگاه های امنيتی و قضائی کشور محل اقامت آن مزدوران جهت اقدام متناسب آن کشورها عليه آنان.
· ............... (تاکتيک های عملی خود را، حتی اگر توسط يک نفر مورد توجه و اجراء قرار گيرد، به اين ليست اضافه کنيد.) ........................

تدوين و تقديم از:

حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران
https://greenlawyers.wordpress.com

ایران و چین بزرگ ‌ترین زندان روزنامه ‌نگاران در جهان هستند!!!














بسیاری از صاحب نظران سیاسی، از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ به عنوان « کودتای انتخاباتی» یاد کرده اند. آنها دلیل این تعبیر خود را موجِ دستگیری های گسترده پیش از شکل گیری هرگونه راهپیمایی اعتراضی عنوان می کنند و باور دارند که حاکمیت پیش از اعلامِ نتایجِ انتخابات برای دستگیری فعالانِ ستادهای انتخاباتی، نمایندگان احزاب، رسانه ها و دانشگاه ها از پیش برنامه ریزی کرده بود تا پس از اعلام نتایج شمارش آرای انتخابات، امکانِ هرگونه اعتراض سیستماتیک و سازماندهی شده از جامعه سلب شود.
در دیگر سو، این فشارها و دستگیری های فله ای منجر به شکل گیری اعتراضاتِ خودجوشِ مردمی در سطوح خیابانی شد که حکومت نیز برای سرکوبِ این اعتراضات به خشونت جدی تری دست زد و شماری از بازداشت شدگان نیز در اثرِ همین خشونت در کهریزک و بسیاری دیگر از معترضان نیز در خیابان جان خود را از دست دادند.
پیشتر
گزارشی از سخنان ۴۳ تن از خانواده های جان باختگان به همین قلم منتشر شد که روایت گرِ این انتخاباتِ خونین بود. بعد از آنگزارش دیگری که تمام نام های گره خورده با بازداشتگاه مخوف کهریزک را کنار هم گنجانده بود، ابعاد دیگر این انتخابات جنجال برانگیز را روایت می کرد، اینک گزارش پیش رو نیز قصد دارد با نگاهی به دستگیری همه ی فعالان رسانه ای در دو سال گذشته، زاویه دیگری از یک انتخاباتِ را به تصویر کشد.
تعداد زیادی از روزنامه نگاران در جریان وقایع پس از انتخاباتِ دهمین دوره ی ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شدند که جمعی از آن‌ها پس از چند ماه حبس آزاد شدند و گروهی همچنان در زندان به سر می برند. برای برخی از این روزنامه نگاران، احکام سنگین زندان، تبعید و محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و رسانه ای صادر شده، جمعی دیگر از آنان با قید وثیقه در آزادیِ موقت به سر می برند و بسیاری از آنان نیز به دلیل همین آزادی مشروط ممنوع الخروج و ممنوع القلم هستند.
این گزارش، روایتی است از دستگیریِ روزنامه نگاران، نویسندگان، مدیران و فعالان مطبوعاتی و رسانه ای که پس ازانتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران در ۲۲ خرداد ۸۸ حداقل یک یا چند بار دستگیر و زندانی شده اند و براساس همین روایت است که سازمان روزنامه نگاران بدون مرز بار‌ها نسبت به شرایط روزنامه نگاری در ایران ابراز نگرانی کرده و کمیته ی حمایت از روزنامه‌نگاران نیز اعلام کرده است که ایران و چین بزرگ ‌ترین زندان روزنامه ‌نگاران در جهان هستند.

این گزارش در حال تکمیل است تا روایت بازداشت شمار دیگری از فعالان رسانه ای از جمله عکاسان، وب نگاران و برخی دیگر از روزنامه نگاران نیز به آن افزوده شود.

ساسان آقایی
ساسان آقایی روزنامه نگارپس از انتخابات جنجالیِ ریاست جمهوری ایران روز یک‌شنبه اول آذرماه سال ۸۸ بازداشت شد. ماموران امنیتی پس از بازداشت این روزنامه‌نگار منزلش را نیز مورد بازرسی قرار داده و بخشی از وسایل شخصی و کامپیوترش را توقیف کرده بودند. این روزنامه نگار جوان ۱۶ روز از بعد از بازداشتش برای اولین بار با خانواده خود تماس گرفت و آنها از نگرانی بیرون آورد و گفت که بازجویی‌هایش تا ۱۴ روز آینده نیز ادامه خواهد داشت. پیش از این خانواده و دوستان و همکاران او هیچ گونه اطلاعی از محل نگهداری این روزنامه نگار نداشتند.
ساسان آقایی که سابقه‌ی فعالیت در روزنامه‌های فرهیختگان، اعتماد ملی، اعتماد، توسعه و مردم‌سالاری را در کارنامه خود دارد، اول آذرماه سال گذشته بازداشت و ۴۰ روز را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ گذراند و پس از انتقال به بند ۳۵۰ و گذراندن حدود ۱۳۰ روز در این بند، با قید وثیقه در فروردین ماه آزاد شد.
اتهام ساسان آقایی، روزنامه‌نگار، وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» عنوان شده و با توجه به این اتهام، قاضی مقیسه او را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.
ساسان آقایی یکی از وبلاگ‌نویسان پرسابقه و فعالی است که بیش از هشت سال به طور مداوم در وبلاگ خود با عنوان «تریبون آزاد» به وبلاگ‌نویسی پرداخته و به عنوان یکی از حامیان جنبش اعتراضی ایران بارها در وبلاگ خود مقاله های انتقادی نوشت. او پیش از این هم یک بار طعم زندان را چشیده بود.

هوتن ابوالفتحی
هوتن ابوالفتحی روزنامه نگار و از جوانان فعال در ستاد هنرمندان حامی میر حسین موسوی روز ۲۶ بهمن ماه بازداشت شده است. سایت تا آزادی روزنامه نگاران زندانی همان زمان گزارش داده بود که این روزنامه نگار جوان پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شده بود.
هوتن ابوالفتحی روزنامه نگار جوانی است که با نشریه ی چلچراغ که یکی از نشریه های پر طرفدار در میان نسل جوان ایرانی است همکاری داشت.

بهمن احمدی امویی
بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و نویسنده کتابهای “اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی “و” مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» در ۳۰ خرداد ۸۸ همزمان با برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز معترضان بازداشت شد.
بهمن امویی از روزنامه نگاران آرام اما باسابقه ی ایران است که برای روزنامه‌های جامعه، توس، صبح امروز، نوروز، شرق، وقایع اتفاقیه و سرمایه قلم زده است و بارها در نقد اقتصادی دولت های پیشین و فعلی مقاله های تحلیلی نوشته است.
او همسر یکی از روزنامه نگاران باسابقه ی ایران به نام ژیلا بنی یعقوب است که تا مدت ها هر دوی آنها همزمان در زندان به سر می بردند. وی مدتها بدون ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس بود اما در نهایت در آستانه نوروز توانست تنها چند روز مرخصی استفاده کند. زمانی که در مرخصی بود میرحسین موسوی به دیدار وی رفت که در نهایت بهمن دوباره به اوین بازگردانده شد و تاکنون از امکان مرخصی مجدد بهره مند نشد.
ژیلا بنی یعقوب همسر احمدی امویی در مورد روز بازگشت او به اوین نوشته بود: به بهمن زنگ می زنند که باید همین امروز به زندان بازگردی ، در همین حال فردای همان روز من باید در دادگاه حاضر می شدم. بهمن تنها چیزی که به ذهنش رسید این بود که به مامور اوین بگوید من امروز نمی آیم و فردا می آیم. چرا که تصمیم گرفته بود که هرجور شده مرا تا دادگاه همراهی کند .
بهمن امویی در زندان بارها تحت فشار قرار گرفت اما مقاومت او منجر شد تا بازجوها موفق نشوند او را راضی کنند که تن به اعترافات تلویزیونی علیه خود و جنبش سبز دهد. وی از جمله زندانیانی است که دو بار دست به اعتصاب غذا زده است.

از نکات شگفت انگیز پرونده ی بهمن احمدی امویی این است که انتشار شعری حماسی از فردوسی در سایت خرداد یکی از اتهامات وی در دادگاه اعلام شد. سرانجام وی در دادگاه بدوی به اتهام “تبانی به قصد اخلال در امنیت کشور”،”تبلیغ علیه نظام” و “خلال در نظم عمومی” و “توهین به رئیس جمهور رسمی کشور” به 7 سال و ۴ ماه حبس تعزيری و۳۴ ضربه شلاق محكوم شد که این حکم از سوی دادگاه تجدیدنظر به پنج سال زندان قطعی تغییر یافت.
بهمن احمدی امویی نیز پیش از این در جریان دفاع از حقوق زنان زندانی شده بود.

علی محمد اسلامپور
علی محمد اسلامپور نیز به عنوان سردبیرِ نشریه نوای وقت کرمانشاه در تاریخ ۱۴ بهمن ۸۸ توسط شعبه نهم دادگاه انقلاب احضار و زندانی شد.
معمولا در مورد روزنامه نگاران نشریات محلی کمتر خبررسانی می شود و خانواده های آنها نیز به دلیل فشارهای امنیتی کمتر در مورد وضعیت این زندانیان اطلاع رسانی می کنند. علی محمد اسلامپور با حکم قاضی نجار به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و فحاشی از طریق وبلاگ قصر نیوز بازداشت شده بود و خانواده ی وی نیز نمی دانستند که او در روزهای نخست کجا نگهداری می شود.
علی محمد اسلامپور در روزهای انتخابات نیز حضور فعال داشت وی در مراسمی که به مناسبت افتتاح ستاد انتخاباتی حزب مردمسالاری در کرمانشاه برگزار شده بود، طی یک سخنرانی، مشارکت حداکثری مردم در تعیین سرنوشت خود در ۲۲ خرداد ماه را گذر از وضعیت بحرانی کشور خوانده بود اما پس از بحران انتخاباتی خودش زندانی شد.

مهسا امرآبادی
مهسا امرآبادی روزنامه نگار جوان ایرانی تنها دو روز بعد از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه سال ۸۸ بازداشت و پس از دو ماه و نیم با وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
خانواده این روزنامه نگار زندانی در روزهای نخست از محل نگهداری وی بی اطلاع بودند و سرانجام وقتی همسرش مسعود باستانی پیگیر وضعیت پرونده مهسا امرآبادی بود، او نیز توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه ی زندان شد. اتهامات این روزنامه‌نگار اقدام تبلیغی علیه نظام و توهین به رییس‌جمهور عنوان شده بود که البته دادگاه انقلاب وی را از اتهام توهین به رییس‌ جمهور تبرئه کرد اما در نهایت به اتهام اقدام تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه و گزارش‌ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه محکوم شد. این حکم از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران عینا تایید و به این روزنامه نگار ابلاغ شده است.
مهسا امر آبادی اگرچه خود منتظر اجرای حکم است اما بارها از طریق مصاحبه با رسانه ها در مورد وضعیت همسر دربندش مسعود باستانی خبررسانی کرده است.

مسعود باستاني
مسعود باستانی روزنامه نگار جوان ایرانی است که به گواهی بسیاری از همکارانش حکایت حبس بدونِ مرخصی و نحوه ی بازداشت وی از جمله تلخ ترین رویداد زندانی شدن اصحاب رسانه است.
پس از بحران های پس از انتخابات خرداد ۸۸ وقتی موج دستگیری ها آغاز شده بود، «مهسا امرآبادی» همسر مسعود باستانی بازداشت و راهی زندانی شد. پس از آن مسعود باستانی خودش را هم معرفی می کند تا همسرش را آزاد کنند بدین ترتیب در تاریخ ۱۴ مرداد ماه ۱۳۸۸ او نیز بازداشت می شود و از آن تاریخ تاکنون بیش از دو سال است که او نه تنها یک روز هم به مرخصی نیامده است بلکه به زندان رجایی شهر کرج نیز تبعید شده و با کسانی که با جرایم سنگین مانند قتل و دزدی و قاچاق زندانی شده اند، در یک جا نگهداری می شود .
مسعود باستانی سردبیری سایت جمهوریت و همکاری با روزنامه های شرق، جمهوریت و کارگزاران را در کارنامه حرفه ای خود دارد. مسعود در زندان تحت فشارهای زیادی قرار گرفت و حتی برای آنکه همسرش را آزاد کنند در دادگاه متهمان انتخابات نیز حاضر شد تا از او اعترافاتی در تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شود. او بعد ها در زندان رجایی شهر بارها نامه هایی نوشت و نسبت به وضعیت نگهداری و بیماری اش نیز اعتراض کرد. حتی یک بار در سالن ملاقات در مقابل چشمان همسر و مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بارها هم به انفرادی منتقل شد.
وی در دادگاه بدوی به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر به قطعیت رسید.
اولین ‌بار این روزنامه‌نگار جوان در سن ۲۴ ساله‌گی، به دلیل کار رسانه ای خود در هفته نامه‌ی «ندای اصلاحات» زندانی شد و بار دوم همزمان با اعتصاب غذای «اکبر گنجی» در سال ۸۴ نیز مسعود باستانی وقتی ۲۷ سال داشت بار دیگر به دلیل پیگیری های خبری اش به زندان افتاد.

عمادالدین باقی
عمادالدین باقی، یکی از روزنامه‌نگاران و فعالان سرشناس حقوق بشر در ایران است که پس از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری، به دنبال موج دستگیری ها او نیز در ۷ دی ماه ۸۸ بازداشت و زندانی شده بود. عمادالدین باقی پس از آنکه مصاحبه ی وی با آیت الله منتظری در تلویزیون فارسی بی بی سی پخش شد، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و در دادگاهی به ریاستِ پیر عباسی به تبلیغ علیه نظام و تبانی برای برهم زدن امنیت کشور محکوم شده بود.
البته خود او بعدها گفته بود که بیش از نیمی از بازجویی های او در ارتباط با دیدگاهایش پیرامون مجازات اعدام و همکاری هایش با نهادهای حقوق بشری و فعالیت در دفاع از حقوق زندانیان بود.
پیش از این نیز دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی او را به یک سال حبس و پنج سال محرومیت از فعالیت های رسانه ای و مدنی محکوم کرده بود..
باقی از اردیبهشت ۱۳۸۹ بارها روانه زندان شد و بیش از ۲۰ بار هم احضار و بازجویی شده است.
خانواده ی باقی بارها از فشارهایی که به این روزنامه نگار در بند در زندان وارد شده بود مصاحبه کرده و خود آنها نیز در مقابل زندان اوین با برخوردهای توهین آمیزی مواجه شدند.
عمادالدین باقی رئیس و بینان‌گذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان و نویسنده کتاب درسی تاریخ معاصر دبیرستان‌های ایران در اوخر دهه هفتاد است. کتاب پرفروش او «تراژدی دمکراسی در ایران» و چندین کتاب دیگرش در ایران توقیف شده‌اند.
باقی از جمله روزنامه نگارانی است که اگرچه در ۳۰ خرداد ۸۸ آزاد شده است اما در حال حاضر اجازه کار رسانه ای را ندارد، به کتاب هایش مجوز چاپ داده نمی شود و در عین حال ممنوع الخروج است.

ژیلا بنی یعقوب
ژیلا بنی‌یعقوب یکی از روزنامه‌نگاران سرشناس ایرانی است که در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ و پس از اعتراضات مردمی علیه نتایج اعلام شده ی انتخابات ریاست جمهوری ایران به همراه همسرش بهمن احمدی امویی بازداشت شد. همان زمان رسانه ها خبر داده بودند که ماموران لباس شخصی ساعت ۱۲ نیمه‌شب منزل این زوج روزنامه‌نگار را به مدت دو ساعت مورد تفتیش قرار داده بودند.
این روزنامه نگار زن پیش از این بارها سابقه زندان و احضار داشت اما این بار در خرداد ۱۳۸۹ دادگاه انقلاب اسلامی او را به یک‌سال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از شغل روزنامه‌نگاری محکوم کرد. ژیلا بنی یعقوب علی رغم دریافت چنین حکمی بارها از طریق وبلاگ نویسی در مورد وضعیت همسر دربند خود بهمن احمدی امویی و همچنین در مورد وضع برخی از زندانیان گمنام خبررسانی کرده است.
نامه های سرگشاده ی ژیلا بنی یعقوب به رییس قوه قضاییه و مسولان قضایی که به گفته ی او شرحی از برخوردهای توهین آمیز مسولان امنیتی با او و همسر دربندش بوده است، بارها در رسانه های مختلف منتشر شد.
ژیلا بنی یعقوب دبیر سرویس اجتماعی روزنامه سرمایه و سردبیر وب سایت‌ کانون زنان ایرانی و همچنین در رسانه های اصلاح طلب دیگری نیز قلم زده است. این روزنامه نگار ایرانی اگرچه فعلا آزاد است و برنده ی جایزه ی جایزه شجاعت در روزنامه‌نگاری شده است اما در انتظار اجرای حکم زندان به سر می برد.

احمد زیدآبادی
احمد زید آبادی از روزنامه‌نگاران و تحلیل‌گران باسابقه، تنها دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ در ۲۴ خرداد ماه در برابر چشمان فرزندان خود دستگیر شد. او در این انتخابات حامی مهدی کروبی بود. مهدیه محمدی همسرش بارها در مصاحبه با رسانه ها در مورد شکنجه ها و فشارهایی که این روزنامه نگار در زندان تحمل کرده بود خبررسانی کرد.
همسر وی گفته بود که احمد زیدآبادی ۱۷ روز در یک اتاق یک در یک و نیم متر، در یک سلول انفرادی در حال اعتصاب غذا بوده و ۱۸ روز دیگر هم بدون اعتصاب غذا در همان اتاق بدون هیچ تماس و ارتباطی نگه داشته شد. زید آبادی از تاریخ دستگیری اش تا کنون بیش از دو سال است که در زندان به سر می برد و نه تنها از یک روز مرخصی هم بهره مند نبوده بلکه به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده و با کسانی که با جرایم سنگین مانند قتل و دزدی و قاچاق زندانی شده اند، در یک جا نگهداری می شود.
وی همچنین دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) و عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران است که بنا به گفته ی همسرش در مصاحبه ای با جرس، مهمترین اتهام او نگارش نامه ی انتقادیِ سرگشاده‌ خطاب به آیت الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی است.
دادگاه تجدید نظر در دی ماه ۱۳۸۸ محکومیت او به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و رسانه ای و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، تایید کرد.

عیسی سحرخیز
عیسی سحرخیز از چهره‌های شناخته شده، فعال سیاسی و مطبوعاتی است که نامه های سرگشاده ی او به آیت الله خامنه ای و انتقادهایش از رهبری جمهوری اسلامی بارها او را در معرض خطر قرار داد او نیز پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۸ بازداشت شد.
عیسی سحرخیز نیز از جمله کسانی بود که هنگام بازداشت به شدت مورد ضرب و شتم ماموران امنیتی قرار گرفته بود تا آنجا که دنده های او شکست و تا مدت ها بدون مراقبت پزشکی در زندان به سر برد. او از تاریخ دستگیری تا کنون به مدت دو سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر برده و به همراه جمعی دیگر از روزنامه نگاران به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده است تا در کنار زندانیانی با جرائم قتل و قاچاق نگهداری شود.
سحرخیز از جمله کسانی بود که پس از آنکه از سوی دفتر سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران به صورت تلفنی احضار شده بود، تهران را ترک کرده و مدتی را مخفی زندگی می کرد اما به گفته ی خودش شرکت نوکیا با در اختیار قراردادن ابزار شنود و ردیابی به دولت ایران، در بازداشت و ردیابی او به ماموران امنیتی کمک کرده است. بر همین اساس این فعال سیاسی و مطبوعاتی از داخل زندان به کمک وکیل خود شیرین عبادی علیه این شرکت شکایت کرد و این شرکت مجبور به پاسخگویی شد.
عیسی سحرخیز در دوران ریاست جمهوری مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و از مدیر مسئول روزنامه توقیف شده اخبار اقتصادی و نیز ماهنامه توقیف شده آفتاب بود. او در دادگاه بدوی به اتهام “توهین به رهبری”، “تبلیغ علیه نظام” و “نشر اکاذیب از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی” به سه سال زندان و پنج سال ممنوعیت و محرومیت از فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی محکوم شد

عبدالرضا تاجیک
عبدالرضا تاجیک فعال حقوق بشر و از روزنامه نگاران روزنامه های دوران اصلاحات بود که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ سه بار بازداشت شد.
او دبیر سرویس سیاسی روزنامه های اعتماد ، کارگزاران ، شرق و خبرگزاری ایلنا، روزنامه نگار که همکاری با روزنامه های خرداد، فتح، بنیان، بهار، همبستگی، ضمیمه همشهری، توسعه و صدای عدالت را در کارنامه حرفه ای خود دارد. بار نخست از ۲۴ خرداد ۸۸ تا 7 مرداد، بار دم از 7 دی ۸۸ تا 10 اسفند زندانی بود. سپس برای بار سوم ۲۲ خرداد ۸۹ به دنبال موج بازداشت های بعد از وقایع عاشورای سال ۸۸ نیز بازداشت شد که اینبار قاضی پیرعباسی، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انفلاب تهران، عبدالرضا تاجیک را به اتهام عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده است.
پروین تاجیک، خواهر عبدالرضا تاجیک، نیز چندین بار در مصاحبه با رسانه ها در مورد وضعیت سخت و فشارهایی که به این روزنامه نگار زندانی در دوران بازداشت وارد شده بود اطلاع رسانی کرد و یک بار از « هتک حرمت» برادر خود توسط ماموران امنیتی خبر داد که این امر موجب شد تا در آذر ماه به اتهام ” اقدام تبلیغی علیه نظام و تشویش اذهان عمومی” از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شود.

‌محمد داوری
«محمد داوری» روزنامه نگار و سردبیر سایت سایت رسمی حزب اعتماد ملی از جمله کسانی بود که به همراه مهدی کروبی از کسانی که مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته بودند فیلم و گزارش تهیه می کرد . داوری در ۱۷ شهرویر ۸۸ پس از نامه مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان پیرامون شکنجه و آزار زندانیان سیاسی در شکنجه گاه کهریزک دستگیر شد.
اگر چه مهدی کروبی در نامه‌ ای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلم‌هایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی ارائه کرده بود، بر عهده گرفت و گفت: «آقای داوری تنها فیلمبردار مصاحبه ها بوده و هیچ نقش دیگری در این ماجرا نداشته است» اما محمد داوری به جرم تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده‌ و نزدیک به دو سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می برد. وی بتازگی یک سال حکم زندان برای شرکت در تجمعات معلمان در در سال ۱۳۸۵دریافت کرده است..
خانواده ی محمد داوری در هشت ماه اول زندان هیچ خبری از وی نداشتند. این خانواده طی نامه ای به «بان کی مون» دبیرکل سازمان ملل نسبت به وضعیت محمد داوری به شدت ابراز نگرانی کرده بودند. محمد داوری نیز در زندان چندین بار تحتِ فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، اعتراف کند. این را کروبی در نامه ای به «عباس جعفری دولت آبادی» گفته بود که «محمد داوری مجبور به اعتراف و دروغ خواندن ماجرای تجاوزهای جنسی به زندانیان درگیری های پس از انتخابات شده است.»
محمد داوری معلم و استخدام آموزش و پروش بود اما پس از دستگیری حقوق وی نیز قطع شد. او پیش از این در روزنامه همبستگی نیز قلم می زد. مادر سالخورده و بیمار وی که ساکن خراسان است به دلیل مشکلات جسمانی و مالی قادر نیست هر هفته به ملاقات فرزندش بیاید و به همین منظور بارها خطاب به مسئولان گفته تا حداقل امکان تماس تلفنی با این زندانی را فراهم کنند اما این امکان هم نزدیک به یک سال است که برای برخی از زندانیان سیاسی اوین وجود ندارد.
مادر محمد داوری به جرس می گوید: «هر کاری که فکر می کردم انجام دادم، بارها به سازمان های حقوق بشری نامه دادیم و خواهان رسیدگی به وضعیت محمد شدیم ولی کسی پاسخگوی این همه ظلم نیست. بارها از وضعیت جانبازی پسرم از قطع شدن حقوق و وضعیت روحی و مالی ام گفتم اما مسئولان نمی شنوند یا نمی خواهند کاری بکنم. همه ی راه ها بسته است.»

مهدی محمودیان
مهدی محمودیان یکی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی که نام او نیز با پرونده ی کهریزک گره خورده است او در جریان حوادث پس از انتخابات وی ۲۵ شهریور ۸۸ بازداشت و به جرم تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است‌ . مهدی محمودیان از تاریخ دستگیری تا کنون نزدیک به دو سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می برد. محمودیان در سال ۱۳۸۶ در نامه‌ای خطاب به آیت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران نسبت به نقض حقوق زندانیان در بازداشتگاه کهریزک هشدارهایی داده بود که هرگز مورد توجه قرار نگرفت.
او در آن نامه گزارشی از برخوردهای «غیر انسانی و جنایت بار نیروهای انتظامی» با افرادی که «اوباش و اراذل» نامیده شده و در خیابان ها بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند، نوشته بود. وی از «ضرب و شتم ها ، فحاشی ها ، هتک حرمتها ، شکنجه های روحی و جسمی و جنسی برخی از نیروهای انتظامی نسبت به جوانانی که غالبا ۲۰ تا ۳۰ ساله بودند» گزارش داده بود.
مهدی محمودیان نیز به همراه چند تن دیگر از روزنامه نگاران از اوین به رجایی شهر منتقل شد تا در زندانیانی با جرائم سنگین نگهداری شود اما او در اردبیبهشت ماه سال ۹۰ دوباره نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشت و خطاب به رهبر جمهوری اسلامی گفت که در زندان رجایی شهر کرج نیز او شاهد تجاوز به زندانیان است.
مادر مهدی محمودیان در گفتگویی با «جرس» از مورد شکنجه و آزار قرار گرفتنِ این افشاگر کهریزک خبر داد و گفت: «مهدی محمودیان را به مدت هشت ساعت و صرفا با یک زیرپیراهنی در دمای بیش از ده درجه زیر صفر اوین در فضای باز نگه داشتند. نتیجه این عمل غیرانسانی این شد که وی به بیماری عفونت ریه ، مشکلات شدید تنفسی و مشکلات دیگری از قبیل خون دماغ و ناراحتی‌های کلیوی مبتلا شده و تا کنون چندین بار در زندان بی هوش شده است.»

علی ملیحی
علی ملیحی یکی از روزنامه نگاران جوان ایرانی که عضو شوراي سياستگذاري و مسوول روابط عمومي سازمان دانش آموختگان ايران نیز به شمار می رود پس از حوادث انتخابات سال ۸۸ در ۲۰ بهمن بازداشت شد.
او نیز تا مدت یک سال از امکان مرخصی بهره مند نبود و خانواده ی وی در روزهای نخست هیچ اطلاعی از محل بازداشت و نحوه ی بازجویی های او نداشتند. اما بعد از یک سال تنها سه روز به مرخصی آمد و دوباره به زندان بازگردانده شد. این روزنامه نگار جوان که همکاری با روزنامه هاي شرق،اعتماد ملي، اعتماد و هفته نامه هاي شهروند امروز و ايراندخت را در کارنامه حرفه ای خود دارد در دادگاه بدوی به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام”، “تبلیغ علیه نظام”،” شرکت درتجمعات غیرقانونی”، “نشر اکاذیب” و “توهین به رییس جمهور” به ۴ سال حبس تعزیری و جزای نقدی معادل یک میلیون ریال و ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد که دادگاه تجدیدنظر حکم چهار سال حبس تعزیری را تایید کرد.
علی ملیحی در زندان دو بار دست به اعتصاب غذا زد و هنگام مرگ هدی صابر که مورد ضرب و شتم زندانیان قرار گرفته بود نیز طی نامه ای شهادت داد که این زندانی پیش از انتقال به بیمارستان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

مسعود لواسانی
مسعود لواسانی روزنامه نگار و وب نگار ایرانی پس از اعتراضات صورت گرفته به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در تاریخ مهر ماه سال ۸۸ بازداشت شد.
او نیز در روزهای نخست تحت فشار در زندان بوده و از امکان مرخصی بهره مند نبود اما بعدها توانست به مرخصی بیاد و خانواده و فرزند خردسال خود را از نگرانی نجات دهد. لواسانی در دادگاه بدوی به ۸ سال و نیم حبس تعزیری و محرومیت مادام العمر از روزنامه نگاری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال و حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از اشتغال به حرفه روزنامه نگاری تغییر یافت.
این روزنامه نگار زندانی همکاری با روزنامه‌هایی همچون آفتاب یزد، ایران، خبر، اعتماد، تهران امروز، همشهری، شرق، کارگزاران و اعتماد ملی، خبرگزاری‌ فارس، ماهنامه های ادبیات داستانی، مبدا نقش و خردنامه همشهری و نیز هفته نامه چاپ را در کارنامه حرفه ای خود دارد.

محمد نوری زاد
محمد نوری زاد کارگردان، فیلمنامه نویس، وبلاگنویس و روزنامه نگار متعلق به جریان اصولگرا در ایران بود که در جریان انتخابات جنجالی ایران و پس از کشته و زندانی شدن هزاران شهروند ایرانی او نیز به عنوان معترض به هواداران جنبش اعتراضی پیوست و بدین ترتیب در تاریخ 29۲۹ آذر ۸۸ بازداشت شد.
محمد نوری زاد از جمله روزنامه نگارانی بود که در زندان بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفت . برای نخستین بار خانواده ی وی در مصاحبه ای با جرس از ضرب و شتم این روزنامه نگار زندانی توسط ماموران امنیتی در اوین خبر دادند که این اطلاع رسانی منجر به دیدار خانواده ی نوری زاد با دادستان تهران شد اما بعد از این بارها این روزنامه نگار در اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
محمد نوری زاد به دلیل نوشتن نامه های انتقادی به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران که از اوین به رسانه ها منتقل می شد چندین بار به انفرادی منتقل شد و همان جا مورد ضرب و شتم و رفتارهای خشونت آمیز ماموران قرار می گرفت . همین امر موجب شد که او نیز چندین بار دست به اعتصاب غذا بزند.
دادگاه بدوی نوری زاد را به اتهام” فعالیت تبلیغی علیه نظام نظام و تخریب چهره سی ساله نظام” ، “توهین به رهبری”، “توهین به رییس قوه قضاییه” و ” توهین به رییس جمهور” مجموعا به سه سال و ۹۱ روز حبس تعزیری و به اتهام “توهین به امام جمعه مشهد” به تحمل ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد. نوری زاد اگر چه بعدها به دلیل اعتراضات گسترده ای که از طریق نوشتن نامه های انتقادی به رهبری نوشته بود آزاد شد اما بیرون از زندان نیز بار دیگر به آیت الله خامنه ای اینبار با ادبیاتی تند تر نامه نوشت .

محمدرضا مقیسه
محمدرضا مقیسه فعال رسانه ای وسردبیر مجله بیست ساله ها پس از کشته و زندانی شدن هزاران شهروند ایرانی در جریان اعتراضات سال ۸۸، عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری شد که همین امر موجب شد تا در تاریخ ۲۲ مهرماه ۸۸ توسط ماموران امنیتی بازداشت و زندانی شود.
او نیز با قید وثیقه از زندان آزاد شده بود اما در دادگاه بدوی به شش سال زندان محکوم و سپس مجددا در در تاریخ ٢ آبان ۸۹ روانه ی زندان شده بود.
این فعال رسانه ای اگر چه در زندان تحت فشارهای زیاد قرار گرفته بود اما در نامه ای خطاب به فرزندانش نوشته بود که زندان اگر برای مدعیان دروغین دفاع از اسلام و انقلاب، فرصتی برای عقده گشایی و قدرت نمایی است برای او سایر هم بندانش گام اول بینایی و ظلم ستیزی و دفاع از ارزش های والای انسانی و اسلامی است.

سام محمودی سرایی
سام محمودی دبیر روزنامه نگار حوزه ادبیات و فرهنگ نیز پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری ایران در ۱۰ اسفند ۸۹ به دنبال احضار دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
این روزنامه نگار جوان دبیر کتاب روزنامه شرق که همکاری با روزنامه های کیهان، اطلاعات،همشهری، حیات نو، راه‌مردم، آزاد، اسرار، همبستگی،اعتماد و نیز هفته‌نامه‌های کتاب‌هفته، نگاه‌هفتم و ماهنامه‌های کتاب‌ماه فلسفه، انصاف را در کارنامه حرفه ای خود دارد.
سام محمودی وقتی که بازداشت شده بود خانواده ی وی از محل نگهداری او مطلع نبوده و بارها خبر می رسید که دبير سرويس کتاب روزنامه شرق از نظر جسمی و روحی دارای وضعیتی «وخيم و نگران‌کننده» است.
هنگامه شهیدیهنگامه شهیدی یکی از روزنامه نگارانی است که در ایام انتخابات مشاور مهدی کروبی بود اما پس از اعلام نتایج انتخابات او در تاریخ ۶ اسفند ۸۸ بازداشت و روانه ی زندان اوین شد.در روزهای نخست بحران انتخاباتی هنگامه شهیدی در جریان بازجویی ها تحت فشار قرار گرفته بود تا به اعترافات تلویزیونی علیه خود تن دهد اما در مقابل این فشارها مقاومت کرد. خانواده ی وی بارها در خصوص این فشارها اطلاع رسانی کرده بودند. فشار و شکنجه های روحی علیه این روزنامه نگار زن در روزهای نخست بازداشت تا آنجا پیش رفت که او برای رهایی از این فشارها تن به اعتصاب غذا داد و در نهایت ماموران زندان ناگزیر شدند پس از انتقال به بهداری اوین او را به طور موقت آزاد کنند .
اين روزنامه نگار از ۴ اسفند ۸۸ جهت اجرای حکم ۶ سال حبس تعزيزی خود به زندان فراخوانده شد و هم اکنون در حال سپری کردن دوران محکوميت خود است.او شاید از جمله محدود روزنامه نگارانی است که زندگی در خارج از کشور را رها کرد و به ایران بازگشت تا در جریان انتخابات سال ۸۸ ایفای نقش کند اما دومین سالگرد تولد خود را نیز در اوین پشت سر گذاشت.حکم دادگاه بدوی اين روزنامه نگار در در ارديبهشت ماه سال گذشته توسط قاضی شعبه ۵۴ دادگاه تجديد نظر استان تهران تاييد و هنگامه شهیدی به اتهام تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت کشور و نيز توهين به رييس جمهوری به شش سال محکوميت قطعی محکوم شد.
کیوان صمیمیکیوان صمیمی یکی از روزنامه نگاران پیشکسوت و با سابقه است که روز ۲۳ خرداد ۸۸ از سوی وزارت اطلاعات در منزل شخصی اش بازداشت شد و روانه ی زندان اوین شد.او حدود ۴ ماه اول روزهای بازداشت خود را در سلول انفردای سپری کرد و جز زندانیانی به شمار می رود که چندین بار دست به اعتصاب غذا زده بود. او حتی یک بار برای بهتر شدن وضیعت زندانیان دیگر و بدون اینکه هیچ درخواست شخصی داشته باشد اقدام به اعتصاب غذا کرده بود.کیوان صمیمی مدیر مسئول ماهنامه نامه، عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و عضو شورای ملی صلح و کمیته های پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه است که پس از بازداشت به اتهام “تشویش اذهان عمومی” و “اقدام علیه امنیت کشور از طریق تجمع و تبانی” به شش سال حبس محکوم شد.این روزنامه نگار از چهره های سیاسی نزدیک به نیروهای ملی مذهبی است که دادگاه تجدید نظر این روزنامه نگار ۶۶ ساله را به مدت ١۵ سال محروم از هرگونه فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کرده است.خانواده ی وی در مصاحبه ای با جرس گفته اند تحمل شرایط نامناسب زندان برای کسی که ۶۶ سال سن دارد آسان نیست.
سیامک قادریسیامک قادری یکی از روزنامه نگاران و خبرنگاران فعال خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی بود که به دنبال نوشته های انتقاد آمیز خود علیه نحوه ی اداره ی همین خبرگزاری در تاریخ ۱۴ مرداد ۸۹ بازداشت و روانه زندان اوین شد.ماموران امنیتی با ورود به منزل شخصی اش او را دستگیر کردند و از آن زمان در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شود.ابتکار عمل این روزنامه نگار ایرانی که در خبرگزاری ایرنا کار می کرد این بود که به عنوان یکی از منتقدان این خبرگزاری در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، وبلاگی به نام “ایرنای ما” را راه اندازی کرد و در آن گزارش هایی در باره حوادث پس از انتخاباترا منتشر می کرد.این روزنامه نگار با ۱۸ سال سابقه ی کار از خبرگزاری ایرنا اخراج و پس از دستگیری به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب به چهار سال زندان، جریمه نقدی و ۶۰ ضربه شلاق محکوم شد.
از سیامک قادری اگر چه اخبار زیادی منتشر نشده است اما او همان روزنامه نگاری است که بعد از سخنرانی محمود احمدی نژاد، در دانشگاه کلمبیا مبنی بر اینکه “ما در ایران همجنس گرا نداریم”، با شماری از همجنس گرایان ایران مصاحبه کرده بود.
حسن ظهوریبازداشت های روزنامه نگاران پس ازحوادث انتخابات به حوزه های غیر سیاسی هم کشیده شد و درهمین راستا حسن ظهوری کی از خبرنگاران خبرنگار حوزه میراث فرهنگی در تاریخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت و روانه ی اوین شد.
او در سال ۸۸ از سوی بنیاد میراث پاسارگاد به خاطر تهیه ی گزارش هایی مستند از وضعیت حساس میراث فرهنگی ایران به عنوان بهترین خبرنگار میراث فرهنگی سال انتخاب شده بود و اساسا هیچ فعالیت سیاسی هم نداشت اما خانواده ی او نیز شاهد بودند که نیمه شب ، ماموران با حضور در منزل این روزنامه نگار، ضمن بازداشت وی، کامپیوتر و کتاب های او را نیز ضبط کردند. وی در تاریخ دوم اسنفد ماه ۱۳۸۸ بطور موقت از زندان آزاد شد اما دادگاه او را به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود که او ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ برای اجرای حکم به زندان بازگشت.

سعید لیلاز
سعید لیلاز روزنامه‌نگار و مفسر اقتصادی که از منتقدان جدی سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد بود پس از انتخابات جنجالی سال ۸۸ دستگیر و روانه ی اوین شد.
لیلاز فردای انتخابات در مصاحبه‌ ای صریح، نتیجه رسمی انتخابات ریاست جمهوری دهم را انتخاب تاریخی رهبر جمهوری اسلامی ایران توصیف کرده‌بود، پس از آن در همان هفته اول پس از انتخابات بازداشت شد اما خانواده ی وی هیچ خبری از محل نگهداری او نداشتند. تا اینکه همسرش بعد از ۱۲۰ روز اعلام کرد که او را در دادگاه انقلاب دیده بود که اصلا وضعیت خوبی نداشت.

او از جمله روزنامه نگاران پیش کسوت ایرانی بود که در دوران بازجویی به شدت تحت فشار و شکنجه های روحی قرار گرفت. صد روز از دستگيري سعيد ليلاز در سلول انفرادي سپری شد
لیلاز در دادگاه معروف به متهمان پرونده انتخاباتی محاکمه و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام، نگهداری اسناد طبقه‌بندی شده و ارتباط با بیگانگان» به ۹ سال زندان محکوم شد.. او را به خاطر شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد نیز به یک سال حبس محکوم کرده اند.
وی عضو هئیت سردبیری تحریره روزنامه سرمایه بود که این روزنامه نیز در حوادث پس از انتخابات توقیف شد.


محمد قوچانی
موج بازداشت‌های پس از نا آرامی‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، محممد قوچانی روزنامه نگار مشهور ایرانی را نیز رهسپار زندان اوین کرد. او همزمان با برپایی راهپیمایی اعتراض آمیز مردم در روز شنبه ۳۰ خرداد ۸۸ توسط ماموران امنیتی بازداشت و زمانی که در اوین به سر می برد روزنامه ی اعتماد ملی که او در آن زمان سردبیرش بود نیز توقیف شد.
آزادی محمد قوچانی نیز بر خلاف روند قانونی صورت گرفته و او در ساعت دو بامداد روز جمعه ۸ آبان پس از ۱۳۱ روز بازداشت و انفرادی و حضور در دادگاه دسته جمعی موسوم به متهمان انتخابات، ، توسط ماموران در یکی از خیابان‌های تهران رها شده بود.

بی خبری از وضعیت محمد قوچانی خانواده ی او را هم همانند سایر خانواده ها در روزهای نخست بحران انتخاباتی و دستگیری های فله ای نگران کرده بود و آنها نیز بارها به دستگاه قضایی کشور نامه نوشته و خواستار روشن شدن وضعیت این روزنامه نگار دربند شده بودند.
محمد قوچانی در روزنامه‌های جامعه، نشاط و عصر آزادگان نامش درخشید اما نامش برای جامعه ایرانی به دلیل انتشار رونامه ی شرق، هم میهن و ماهنامه ی شهروند امروز بیشتر آشنا بود. او پیشتر در سال ۱۳۷۹ نیز به اتهام نشر اکاذیب و توهین به مقدسات به مدت ۳۶ روز بازداشت شده بود.
حسین نورانی نژاد حسین نورانی نژاد روزنامه نگار جوان ایرانی که رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز بوده است پس از حوادث انتخاباتی در ۲۶ شهریور سال ۸۸ دستگیر و به مدت یک سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر برد.حسین نورانی نژاد که پیشتر در خبرگزاری ایلنا و برخی از رسانه های اصلاح طلب روزنامه نگار بود پس از اعتراضات مردمی علیه نتایج انتخابات، نقش فعالی در برگزاری مراسم های مذهبی اصلاح‌طلبان به خصوص برنامه هایی که برای آزادی زندانیان سیاسی برگزار می شد ایفا می‌کرد.

این روزنامه نگار و فعال سیاسی زمانی که در اوین به سر می برد از جمله شانزده زندانی سیاسی به شمار می رفت که در پی اعتراض به رفتارهای نامناسب مسئولین و نگهبانان زندان دست به اعتصاب غذا کرده زده بودند. پس از آن پرستو سرمدی همسر این روزنامه نگار و همچنین مادر این زندانی سیاسی بارهای طی مصاحبه با رسانه ها در مورد وضعیت زندانیان در اعتصاب خبررسانی کرده بودند که در نهایت ماموران امنیتی با حضور در منزل حسین نورانی نژاد، اقدام به بازداشت مادر این روزنامه نگار نمودند. ماموارن امنیتی با اخذ تعهد کتبی از مادر حسین نورانی نژاد تهدید کردند که در صورت ادامه اعتراض به وضعیت فرزندش و مصاحبه برای اطلاع رسانی درباره وی، او را بازداشت خواهند کرد.

هادی حیدری
هادی حیدری یکی از کارتونیست های شناخته شده ی ایرانی و از چهره های فعال رسانه ای ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم چندین بار بازداشت و روانه ی اوین شده بود.
وی که عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي و همچنین مدیر هنری روزنامه اعتماد ملی بود یک بار در تاریخ ۳۰ مهر ۸۸، وقتی ماموران امنیتی به مراسم دعای کمیلی که در منزل یکی از اعضای زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شده بود، هجوم بردند، بازداشت شد و پس از آزادی به قید وثیقه، بار دیگر در تاریخ ۲۸ آذرماه ۱۳۸۹ در پی احضار به دادسرای مستقر در اوین و حضور در آنجا بازداشت شد.

هادی حیدری اولین کارتونیستی ایرانی نبود که با برخوردهای امنیتی روانه ی زندان می شد، حسن کریم زاده، توکانیستانی، داود احمدی مونس، نیک آهنگ کوثر، مانا نیستانی و بهزاد باشو از جمله فعالین این رشته اند که در سه دهه پس از انقلاب هرکدام به دلایل مختلف روانه ی زندان شده بودند اما این کارتونیست پس از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری دهم هر بار به دلیل مواضع سیاسی اش در دفاع از جنبش اعتراضی مردم ایران روانه ی زندان شده است.

شیوا نظر آهاری
شیوا نظر آهاری فعال رسانه ای و حقوق بشری، از جمله کسانی بود که در جریان نا آرامی‌های مربوط به اعتراضات به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران تنها دو روز بعد از این انتخابات در ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸، توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت و روانه ی اوین شد.
منزل شخصی شیوا نظر آهاری نیز در همان روز بازداشت مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفته و وسایل شخصی وی نیز ضبظ شده بود. خانواده ی وی تا مدت ها از محل نگهداری و وضعیت سلامتی او با خبر نبودند. او نیز همانند شمار دیگری از زندانیان بیش از ۱۰۰ روز از دوران حبس خود را در سلول‌های انفرادی گذراند.

شیوا نظرآهاری پس از آنکه با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود بار دیگر در ۲۹ آذرماه ۸۸ در هنگام رفتن به شهر قم جهت حضور در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله منتظری، بازداشت، و پس از ۹ ماه، روز ۲۱ شهریورماه با موافقت قاضی پرونده، با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد اما در انتظار اجرای حکم دادگاه خود به سر می برد. وی از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظرتهران، به تحمل ۴ سال حبس تعزیری، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد .
بازداشت و فشارهایی که علیه این فعال رسانه ای و حقوق بشری جریان داشت، بازتاب گسترده ی جهانی یافت و خانواده ی وی نیز بارها از طریق مصاحبه با رسانه ها در مورد وضیعت فرزند دربندشان اطلاع رسانی می کردند.
این فعال رسانه ای جوان جوان پیش از انتخابات سال ۸۸ و قبل از آنکه بازداشت گاه کهریزک به دلیل جان باختن چند تن از بازداشت شدگان در صدر اخبار جهان قرار بگیرد گزارشی را نسبت به وضیعت غیر استاندارد این بازداشت گاه منتشر کرده بود. شیوا نظرآهاری سخنگوی کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال حقوق کودکان کار، عضو کمپین یک میلیون امضا ، وبلاگ نویس و از دانشجویان محروم از تحصیل است.

بدرالسادات مفیدی
بدرالسادات مفیدی یکی از روزنامه‌نگاران با سابقه و دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران است که او نیز در حوادث پس از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری ایران در تاریخ در روز ۷ دی ۸۸ به همراه همسرش مسعود آقایی دستگیر و روانه ی زندان اوین شد. همسر او بعد از ۵۲ روز آزاد شد اما این روزنامه نگار زن ایرانی شرایط دشواری را در اوین پشت سر گذاشت تا آنجا که بر اثر شدت فشارهای بازجویان وزارت اطلاعات با بیماری قلبی در زندان مواجه شد.

از دبیرِ دربندِ انجمن صنفی روزنامه نگاران در روزهای نخست بازداشت و حضور در سلول انفرادی اخبار زیادی مبنی بر اینکه او تحت فشارهای بازجویان است منتشر می شد که در نهایت مادرِ بدرالسادات مفیدی بعد از گذشت ۱۳۴ روز از حبس این روزنامه نگار در نامه ای خطاب به دادستان تهران ضمن ابراز نارضایتی از تداوم بازداشت فرزندش، خواستار آزادی فرزند بی گناهش شد.
بدرالسادات مفیدی یکی از روزنامه نگاران منتقد جریان اصولگرا در ایران بود که سابقه ی همکاری با شمار زیادی از روزنامه های اصلاح طلب را در پرونده ی کاری خود دارد.

ماشاالله شمس الواعظین
ماشاالله شمس الواعظین یکی از چهره های سرشناس مطبوعات ایران است که پس از اعتراضات روز عاشورا در روز هشتم دیماه ۱۳۸۸ توسط ۶ مامور امنیتی که نیمه شب به منزل شخصی اش رفته بودند، بازداشت و به اوین منتقل شد.
شمس الواعظین، نایب رئیس انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و از چهره های شناخته ی شده ی مطبوعات ایران است. گفته می شود در شبی که برای دستگیری او رفته بودند، او تسلیم نشد و اصرار می کرد که باید “حکم با اسم” به او نشان دهند تا او مقاومتش را بکشند و با آنها راهی اوین شود اما حدود یکساعت بعد چهار مامور دیگر به خانه ی وی رفتند و او را تهدید کرده بودند که اگر با آنها نرود، او را با زور خواهند برد.‌

او اگر چه پس از تحمل پس از دوماه و نیم زندان با سپردن وثیقه از آزاد شده بود اما شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه، ماشاء‌الله شمس‌الواعظین را به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و نیز «توهین به رییس جمهور»، به ۱۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. به همین دلیل در سال ۹۰ آقای شمس‌الواعظین برای اجرای حکم ۱۶ ماه حبس تعزیری خود به زندان اوین فرا خوانده شد.

فریبا پژوه
فریبا پژوه روزنامه‌نگار و وب نگار جوان ایرانی بود که پس از نا آرامی های انتخاباتی و به دنبال موج دستگیری روزنامه نگاران در مرداد ماه سال ۸۸ در منزل‌ پدری‌اش توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و روانه ی اوین شد.

این روزنامه نگار که سابقه ی همکاری با چندین روزنامه ی اصلاح طلب را در پرونده ی حرفه ای خود دارا بود در زندان به شدت تحت شکنجه و فشار قرار گرفت . شرایط نگهداری فریبا پژوه در اوین نیز او را دچار مشکلات جدی کرد که خانواده ی وی بارها از طریق مصاحبه با رسانه ها در مورد سلامتی وی ابراز نگرانی کردند اما تا مدت ها در زندان اوین به روی خانواده‌ی پژوه برای ملاقات بسته بود و حتی با دستور دادستان تهران هم امکان ملاقات در صد روز اول بازداشت به آسانی برای خانواده ی این روزنامه نگار فراهم نمی شد.
وی سابقه همکاری با خبرگزاری ایلنا و روزنامه اعتماد ملی را دارد و این روزها همانند سایر همکاران خود با قید وثیقه آزاد است.

محمدرضا نوربخش
محمدرضا نوربخش یکی از روزنامه نگاران جوان ایرانی بود که به دنبال نا آرامی های پس از انتخابات در روز ۱۳ مرداد ۸۸ بازداشت و روانه ی زندان اوین شد.
وی سردبیر روزنامه فرهیختگان و مدیر مسئول سایت خبری جمهوریت بود که پس از دستگیری در یکی از دادگاه های دسته جمعی فعالان سیاسی که شهریور ۸۸ در ایران برگزار شد نیز حضور یافت.

او اگر چه به قید وثیقه آزاد شد اما توسط دادگاه بدوی به ۶ سال زندان محکوم شده بود که دادگاه تجدید نظر این حکم را به ۳ سال تقلیل داد.

کیوان مهرگان
“کیوان مهرگان” روزنامه نگاری که یکروز پس از حوادث عاشورای خونین که منجر به کشته شدن راهپیمایی کنندگان شده بود، در روز هشتم دی ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت و روانه ی اوین شد.
این روزنامه نگار پس از روزهای بازداشت معلوم نبود در چه وضعیتی به سر می برد به همین دلیل برادر کیوان مهرگان در نامه یی به «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه خواستار اقدام سریع دستگاه قضایی برای مشخص شدن محل نگهداری این روزنامه نگار بازداشتی و تعیین تکلیف پرونده او شد.

اما کیوان مهرگان دو ماه بعد با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شده و به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که برای بار دوم در ۱۶ آذر ماه سال ۸۹ با هجوم ماموران امنیتی به تحریریه روزنامه شرق، بار دیگر دستگیر و روانه ی اوین شد.
این روزنامه نگار نیز همانند بسیاری دیگر از روزنامه نگاران با قید وثیقه آزاد است.

احمد غلامی
احمد غلامی احمد غلامی روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی از جمله روزنامه نگاران ایرانی بود که پس از حوادث انتخابات در دفتر روزنامه شرق در روز سه شنبه ۱۶ آذرماه مصادف با روز دانشجو در ایران بازداشت شد.
ماموران امنیتی با هجوم به دفتر روزنامه احمد غلامی سردبیر این روزنامه را به همراه چند روزنامه نگار و سرمایه گزار این روزنامه بازداشت و روانه ی اوین کردند. بعد از گذشت چند روز جعفری دولت آبادی دادستان تهران گفته بود این افراد به دنبال “نوشتن اطلاعیه علیه نظام و تدارکات مالی” بودند .

احمد غلامی بیشتر به عنوان یک چهره ی فرهنگی بارها کتاب هایی را منتشر کرده و داستان «فعلا اسم ندارد» از او برگزیده دوره سوم جایزه هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۸۱ شده‌ است اما او نیز در پی حوادث سیاسی پس از انتخابات طعم زندان را چشید.

فرزانه روستایی
فرزانه روستایی یک روزنامه نگار با سابقه ی ایرانی است که وقتی در تحریریه ی روزنامه مشغول کار بود با هجوم نیروهای امنیتی به دفتراین روزنامه در تاریخ ۱۶ آذرماه ۸۹ بازداشت و روانه ی اوین شد.
در روزهای نخست دستگیری خانواده ی او هیچ گونه اطلاعی از وضیعت این روزنامه نگار دربند نداشتند. او پس از ۴۱ روز بازداشت، عصر با قرار وثیقه ۱۰ میلیونی از زندان اوین آزاد شد و در این آزادی موقت انتظار دادگاه خود به سر می برد.

فرزانه روستایی دبیر سرویس بین الملل روزنامه شرق بود و در پرونده ی کاری خود سابقه ی حضور در چندی روزنامه ی اصلاح طلب را دارد.

اکبر منتجبی
اکبر منتجبی رونامه نگار ایرانی که سابقه کار در بیش از ۲۰ نشریه از جمله، شرق، هم میهن، شهروند امروز را در پرونده ی حرفه ای خود دارد، در جریان نا آرامی های پس از انتخابات، در بهمن ماه ۸۸ بازداشت و به اوین منتقل شد.
اکبر منتجبی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری دهم، دبیر بخش سیاسی روزنامه اعتماد ملی بود، پس از توقیف این روزنامه در نشریه “ایران دخت” به صاحب امتیازی فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی فعالیت می کرد اما موج دستگیری روزنامه نگاران به بازداشت او نیز منجر شد که ماموران امنیتی ساعت دو صبح با حضور در منزل شخصی این روزنامه نگار او را بازداشت کردند.

از این روزنامه نگار هم در روزهای نخست دستگیری خبری نبود و همکاران و خانواده اش نسبت به وضعیت نگهداری او بی اطلاع بودند.
او نیز همانند سایر روزنامه نگاران آزاد شده به قید وثیقه آزاد است.

مرتضی کاظمیان
مرتضی کاظمیان یکی از روزنامه نگاران فعال ایرانی و از اعضای شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به دنبال حوادث انتخابات جنجالی ۸۸ در تاریخ ۸ دی ماه در منزل خود توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
نسرین ستوده وکیل این روزنامه نگار همان زمان در مورد نحوه ی بازداشت این روزنامه نگار گفته بود‌: « آقای کاظمیان توسط تیمی چهار نفره که خود را مامورین وزارت اطلاعات معرفی کرده بودند، بازداشت شده است، مامورین از ساعت ۱۲ تا ۳ بامداد به بازرسی منزل این روزنامه نگار پرداخته اند و وی را با خود برده اند.

در روزهای نخست دستگیری از مکان بازداشت کاظمیان هیچ اطلاعی در دست نبود و خانواده ی او در نگرانی به سر می بردند. بعد ها نسرین ستوده وکیل این روزنامه نگار نیز خود توسط ماموران امنیتی زندانی و روانه ی اوین شد.
کاظمیان دو ماه در انفرادی ماند و بعد به قید وثیقه آزاد شد. او به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی مقیسه، محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شد . او سابقه بازداشت در سال 79-80 را دارد؛ بازداشتی که منجر به صدور حکم چهار سال زندان برای وی شد. کاظمیان در نهایت پس از آزادی ایران را ترک کرد.
این روزنامه نگار ایرانی به‌عنوان تحلیلگر سیاسی و یادداشت‌نویس، سابقه‌ی همکاری با سرویس سیاسی بسیاری از روزنامه‌ها و ماهنامه‌های اصلاح‌طلب ازجمله جامعه، توس، خرداد، فتح، حیات‌نو، یاس‌نو، وقایع اتفاقیه، شرق، سرمایه و برخی دیگر از نشریات توقیف شده مانند آفتاب و نامه را در کارنامه حرفه ای خود دارد.

نسرین وزیری
نسرین وزیری خبرنگار پارلمانی خبرگزاری ایلنا نیز از جمله روزنامه نگارانی بود که در جریان ناآرامی های پس از انتخابات در تاریخ ۷ دی ماه ۸۸ با حکم دادگاه انقلاب در منزل خود بازداشت و مدتی را در زندان اوین به سر برد.

از وضعیت این زندانی هم خبری در دست نبود تا آنکه نسرین وزیری پس از شش روز در اولین تماس تلفنی خود خانواده را از نگرانی خارج کرد .
این روزنامه نگار پس از تحمل ۲۳ روز زندان با معرفی کفیل آزاد شد.

جواد ماهزاده
دستگیری های روزنامه نگاران پس از نا آرامی های خرداد ۸۸ تنها معطوف به روزنامه نگاران سیاسی نشد و در همین راستا جواد ماهزاده روزنامه نگار و رمان نویس ایرانی نیز در تاریخ ۲۹ مهرماه با حکم دادگاه انقلاب بازداشت شد وبه جمع سایر کسانی که در پی تظاهرات اعتراض آمیز روز عاشورا بازداشت شده بودند پیوست.

این رمان نویس و روزنامه نگار پس از دستگیری تا یازده ماه از امکان مرخصی بهره مند نبود در نهایت پس از از زندان اوین با قرار وثیقه چهارصد میلیون تومانی به مرخصی آمد.
جواد ماهزاده اگر چه در سوم آذر ماه آزاد شد اما او نیز همانند سایر روزنامه نگاران از بند رها شده در انتظارِ حکم دادگاه خود به سر می برد .

بهرنگ تنکابنی
بهرنگ تنکابنی یکی از روزنامه نگاران فرهنگی و سردبیر مجله هنری فرهنگ و آهنگ به دنبال موج بازداشت هایی که پس از راهپیمایی اعتراضی عاشورای ۸۸ در سراسر کشور آغاز شده بود ، بازداشت و روانه ی اوین شد.

بهرنگ تنکابنی، پسر لی لی فرهاد پور روزنامه نگار باسابقه ایرانی است که به همراه کیوان فرزین منتقد موسیقی در دفتر این مجله بازداشت شده بودند. ماموران امنیتی دفتر مجله را نیز تفتیش کردند وکیس های کامپیوترماهنامه را هم با خود بردند. پس از آن نیز به منزل لی لی فرهادپور رفته و بخشی هایی از وسایل شخصی این روزنامه نگار از جمله کتاب ها، جزوه ها و کامپیوترشخصی او را نیز با خود بردند.
این روزنامه نگار پس از تحمل بیش از یک ماه زندان با قرار وثیقه آزاد شد.

نازنین خسروانی
نازنین خسروانی روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلب در روز ۱۲ آبان در منزل پدری اش بازداشت شد و به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
او که با روزنامه های نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمایه و خبرگزاری آفتاب همکاری داشت در زمان دستگیری فعالیت رسانه ای اش را متوقف کرده بود، با این همه وقتی او را بازداشت کردند جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، اتهام نازنین خسروانی و چند روزنامه نگار بازداشتی دیگر را “امنیتی” عنوان کرده بود که این امر موجب نگرانی خانواده ی نازنین خسروانی شده بود .

نازنین خسروانی در تمام دوران بازداشت خود تحت بازجویی های طولانی مدت قرار گرفته و همچنین سپری کردن روزهای انفرادی وضعیت سلامت او را با خطر مواجه کرده بود، خانواده ی این روزنامه نگار بارها از طریق مصاحبه با رسانه ها و ارسال نامه های سرگشاده به مردم و دستگاه قضایی نسبت به وضیعت این روزنامه نگار منتقد اطلاع رسانی می کردند و همین امر موجب شده بود آزادی او با وجود وعده ی قلبی دادستانی تهران با تاخیر همراه شود.
نازنین خسروانی اگر چه با وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی در آزادی به سر می برد اما شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی او را به اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم کرده است.
این روزنامه نگار ۳۵ ساله از جمله کسانی بود که به عنوان شاهد نامه ۶۲ زندانی سیاسی را امضا کرد تا گواهی دهد که هدی صابر یکی از هم بندی های آنها که در اثر اعتصاب غذا جان باخته بود، پیش از انتقال به بیمارستان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

محمد صادق جوادی حصار
محمد صادق جوادی حصار یکی از فعالان سیاسی و رسانه ای، پس از دستگیری های فله ای روزنامه نگاران و فعالان سیاسی، در دی ماه سال ۸۸ در مشهد بازداشت شد.
او که پیشتر به نیز در سال ۷۶ به عنوان سردبیر روزنامه توس بازداشت و روانه زندان شده بود اینبار به عنوان عضو شورای سردبیری روزنامه اعتماد ملی و به عنوان یکی از حامیان انتخاباتی مهدی کروبی دستگیر و تا مدت ها از محل نگهداری و اتهام او هیچ اطلاعی در دست نبود.

در حالی که ۹۰ روز از بازداشت این روزنامه نگار سپری شده بود و او در سلول ۵ نفره بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد زندانی بود به اوجازه داشتن وکیل را نمی دادند.
این فعال رسانه ای و سیاسی بعد از تحمل پنج ماه زندان با قید وثیقه آزاد شد اما بار دیگر در مرداد ماه سال ۸۹ دوباره به دادگاه احضار شد.

وحید پوراستاد
وحید پوراستاد حقوقدان و یکی از روزنامه‌نگاران با سابقه ایران به دنبال موج دستگیری های پس از انتخابات توسط ماموران امنیتی در ۲۰ بهمن تنها دو روز قبل از راهپیمایی اعتراضی ۲۲ بهمن ۸۸ دستگیر و روانه ی اوین شد.
بازداشت این روزنامه نگار در حالی صورت می گرفت که بیش از پنجاه روزنامه نگار پیشتر دستگیر و در اوین نگهداری می شدند. ماموران امنیتی پس از بازداشت وحید پوراستاد به منزل او رفتند و مدارک شخصی از جمله لپ‌تاپ و کلیه نوشته‌های او را هم با خود بردند.

در روزهای نخست دستگیری این روزنامه نگار اگر چه او در یک ملاقات کابینی گفته بود که در بند ۲۴۰ زندان اوین و در سلولی با سه نفر دیگر نگهداری می شود اما تا مدت ها پرونده او بلاتکلیف و اتهام او مشخص نبود تا اینکه در نهایت در اسفند ماه او با قید وکالت آزاد شد و پس از آن ایران را ترک کرد.

احسان مهرابی
احسان مهرابی یکی از روزنامه نگاران فعال ایرانی است که در جریان حوادث پس از انتخابات دستگیرو بازداشت شده است و در طول این مدت تنها یک یبار از امکان مرخصی بهره مند شد اما پس از آن از هر گونه حق مرخصی و تماس تلفنی با خانواده اش محروم ماند .

احسان مهرابی که او سالها با نشریات مختلف از جمله همبستگی، اعتماد ملی، فرهیختگان همکاری داشت در زمان دستگیری نیز به عنوان خبرنگار پارلمانی در مجلس حضور می یافت. او به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و این روزها مشغول گذران دوران حبس است.

لیلی فرهادپور
لیلی فرهادپور نویسنده و روزنامه نگار ایرانی نیز از جمله روزنامه نگارانی بود که در پی دستگیری های پس از انتخابات در تاریخ اول بهمن ماه سال ۸۸ از سوی ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

نکته ی قابل توجه در دستگیری لیلی فرهادپور این بود که او برای پیگیری بازداشت پسرش به دادگاه انقلاب رفته بود که همانجا دچار مشکل قلبی شده و به همین دلیل در اورژانس مرکز قلب تهران بستری شد اما درست فردای آن روزی که از بیمارستان به خانه آمد، ماموران وزارت اطلاعات نیز به منزلش رفتند و او را بازداشت کردند.
او یک ماه و نیم در زندان بود و تمام یک ماه و نیم را در بند امنیتی ۲۰۹ زندانی به سر برد و در نهایت با قید کفالت آزاد شد.

سمیه مومنی
سمیه مومنی، خبرنگار نشریه نسیم بیداری و یکی از خبرنگار سابق ایسنا نیز نیمه شب ۱۸ بهمن ۸۸ در در منزلش و با حکم دادستانی تهران بازداشت شده و روانه ی اوین شد.
این روزنامه نگار جوان از از فعالان کمپین یک میلیون امضا نیز بود که پس از تحمل بیش از یک ماه زندان با قید وکالت آزاد شد.

احمد جلالی فراهانی
احمد جلالی فراهانی یکی دیگر از روزنامه نگاران جوان ایرانی بود که در پی حوادث پس از انتخابات در بهمن ماه سال ۸۸ بازداشت و به اوین منتقل شد.

او اگر چه به عنوان دبیر سرویس اجتماعی خبرگزاری مهر که متعلق به جریان فکری اصولگرایان است مشغول به کار بود اما موج دستگیری روزنامه نگاران این روزنامه نگار را نیز روانه ی اوین ساخت و در جریان دستگیری او هشت مامور امنیتی با یورش به خانه شخصی فراهانی بعد از دستگیری او کیس کامپیوتر، کتابها و دستنوشته های او را نیز همراه با خود بردند.
پیش از دستگیری مدیران خبرگزاری از او خواسته بودند تا رابطه خود را با این خبرگزاری قطع کند.
احمد جلالی فراهانی پیش از این و در زمان دولت اصلاحات در روزنامه ایران فعالیت می کرد که پس از پیروزی دولت احمدی نژاد و سپردن سکان این روزنامه به کاوه اشتهاردی از این روزنامه اخراج شده بود.
این روزنامه نگار پس از آزادی ایران را ترک کرد.

زینب کاظم خواه
دستگیری فله ای روزنامه نگاران پس از انتخابات دامن خبرنگاران ایسنا را نیز گرفت و در همین راستا زینب کاظم‌خواه، خبرنگار ایسنا که در بهمن ماه ۸۸ توسط ماموران امنیتی بازداشت و به اوین منتقل شد.
در جریان دستگیری زینب کاظم خواه که ساعت ۳ بامداد صورت گرفته بود ۹ تن از ماموران وزارت اطلاعات به محل سکونت وی رفته و با نشان دادن حکمی که اتهام این روزنامه نگار را شرکت در تجمعات نوشته بود او را بازداشت و کلیه لوازم شخصی اش را ضبط کردند.

کاظم خواه اگرچه بعد از گذشت یک ماه با قید وکالت آزاد شد اما پس از آزادی و مراجعه به خبرگزاری ایسنا با اخراج و اتهام “خائن به وطن” از سوی سعید پورعلی، مدیر عامل ایسنا، مواجه گشت.

مهسا جزینی
مهسا جزینی، خبرنگار روزنامه ایران در اصفهان بود که پس از دستگری های فله ای روزنامه نگاران او نیز تنها چند روز قبل ازراهپیماییِ اعتراضیِ ۲۲ بهمن توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه ی زندان دستگرد شد.

این روزنامه نگار از دانشجوی ستاره دار و از فعالان کمپین یک میلیون امضا محسوب می شود که پس از انتخابات توسط ماموران نیروی امنیتی نیمه شب در منزلش دستگیر شده بود. مادر او که در روزهای نخست دستگیری نسبت به وضعیت فرزندش بی اطلاع بود طی مصاحبه ای دستگیری این روزنامه نگار که هیچ فعالیت سیاسی نداشت را شوکی برای خانواده تعبیر کرده بود.
مهسا جزینی نیز با سپردن وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

نفیسه زارع کهن
نفیسه زارع کهن روزنامه‌نگار ایرانی به همراه همسرش حجت شریفی که از اعضای سابق شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت به مشار می رفت، روز ۱۳ آبان همزمان با برگزاری راهپیمایی اعتراضی علیه نتایج انتخابات در ایران، ۸۸ بازداشت و روانه ی اوین شدند.
با گذشت ۲۷ روز از بازداشت نفیسه زارع کهن، خانواده وی در بی خبری مطلق از وضعیت او قرار داشتند و همکاران وی نیز بارها نسبت به این بی خبری و بلا تکلیفی ابراز نگرانی کرده بودند.

این روزنامه نگار تحت بازجویی و فشار شدید در سلول انفرادی قرار داشت و خواهران و همکاران وی نیز به شدت نگران بیماری قلبی او بودند.
نفیسه زارع کهن پس از تحمل بعد از ۴۸ روززندان و بازجویی با قرار کفالت آزاد شد .

اعظم ویسمه
اعظم ویسمه روزنامه نگار فعال ایرانی که به عنوان خبرنگار پارلمانی خبرگزاری ایلنا و روزنامه‌های شرق، کارگزاران و هم‌میهن در مجلس حضور می یافت پس بحران انتخاباتی سال ۸۸ و در حالی که با سایت پارلمان نیوز .همکاری می کرد در تاریخ دهم خرداد ۱۳۸۹ توسط مأموران وزارت اطلاعات ایران بازداشت شد.

از او گزارش‌ها و گفتگوهای متعددی با نمایندگان مجلس در مورد انتخابات مخدوش ریاست جمهوری ایران در سایت پارلمان نیوز منتشر شده بود. پیشتر نیز او با رسانه ی اصلاح طلب از جمله «کلمه سبز» نیز همکاری می کرد که این نیز می توانست به عنوان جرم تلقی شود.
ویسمه در دوران بازداشت خود تحت بازجویی و فشارهای روانی به دلیل بیماری خود قرار می گرفت و این امر موجب شد تا خانواده ی وی چندین بار از مسئولان بخواهند که را از زندان آزاد کنند. در نهایت این خبرنگار پارلمانی پس از تحمل بیش از دو ماه زندان در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۹ با پرداخت ۷۰ میلیون تومان وثیقه از زندان آزاد شد و او نیز از جمله روزنامه نگارانی است که چشم به دادگاه دوخته است تا ببیند چه حکمی برایش صادر می کنند.

محبوبه خوانساری
محبوبه خوانساری روزنامه نگار دیگری بود که یک سال پس از حوادث و نا آرامی های پس از انتحابات در خرداد ۸۹ نیمه شب در منزل خود توسط ماموران امنیتی بازداشت و رهسپار اوین شد.



محبوبه خوانساری اگر چه از خبرنگاران با سابقه در حوزه شهری بود و سال‌ها به عنوان گزارشگر حوزه خبری شهرداری و شوراها با باشگاه خبرنگاران جوان نیز همکاری داشت اما در کارنامه حرفه‌ای خود همکاری با روزنامه‌های اصلاح‌طلب چون سرمایه و کارگزاران را نیز داشت که در این روزنامه ها نیز عمدتا در حوزه‌های اجتماعی و شهری می نوشت با این همه او نیز همانند سایر روزنامه نگاران پس از انتخابات گذرش به اوین افتاد این روزنامه نگار نیز در نهایت در هفتم تیر ماه ۸۹ با سپردن وثیقه از زندان آزاد شد.

علی معظمی
علی معظمی، روزنامه نگار و از نویسندگان حوزه اندیشه است که گذر او نیز در جریان حوادث پس از انتخابات به زندان افتاد.

او که سابقه ی فعالیت در روزنامه‌های بسیاری از جمله شرق را دارد، در اواسط اسفند ماه سال ۸۸ به اداره پیگیری وزارت اطلاعات ایران احضار شده بود اما وقتی به این اداره مراجعه کرد دیگر به خانه برنگشت و توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
این روزنامه نگار در روز ۲۷ اسفند ۸۸ با قرار وثیقه از زندان آزاد شد و در نهایت ایران را ترک کرد.

مهسا حکمت
مهسا حکمت خبرنگار جوان حوزه ی فرهنگی ‌اعتماد پس از حوادث عاشورای ۸۸ در تاریخ ۱۱ دی ماه به همراه پدرش علی حکمت توسط ماموران امنیتی بازداشت و به اوین منتقل شد.

این روزنامه نگار جوان که هیچ فعالیت سیاسی نداشت در همان روزها گفته می شد که برای تحت فشار قرار دادن پدرش علی حکمت که از مدیران شناخته شده رسانه های اصلاح طلب و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به شمار می رفت زندانی شد.
مهسا حکمت پس از تحمل یک ماه زندان با قرار وثیقه آزاد شد.

نوشین جعفری
خبرنگار جوان سرويس ادب و هنر روزنامه اعتماد نیز به دنبال موج بازداشت مطبوعاتی ها در بهمن ماه ۸۸ دستگیر و روانه ی اوین شد.

ماموران امنیتی با حضور در خانه ی این روزنامه نگار ۲۲ ساله که به گفته ی خانواده اش هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشت او را با خود بردند.
نوشین جعفری پس از تحمل بیش از یک ماه زندان با قرار کفالت آزاد شد.

ریحانه طباطبایی
ریحانه طباطبایی از جمله روزنامه نگاران جوان ایرانی به شمار می رود که در ایام اعتراضات انتخاباتی خارج از ایران مشغول تحصیل بود اما پس از شروع اعتراضات مردمی او تصمیم می گیرد به ایران بازگردد. این خبرنگار پس از بازگشت در روزنامه ی شرق مشغول به کار می شود اما در نهایت در آذرماه ۸۸ نام این روزنامه نگار جوان نیز به فهرست روزنامه‌نگاران بازداشتی این روزنامه پیوست.

ماموران امنیتی در تاریخ ۲۰ آذر ماه سال ۸۹ با حضور در منزل ریحانه طباطبایی او را بازداشت و به بند دو الف سپاه در زندان اوین منتقل می کنند.
این روزنامه نگار در ۲۷ دی ۸۹ به قید وثیقه آزاد شده و در انتظار دادگاه خود به سر می برد.

مهران فرجی
مهران فرجی از جمله روزنامه نگارانی بود که به دنبال موج دستگیری های روزنامه نگاران او نیز در تاریخ ۲۰ آذر سال ۱۳۸۹ در منزل پدرش توسط نیروهای امنیتی بازداشت و روانه بند ۲۰۹ اوین شد.

این روزنامه نگار در زمان دستگیری خبرنگار شرق بوده است اما پیشتر با روزنامه‌های همشهری، اعتماد ملی، کارگزاران و همچنین خبرگزاری ایلنا نیز همکاری می کرد.
. مهران فرجی پس از ۵۰ تحمل نزدیک به دو ماه بازداشت در سلول انفرادی در ۱۵ بهمن ۸۹ به قید وثیقه آزاد شد و در حال حاضر در انتظار حکم دادگاه به سر می برد.

امید مهرگان
امید مهرگان روزنامه نگار ایرانی که به عنوان نویسنده و مترجم در بسیاری از نشریات اصلاح طلب در حوزه ی اندیشه قلم می زد، پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۱۴ بهمن ۸۸ در منزلش دستگیر و گذرش به زندان اوین افتاد.

ماموران امنیتی وقتی امید مهرگان، را دستگیر می کردند در یک تفتیش دو ساعته وسایل شخصی او را نیز با خود بردند.
امید مهرگان صاحب مقالات، ترجمه ها و تالیفات زیادی در حوزه اندیشه است و آثار وی در سایت اینترنتی رخداد، منتشر می شد. او همچنین یکی از نویسندگان روزنامه ی شرق بود . این روزنامه نگار نیز در اواخر بهمن ماه سال ۸۹ از زندان آزاد شد .

مازیار خسروی
مازیار خسروی از جمله روزنامه نگاران ایرانی است که پس از اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری دوبار بازداشت و رهسپار اوین شد.

بار نخست در ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ بازداشت و با شکایت معاونت حقوقی دانشگاه تهران در رابطه با انتشار گزارشی در مورد حمله خرداد ماه سال ۸۸ به کوی دانشگاه تهران به نشر اکاذیب متهم و به زندان اوین منتقل شد. وی یک ماه بعد از زندان آزاد شد اما پس از آنکه مازیار خسروی در هشتم خرداد ماه ۸۹ از زندان اوین آزاد شد همان زمان دچارسکته ی قلبی شد و خانواده اش ناگزیر شدند پس از آزادی او را در بیمارستان بستری کنند.
برای بار دوم این روزنامه نگار که به عنوان دبیر سرویس بین‌الملل روزنامه شرق مشغول به کار بود تنها دو روز پیش از راهپیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن در سال ۸۸، با حمله نیروهای لباس شخصی به دفتر روزنامه‌ شرق بازداشت وی توضیحی و روانه ی اوین شد . او یک ماه بعد با قرار کفالت آزاد شد.

امیرهادی انواری
امیرهادی انواری که یکی از گزارش نویسان و روزنامه نگاران جوان روزنامه های منتقد دولت به شمار می رود، به دنبال موج دستگیری های روزنامه نگاران در تاریخ ۱۸ آذر ماه سال ۱۳۸۹ بازداشت و به اوین منتقل شد.

امیرهادی انواری که سابقه ی همکاری با روزنامه های اعتماد و شرق را در کارنامه ی حرفه ای خود دارد، است پس از این دستگیری در تاریخ ۲۳ آذر ماه آزاد شد.

محمدرضا یزدان پناه
محمدرضا یزدان پناه یکی از روزنامه نگاران فعال رسانه های اصلاح طلب در ایران بود که به دنبال حوادث پس از انتخابات او نیز در روز ۱۷ تیرماه سال ۸۸ بازداشت و بیش از دو هفته را در زندان اوین بود.
محمدرضا یزدان پناه از روزنامه نگاران جوان و با تجربه روزنامه های اصلاح طلب از جمله شرق، کارگزاران، هم میهن و فرهیختگان بوده است.

خلیل درمنکی
نویسنده و منتقد ادبی که از او نیز نوشتار و نقدهای ادبی زیادی در روزنامه ها منتشر شده است در تاریخ ششم دی‌ماه و در پی حوادث مرتبط با راهپیمایی اعتراضی عاشورای ۸۸ بازداشت و به اوین منتقل شد.

این نویسنده که مقالات متعددی را در زمینه ادبیات در نشریات مختلف منتشر شده است به همراه جمع دیگری از روزنامه نگاران و نویسندگان حوزه فرهنگ و ادبیات بازداشت شده بود که پس از آن جمعی از شاعران، نویسندگان، روزنامه نگاران و فعالان عرصه‌ی هنر و ادبیات با انتشار بیانیه‌ای اعتراض خود را نسبت به تداوم بازداشت این نویسنده و سایر بازداشت شدگان اعلام کردند.

علی حكمت
علی حکمت یکی از مدیران رسانه های اصلاح طلب و سردبیر روزنامه توقیف شده خرداد بود که او نیز در ادامه بازداشت های روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در تاریخ ۱۱ دی ماه دستگیر و روانه ی اوین شد.

او از اعضای شورای مرکزی انجمن دفاع از مطبوعات است و در جریان حوادث پس از انتخابات و به خصوص پس از موج دستگیری ها پس از راهپیمایی اعتراضی عاشورای ۸۸ وقتی ماموران برای دستگیری او روانه ی منزلش می شوند، دختر او که روزنامه نگار جوان ایرانی است را نیز با خود به اوین می برند.
علی حکمت پس از تحمل حدود دو ماه حبس و با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شد و در انتظار حکم دادگاه خود به سر می برد.

محمدرضا زهدی
پس از دستگیری های فعالان رسانه ای و سیاسی در جریان راهپیمایی اعتراضی عاشورای ۸۸ محمدرضا زهدی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده آریا و نایب رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات نیز بازداشت و به اوین منتقل شد.
این فعال رسانه ای پس از تحمل نزدیک به یک ماه زندان با قرار وثیقه آزاد شد

فیاض زاهد
فياض زاهد، روزنامه نگار و از فعالان سیاسی باسابقه ی ایرانی به شمار می رود که او نیز پس از حوادث انتخابات در ۲۴ شهریور ۸۸ بازداشت و روانه اوین شده بود.

اتهامات منتسب به این روزنامه نگار و فعال سیاسی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رئیس‌جمهور و دولت و مشاركت در اخلال نظم عمومی با حضور در راهپیمایی 25 خردادماه عنوان شده است.
دکتر فیاض زاهد، عضو ارشد حزب اعتماد ملی و استاد تاريخ دانشگاه آزاد است. او سابقه دبیری گروه سیاسی روزنامه همبستگی و اعتماد و عضویت در شورای سردبیری روزنامه اعتماد ملی را در پرونده فعالیت رسانه ای خود دارد.

حمید مافی
حمید مافی، روزنامه نگار و وب نگار محلی اهل قزوین به دنبال موج دستگیری های روزنامه نگاران پس از حوادث انتخابات، در ۲۰ بهمن سال ۸۸ در محل کار خود بازداشت و پس از ۱۳ روز، با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
او دبیر سیاسی روزنامه فرهنگ آشتی نیز بود مقالاتی از او در روزنامه های اعتماد، اعتماد ملی، کارگزاران نیز منتشر می شد.
این روزنامه‌نگار، ۲۰ اسفندماه سال ۸۷ نیز بازداشت شده و پس از حدود ۱۰ روز با تودیع وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شده بود
مازیار بهاری
مازیار بهاری مستندساز و روزنامه‌نگار ایرانی-کانادایی است که دستگیری و نگهداری او در زندان اوین به دنبال حوادث انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بازتاب جهانی بسیاری داشت.این روزنامه نگار پس از شکنجه و فشار ناگزیر در برابر دوربین صدای و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و اعتراف و اقرار تلویزیونی علیه خود انجام داد. او کسی بود کهاز تیراندازی بسیج به مردم در تظاهرات ۲۵ خرداد فیلم برداری کرده‌ و فیلم برداری او نشان می دهد که چند شهروند معترض در خیابان کشته شدند.
خبرنگار نیوزویک به دنبال فشارهای بین المللی در مهرماه ۸۸ از زندان آزاد شد و پس از آن با حضور در رسانه های مختلف نسبت به اعمال شکنجه در زندان افشا گری کرد.

رضا رفیعی فروشانی
رضا رفیعی فروشانی که به گفته سازمان گزارشگران بدون مرز روزنامه نگاری بود که با مجله تایم نیز همکاری داشت پس از حوادث انتخاباتی درتاریخ ۵ تیرماه ۸۸ دستگیر و زندانی شداو در دادگاه بدوی به ۷ سال زندان محکوم شده بود که البته که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به سه سال و نیم حبس قطعی کاهش یافت.
رضا رفیعی فروشانی به همراه چند تن دیگر از روزنامه نگاران به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده بود. او نیز در دادگاه متهمان انتخاباتی به همراه گروهی دیگر از فعالان سیاسی حضور یافته بود اما بعدها در تیرماه سال ۸۹ طی نامه‌ای سرگشاده به رییس قوه قضاییه شکنجه‌هایی که در دوران بازجویی متحمل شده بود را افشا کرد.
در خرداد ۹۰ رضا رفیعی فروشانی پس از پایان دو سال حکم زندان که از امکان مرخصی هم در این دوران بهره مند نبود با اعمال قانون آزادی مشروط آزاد شد.
علی پیرحسین لوعلی پیرحسین لو یکی از فعالان رسانه ای که علاوه بر وب نگاری در خبرگزاری ایلنا و روزنامه ی کارگزاران نیز به عنوان خبرنگار فعالیت کرده است، به دنبال حوادث پس از انتخابات در شهرویر ماه ۸۸ به همراه همسرش فاطمه ستوده بازداشت و رهسپار اوین شد.علی پیرحسین لو به عنوان یکی از فعالان ستاد میرحسین موسوی و پس از آن به عنوان یکی از حامیان جنبش سبز شناخته شده بود که پس از دستگیری به شدت تحت فشار و بازجویی قرار گرفت. او نزدیک به پنجاه روز انفرادی را تحمل کرد و در نهایت با قرار وثیقه آزاد شد.دادگاه انقلاب علی پیرحسین لو را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال حبس تعزیری محکوم کرده است.پیرحسین لو یکی از قدیمی ترین وبلاگ نویسان ایرانی است که وبلاگ او نام «الپر» در فضای اینترنتی ناشناخته نیست.
سمیه نصرتیسمیه نصرتی، خبرنگار پارلمانی در حوادث پس از انتخابات جز اولین دسته از خبرنگارانی بود که بازداشت و زندانی شده بود. این روزنامه نگار جوان، در تاریخ ۳۱ خرداد ۸۸ با هجوم ماموران دادستانی و پلیس امنیت کشور در منزلش دستگیر شده بود.در روزهای نخست از وضعیت این خبرنگار هیچ اطلاعی در دست نبود و خانواده ی وی نیز بارها از طریق رسانه ها خواستار پیگیری و روشن شدن وضعیت نامعلوم نگهداری این روزنامه نگار دربند شدند.این روزنامه نگار ۴۰ روز زندان را تحمل کرد و پس از آن با قرار وثیقه آزاد و به ناگزیر ایران را ترک کرد.سمیه نصرتی پیشتر به عنوان خبرنگار پارلمانی روزنامه های مردمسالاری، حیات نو، تهران امروز، جهان صنعت و چند خبرگزاری از جمله “سینا” در مجلس حضور می یافت.

کوهیار گودرزیکوهیار گودرزی یکی از فعالان رسانه ای و حقوق بشری و وبلاگ نویسی بود که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در حالی که برای شرکت در مراسم تشییع آیت‌الله منتظری عازم قم بود در ۲۹ آذر بازداشت و روانه ی اوین شد.کوهیار گودرزی که با فشارهای نهادهای امنیتی محروم از تحصیل هم شده بود، بارها در زندان اوین تحت فشار قرار گرفت و یکبار نیز در اعتراض به اعدام پنج زندانی سیاسی دست به اعتصاب غذا زد.قاضی پیرعباسی او را به یکسال حبس تعزیری محکوم کرد و در ماه هایی که او مشغول گذران حبس خود بود مادر وی چندین بار از طریق رسانه ها در مورد وضعیت او دیگر زندانیان سیاسی اطلاع رسانی کرد.کوهیار گودرزی پس از تحمل حبس یک ساله ی خود از زندان آزاد شد.
نیلوفر لاری پورنیلوفر لاری‌پور شاعر، ترانه‌سرا و خبرنگار نشریه چلچراغ از دیگر فعالان جوان رسانه ای بود که توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.خواهر نیلوفر لاری‌پورهمان زمانه به پارلمان‌نیوز گفته بود که ماموران پس از دستگیره نیلوفر به با او در منزل حاضر شده و کیس کامپیوتر او و برخی از وسایلش را نیز بردند.نیلوفر لاری پور به گفته خانواده اش هیچ گونه فعالیت سیاسی و حزبی نداشته و تنها فعالیت سیاسی او مربوط به دوران انتخابات و تبلیغات بوده که برای موسوی تبلیغ می‌کرد.
مجید سعیدیبه دنبال بازداشت گسترده ی فعالین رسانه ای به نظر می رسید حکومت نگران عکس های منتشر شده از راهپیمایی های اعتراضی پس از انتخابات بود و به همین دلیل اقدام به بازداشت عکاسان خبری کرد که در همین راستا مجید سعیدی یکی از عکاسان مطبوعاتی ایران تیر ماه ۸۸ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.ماموران امنیتی با مراجعه به منزل این عکاس مطبوعاتی، اقدام به ضبط وسائل شخصی او کردند. مجید سعیدی عکاس برجسته ایرانی که سردبیر عکس بسیاری از روزنامه های ایرانی بود پس از دستگیری در وضعیت نامشخصی به سر می برد که خانواده ی وی نیز از این نگرانی رنج می بردند.مجید سعیدی عکاس شناخته شده و باسابقه ی ایرانی، در سرویس عکس خبرگزاری فارس کار کرده است. وی همچنین، تجربه‌ی همکاری با مجله‌ی تایم و همکاری با آژانس گتی‌ایمیجز را در پرونده ی حرفه ای خود دارد.او که متهم بود عکس ها و تصاویری از راهپیمایی های اعتراضی مردم ایران را در اختیار سرانه های بین المللی قرار می داد، در تاریخ ۱۹ مرداد ۸۸ با قرار کفالت آزاد شد.
سایتار امامیساتیار امامی، عکاس خبری رسانه های ایرانی، به دنبال اعتراضات گسترده مردم ایران علیه نتایج انتخابات و انتشار وسیع عکس های این راهپیمایی ها، در تیرماه سال ۸۸ بازداشت و رهسپار اوین شد.نیروهای امنیتی این عکسا را به اتهام اینکه او و سایر عکاسان مطبوعاتی تصاویر مربوط به راهپیمایی های خیابانی مردم ایران را در اختیار رسانه های بین المللی قرار می دهند تحت فشار قرار داد.خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی نیز پس از دستگیری ساتیار امامی و مجید سعیدی نوشته بود: از میان عناصر دستگیر شده دو تن از عکاسان به نامهای مجید.س و ساتیار.الف ضمن اقرار به ارتباطات خود با جریان مذکور نحوه فعالیت و همکاری خود با این جریان را تشریح و سایر اعضا و سرپل های ارتباطی شبکه عکس را معرفی کرده اند. این افراد پس از آن دستگیر شدند که تصاویری از اغتشاشات تهران را برای رسانه های خارجی ارسال کردند.ساتیار امامی نیز از عکاسان خبری مشهور ایران است که تا کنون با بسیاری از خبرگزاری ها و روزنامه‌ها از جمله روزنامه جام‌جم هم‌کاری داشته است.

مهدی زابلیمهدی زابلی عکاس خبری روزنامه همشهری نیز پس از حوادث انتخاباتی در تاریخ سی خرداد بازداشت شد و به اوین منتقل شده بود.گزارشگران بدون مرز ضمن تایید این بازداشت وضعیت گفته بود که این عکاس خبری به مدت پنج ماه در اوین نگهداری می شد.مهدی زابلی با سپردن وثیقه آزاد در تاریخ ٢٣ تیرماه آزاد شده است.
توحید بیگیتوحید بیگی یکی از عکاسان خبری سایت مشروطه یکی از سایت‌های حامی مهدی کروبی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران بود که در تیرماه ۸۸ بازداشت شده بود.گزارشگران بدون مرز بازداشت این عکاس خبری را مورد تایید قرار داد و رسانه ها نیز همان زمان نوشتند که توحید بیگی در حاشیه تجمع روز ۱۸ تیرماه بازداشت شده بود.این عکاس پس از ۱۲ روز بازداشت در سلول انفرادی در بند 240 زندان اوین با قرار کفالت آزاد شد .
مرجان عبدالهیانمرجان عبدالهیان یکی از ادیتورهای قدیمی عکس به دنبال بازداشت های پس از اعلام نتیجه انتخابات دستگیر شدمرجان عبدالهیان روز پنج شنبه ۱۸ تیرماه بنا به گفته ی نزدیگانش به بی بی سی، دستگیر و روانه اوین شده بود که پس از مدت کوتاهی آزاد شد.
کوروش جوانکوروش جوان عکاس مطبوعات در ایران نیز پس از بحران های انتخاباتی بازداشت شده بود.گزارشگران بدون مرز زندانی شدن این عکاس در جاشیه تجمع ۱۸ تیر را تایید کرد. بی بی سی نیز نوشت که کوروش جوان به همراه جمعی دیگر از عکاسان و فیلمبرداران دستگیر شده بود .این عکاس نیز پس از مدت کوتاهی آزاد شد.
مریم مجدمریم مجد یکی از عکاسان خبری ایرانی است که قرار بود روز ٢٧ خرداد ۹۰ به آلمان برای پوشش خبری رقابت های جام جهانی زنان سفر کند اما پیش از سفر بازداشت و روانه ی اوین شد.در روزهای نخست بازداشت این عکاس مطبوعاتی که پیش از این با مجله ی زنان و نشریات ورزشی همکاری می کرد پترا لندرز، بازيکن سابق تيم ملی فوتبال آلمان که قرار بود با هماهنگی فيفا و به همراه مريم مجد کتابی درباره زنان فوتباليست در سراسر جهان منتشر کند طی نامه ای به وزارت خارجه آلمان خواسته است تا آنها از مقامات ايران در خصوص وضعيت مريم مجد پاسخ بخواهند.این عکاس مطبوعاتی جوان ایرانی در ۲۶ تیر ماه با صدور قرار وثیقه از زندان آزاد شد و در انتظار حکم دادگاه به سر می برد.
مهرانه آتشیمهرانه آتشی، خبرنگار عکاس آزاد به دنبال موج دستگیری های خبرنگاران و عکاسان در تاریخ ۲۲ دی ۸۸ بازداشت و روانه ی اوین شد.پس از آنکه موج دستگیری های خبرنگاران حوزه ی فرهنگ و هنر و عکاسان پس از راهپیماییی روز عاشورا افزایش یافته بود، ماموران امنیتی به منزل مهرانه آتشی رفته، پس از تفتیش منزل کامپیوتر شخصی او و دیگر وسایل او را با خود برده و و این عکاس هنری را به همراه همسرش مجید غفاری رهسپار اوین کردند.را نیز به همراه همسرش بازداشت کردند.مهرانه آتشی سابقه ی همکاری با چند نشریه مانند سروش جوان و همشهری جوان همکاری را در پرونده ی خود دارد.
امیر صادقیدر روزهای پس از عاشورا، دامنه بازداشت ها در ایران به خارج از محدوده فعالان سیاسی و روزنامه نگاران سیاسی همچنان گسترش می یافت و در همین راستا امیر صادقی نیز به اتهام انتشار عکس هایی از راهپیمایی خونین عاشورا بازداشت و به اوین منتقل شده بود.نیروهای امنیتی با حضور در دفتر روزنامه فرهنگ آشتی ، امیر صادقی عکاس این روزنامه که فعالیت در سایت های تهران ۲۴ و تهران لایو را در پرونده ی خود داشت، بازداشت کردند.این عکاس بازداشتی روز عاشورا با سپردن وثیقه در تاریخ ۲۸ بهمن ماه از زندان آزاد شده اما خانواده ی وی می گفتند در همان مدت کوتاه او به شدت لاغر و ضعیف شده بود. مسولان هیچ گاه آمار درستی از دستگیر شدگان روز عاشورا ندادند.

۱۳۹۰/۰۵/۱۱

nima is alive

Nima is alive…

  • I contacted Bahrami Hospital and tried to get in touch with the head of Accident and Emergency, Dr Dariush Fahimi, he was apparently in holiday, or so was I told. I then attempted to speak to the head of Paediatric Surgeons, Dr Hooshang Pourang, he was not available (no one answered). I then tried to speak to the social worker of the hospital, no luck in this one as well. I have a feeling that they may not be answering me because I’m calling from England and it is regarding a sensitive case.
  • I tried to call UNICEF – Tehran. No one took my call.
  • I called Jame Jam News Paper in Tehran, spoke to the Public Relations department. They guy suggested that I should call back in the afternoon to talk to the relevant group (Incidents). Which I shall do.
  • I spoke to Supporting Children of Iran Association NGO, the social worker was not available, but the person in charge there took my details and said I will be contacted as soon as she becomes available (tomorrow). She couldn’t confirm that whether it was Nima or not. Apparently, their social worker also knows what Nima’s family name is/was.
  • I just managed to speak to UNICEF – Tehran, department of Public Relations. She said we do not work on case specific matters in Iran. Our services are limited to provide the governmental and nongovernmental organisations with specialised trainings in child safeguarding and recognition of abuse. It is not our area of expertise to deal with abuse cases. At the most, we may condemn a case and request pursuance, but that is as far is it may go. She also recommended an NGO to me and suggested that they were dealing with Nima’s case and held some training sessions for Nima’s mother at the time. The name of this NGO is Mehrafarin.
  • I spoke to the person in charge in Mehrafarin Charitable NGO. They confirmed that they were in direct contact with Nima’s family. And they confirmed that Nima is alive and rejected the relevancy of that news to Nima. But to reassure me, she said that she will contact Nima’s family again and get back to me. She also mentioned that she will pursue Mohammad Pooya’s case and report back to me. They are aware of Nima’s family name, and they will inform us of it at the next stage. They also confirmed that child’s first name is Nima (and that is the correct name).
  • I spoke to Jame Jam, department of incidents, the guy didn’t even let me finish. He said: I’m sorry sir, we cannot provide you with any further information. All the information that we had were those published within the news paper. Good-bye! How dare they call themselves journalists.

sleep well , little angel

Sleep well, little angel…

This morning, I received a link from one of my colleagues in “Save Nima” campaign.

I failed, and I had never failed like this before, ever in my life.

HRANA News Agency : “On Wednesday, July 20, 2011, Mohammad Pooya who was a victim of child abuse succumbed to his wounds and died in Tehran’s Bahrami Hospital.

According to a report by Jame Jam Newspaper, Mohammad Pooya’s family took him to the hospital claiming that their four year old son became unconscious after using crack cocaine.Hospital staff began their efforts to save Mohammad’s life right away until it became known that this child was the same victim who was brought to the hospital in mid March. During that visit, the family also claimed that their son had used crack cocaine, and after a few days at the hospital, Mohammad was released to his family’s custody by court order.

This time, however, the parents were arrested and interrogated to determine the facts. During the questioning, Mohammad’s parents blamed each other for the accident until his mother told the authorities that her husband was a drug addict who force-fed Mohammad crack cocaine in order to calm him down before the father could use drugs with his friends.

Because of the statements made by Mohammad’s mother, both parents were locked up behind bars, and Mohammad’s body was transferred to the coroner’s office for further investigations.

Since last month, Mohammad Pooya is the third victim of child abuse who has died. Two other children, Barbad and Parsa, died earlier.

I would like to thank my great colleagues in this campaign:
Anette Meyer
Lina Werme
Josefine Sjoqvist
Bahman Moradian Pey
.
Members of Amnesty International in Sheffield, UK.
Human Rights activists in Sweden, Norway, the Netherlands, France, Germany, the US, India, Turkey and Iran.
.
May your rest in peace, little angel. At least you won’t suffer anymore…
We failed, but this is not the end… We shall carry on!
.
Save Nima campaign on Facebook®: http://www.facebook.com/save.nima
The online petition: http://www.gopetition.com/petitions/save-nima.html

۱۳۹۰/۰۵/۱۰

مجازات مرگ از نظر کارل مارکس

alt

مارکس :
مجازات مرگ يک وسيله ترور است ، وهيچ نمونه ای از عمل حق طلبانه نيست.


چون اين رزوها مساله اعدام ومجازات اعدام مطرح است ترجمه زير را

از آلمانی از سايت ا ينترنتی فوروم مارکس به زبان آلمانی تا حد توان ترجمه کردم که

در زير ميخوانيد
http://www.marx-forum.de/marx-lexikon/lexikon_t/todesstrafe.html

مجازات مرگ يک وسيله ترور است ، وهيچ نمونه ای از عمل حق طلبانه نيست
اين بسيار .. سخت است وابدا غير ممکن است ، يک پرنسيبی قرار داد که بوسيله آن بتوان اين حق را قائل شد

ويا هدفی را برای آن مشخص کرد که مجازات مرگ در يک جامعه متمدن افتخار آميز را بتواند مستدل کند.

مجازات بطور عادی-مجازات - اين گونه مورد دفاع قرار ميگيرد که يک وسيله برای بهتر نمودن

ويا ترساندن است . اما کدامين حق را کسی دارا ميباشد که مرا مجازات کند ، تا ديگران را بهتر کند ويا بترساند؟

بعلاوه چيزی بنام آمار وجود دارد ، واين در تاريخ نشان ميدهد که ، هردو کاملا وتماما اين را ثابت ميکنند ،

جهان از زمان (کاين) بوسيله مجازات نه بهتر شده است ونه ترسانده شده است . کاملا برعکس ..
اگر ما در مورد مسائل بطور روشن سخن بگوييم و از در پرده سخن گفتن امتناع کنيم ،در اين صورت

مجازات يک وسيله دفاعی جامعه است عليه نقض شرايط زندگی ، هرچيزی که محتوی آن ميخواهد باشد.
اما اين چه چامعه ای است که وسيله بهتری برای دفاع از خود جز جلاد نميشناسد..؟
زمانی که ...تبهکاری در اعداد ورقم بزرگ بررسی شوند،در تکرار و نوع تکرار آن نشان ميدهد که ..
اين الزام وجود ندارد بجای اينکه جلاد را مورد تجليل قرار دهيم ، که يکسری تبهکاری را از بين ببرد،

که برای تبهکاری جديدی مکان ايجاد کنيم ، بايستی که در مورد چنين سيستمی فکر کنيم که چنين تبهکاری را

توليد ميکند؟

کارل مارکس ، مجازات مرگ
نادر هدايت ، هفدهم اکتبر دوهزار ونه
www.naderhedaiat.tk

تحلیل "کارل مارکس" درباره مجازات اعدام









مجازات اعدام

86/06/11روزنامه تایمزمورخ 25 ژانویه [1853] در مقاله ای تحت عنوان «حلق آویز شدن افراد معمولی» به نکات زیر اشاره دارد:

«غالبا باور بر این است که دراین کشور، در پی اعدام هایی که در انظار مردم انجام می گیرد؛ بلافاصله شاهد مرگ هایی هستیم که در اثر حلق آویز شدن، خودکشی یا تصادف، تداوم می یابد. این وقایع نتیجه تاثیر بسیار قوی اعدام یک جنایتکار معروف برروی اذهان بیمارگونه یا رشد نایافته است.» روزنامه تایمز، سپس موارد متعددی را بر می شمارد و مدعی است که این موارد نمایانگر موضوع فوق است. از جمله است نمونه ای در «شفیلد» که طی آن دیوانه ای پیر در یک بگومگو با افرادی چون خودش درمورد بدار آویختن فردی به نام «باربور» با حلق آویز کردن خود به زندگیش خاتمه می بخشد مورد دیگر مربوط به یک پسر بچه 14 ساله است که خود را حلق آویز کرد.

پرسیدنی است که برشماردن این موارد؛ در خدمت حمایت از چه آیینی است؟ چیزی که هیچ آدم معمولی نمی تواند آن را حدس بزند؛ زیرا این شیوه برخورد چیزی نیست مگر گونه ای تمجید باز گذاشتن دست جلاد. زیرا این جا حکم اعدام به مثابه خرد غایی جامعه ستایش شده است؛ آن هم در مقاله ای اساسی در «مهم ترین روزنامه کشور.»

روزنامه مورنینگ ادورتایزر، جانبداری از چوبه دار و منطق خونبار تایمز را به شدت و بحق مورد نقد قرار می دهد.

جای شگفتی است که مقاله مورد بحث تایمز، برای نظریه وحشیانه ای که از آن بحمایت برخاسته است، هیچ گونه دلیل یا مستمسکی که بشود برمبنای آن درستی ویا سودمند بودن بنای حکم اعدام را پذیرفت، ارایه نمی دهد. دشوار، اگر نگوییم غیرممکن است که در جامعه ای که به متمدن بودن خود مباهات دارد، اصلی را مستقر کند که بر اساس آن، برحق بودن یا ثمربخش بودن حکم اعدام پذیرفته شود.

در این جا مجازات به طورکلی بعنوان وسیله ای جهت اصلاح و انصراف بزه کاران مورد پشتیبانی قرار می گیرد. اما، چه کسی حق دارد مرا، به منظور اصلاح و منصرف ساختن دیگران مجازات کند؟!!

از سوی دیگر تاریخ، آری در این مورد آمار و ارقام وجود دارد، به کامل ترین وجهی از زمان قابیل به این سو، ثابت کرده است که هیچ گاه آدمیان درنتیجه مجازات نه اصلاح و نه منصرف شده اند، بلکه قضیه درست برعکس آن بوده است.

از نقطه نظر «حقوق مجرد» تنها یک تئوری وجود دارد که ارزش انسانی را در انتزاع باز می شناسد، و آن هم تئوری متعلق به کانت است؛ به ویژه در فرمول بندی بسیارخشکی که هگل از آن ارائه می دهد. هگل به ما می گوید: «مجازات حق یک جنایتکار است. این عملی است ناشی از اراده شخص خود او. جنایتکار با تجاوز به حق، آن حق را از آن خود اعلام می کند. جنایت او نفی حق است و در نتیجه اثبات حق که توسط خود جنایتکار برانگیخته شده، به واسطه خود او بر وی تحمیل شده است.»

شکی نیست که در این فرمول بندی مطلب ویژه ای وجود دارد، به این معنی که هگل به جای این که جنایتکار را به عنوان یک «موضوع صرف» و برده عدالت در نظر نگیرد، او را تا حد یک موجود آزاد و خودمختار ارتقاء می دهد. درنگاهی دقیق تر درخواهیم یافت که ایدالیسم آلمانی دراین جا نیز چون سایر موارد، سعی براین دارد، به قوانین جامعه موجود حقانیت متعالی اعطاء کند.

آیا در واقع این یک توهم نیست که این انتزاع «اراده آزاد» جایگزین فردی شود با انگیزه های واقعی، و وضعیت های گوناگون اجتماعی که بر او سنگینی می کند؟ و یکی از کیفیت های انسان جایگزین خود انسان شود؟ این نظریه که مجازات را نتیجه اراده خود جانی می بیند، درنهایت چیزی نیست مگر همان اصطلاح متافیزیکی (ماوراءطبیعی) قدیمی (قانون قصاص)، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان. بدون تشبت به شرح و تفسیر بیش تر، مجازات چیزی نیست مگر وسیله ای برای جامعه جهت دفاع از خود در برابر تمامی آن چیزهایی که شرایط موجودیت آن را نقض می کند. حال خصلت آن هرچه می خواهد باشد.

این چه جامعه رقت انگیزیست که وسیله ای برای دفاع از خود جز جلاد نمی یابد و تازه بخود جرات می دهد از طریق صدای «روزنامه مهم جهان» اعلام کند خشونت وی، یک قانون طبیعی است!

ام. آ. کتله در اثر بسیار عالمانه و ارزشمند خود: انسان و استعدادهایش می گوید «مابودجه قابل ملاحظه ای را به انتظام وحشتناکی به اداره زندان ها؛ بازداشتگاه ها؛ چوبه های دار ... اختصاص می دهیم. ما حتی می توانیم پیش بینی کنیم که چه تعداد افراد دست خود را به خون آیندگان آلوده خواهند کرد و چه تعداد جاهل مسموم کننده خواهند بود؛ تقریبا به همان گونه که می توانیم تعداد زاد و ولد و مرگ و میر سالانه را پیش بینی کنیم.

ام. آ. کتله؛ در یک جدول احتمالات؛ منتشره در سال 1829؛ بادقت حیرت انگیزی؛ نه تنها انواع؛ که طبیعت و علت جنایات متعددی در فرانسه را برای سال 1830 پیش بینی کرد و این را که مقدار میانگینی از جنایات در میان بخش معینی از یک جامعه در کل نتیجه اوضاع و احوال جامعه بورژوازی معاصر است .

بنابراین، اگر جنایات با چنین درجه بالایی از نظمی چون نظم پدیده های مادی (فیزیکی)؛ چه درکمیت و چه در گوناگونی (رده بندی آن)؛ درج می دهید، چنان چه کتله اشاره می کند. «دشوار بتوان تضمین کرد که کدام یک از این علل (جهان مادی و نظام اجتماعی) تاثیر منظم تری دارند.» آیا لازم نیست در مورد وسایل تغییر آن نظامی که تمامی این جنایات را تولید می کند؛ عمیقا اندیشید؛ تا این که آهنگ ستایش دربارهء جلاد سر دهیم؛ همان جلادی که با اعدام یک دسته از جنایتکاران؛ جا را برای افراد بعدی باز می کند؟