برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹/۰۴/۱۱

سوال های مضحک و اعدام‌های شهریور 1367


به نام هویت انسانی


شهریور، ماه محاکمه و اعدام زندانیان کمونیست و چپ بود. این‌ها عمدتا تعلق سازمانی به ‌یکی از سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی داشتند. انشعابات مختلف چریک‌های فدایی خلق، سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، حزب توده ایران، سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر)، سازمان پی‌کار، کومه‌له، حزب کمونیست ایران و دیگر سازمان‌های کوچک چپی از این سازمان‌ها بودند.

در ماه شهریور توجه کمیسیون مرگ به ‌چپی‌ها جلب شد و پرسش و پاسخ از آن‌ها از ۵ شهریور و از زندان گوهردشت آغاز شد.

آیا شما مسلمانید؟

آیا به‌خدا اعتقاد دارید؟

آیا به ‌بهشت و جهنم معتقد هستید؟

آیا محمد را به‌عنوان خاتم انبیا قبول دارید؟

آیا در ماه رمضان روزه مى‌گیرید؟

آیا قرآن مى خوانید؟

آیا هر روز نماز مى‌خوانید؟

آیا ترجیح مى‌دهید با یک مسلمان هم‌بند شوید و یا یک غیرمسلمان؟

آیا حاضرید زیر ورقه‌اى را دایر بر این‌که به‌خدا، به‌پیغمبر، به‌قرآن و به‌روز رستاخیز ایمان دارید امضا کنید؟

و پر معناتر از همه، آیا در خانواده‌اى بزرگ شده‌اید که پدر در آن نماز مى‌خواند، روزه مى‌گرفت و قرآن مى خواند؟

به ادعای بازماندگان واقعه ۶۷ و سازمان عفو بین‌الملل و تاریخ‌نویسانی هم‌چون آبراهامیان، تنها یک جواب غلط به‌ این سوال‌ها می‌توانست به ‌اعدام شخص مربوطه منتهی شود. به‌خصوص سوال آخر که جواب مثبت به ‌آن به ‌معنی اعدام بود زیرا بر ارتداد فرد تاکید می‌کرد زیرا طبق موازین فقهى، فقط کسى را می‌توان مرتد شناخت که در یک خانواده معتقد مسلمان و در سایه پدرى که به‌طور مرتب نماز و قرآن مى خوانده و در ماه رمضان روزه مى‌گرفته . در ضمن اگر کسی بر مسلمانی خود تاکید می‌کرد اما می‌گفت نماز نخوانده است تنها به‌شلاق محکوم می‌شد.

برای هر وعده نماز ۱۰ ضربه و روزی حداکثر ۵۰ ضربه.

در مورد زنان کمونیست، به‌حکم شرع در مورد زن مرتد یعنی «توبه یا مرگ زیر شلاق» عمل می‌شده است و از همین‌رو زنان کمونیست یا زیر شلاق می‌مردند یا اسلام را می‌پذیرفتند.

اعتراض‌هایی از طرف زندانیان به‌ این محاکمه‌ها صورت می‌گیرد و بعضا کسانی اعتصاب غذا می‌کنند که شلاق می‌خورند و بعضا زیر شلاق کشته می‌شوند. سرور درویش‌کهن و جلیل شهبازی از کسانی هستند که این‌گونه کشته می‌شوند.

بعد از درگذشت آقای ‌خمینی در خرداد ۶۸ آقای خامنه‌ای رهبری ایران را به‌دست می‌گیرد و تا کنون رهبری وی ادامه داشته و در قانون اساسی در زمان انتخاب وی، ولایت فقیه در قانون اساسی به ولایت مطلقه‌ی فقیه تغییر یافت.

این سوالات مضحک را آقای خمینی طرح کرده بود و با این افکار پوسیده جان بسیاری از هموطنان ما را گرفت و مسئول تمامی جنایات تابستان 1367 ایشان بود.



در آستانه سالگرد 18 تیر، خواب را از چشمان استبداد بگیریم!!!


به نام هویت انسانی

به یکباره جان در ستم سوختن مرا بهتر از با ستم ساختن
من حرف میزنم حتی اگر به ضررم تمام شود.
من حرفی که احساس میکنم حق است را میگویم حتی اگر قدرتمندترین مخالفین را داشته باشم.
من بی پروا انتقاد میکنم حتی اگر از من ناراحت شوند.
من میگویم از احمدینژاد متنفرم حتی اگر شکنجه ام کنند.
من میگویم مرگ بر جمهوری اسلامی حتی اگر به قیمت جان شیرینم تمام شود...

۱۳۸۹/۰۴/۱۰

پنجاه دروغ زیر درخت سیب از خمینی !!!


به نام هویت انسانی




۱. بشر در اظهار نظر خودش آزاد است. اولین چیزی که برای انسان هست آزادی
بیان است.



۲. مطبوعات در نشر همه‌ء حقایق و واقعیات آزادند.



۳. در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.



۴. یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است... بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال
ملی است.



۵. برنامهء ما تحصیل استقلال و آزادی است.



۶. حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.



۷. دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است. و اما من هیچ
فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی
تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.



۸. اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است.



۹. ولایت با جمهور مردم است... نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که
حافظ استقلال و دموکراسی است.



۱۰. اما شکل حکومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای
اکثریت است.



۱۱. حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و
مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و باهمه مظاهر تمدن موافق.



۱۲. شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است.
جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوری‌ها.



۱۳. در این جمهوری یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را
اداره خواهند کرد.



۱۴. عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتی
مقامات مادام‌العمر نیست، طول مسئولیت هر یک از مقامات محدود و موقت است.
یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود. اگر هم هر مقامی یکی از
شرایطش را از دست داد، ساقط می‌شود.



۱۵. رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه
می‌گردد.



۱۶. اختیارات شاه را نخواهم داشت.



۱۷. من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.



۱۸. من در آینده [پس از پیروزی انقلاب] همین نقشی که الان دارم خواهم
داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می
کنم... لکن من در خود دولت نقشی ندارم.



۱۹. ما به خواست خدای تعالی در اولین زمان ممکن و لازم برنامه‌های خود را
اعلام خواهیم نمود، ولی این بدان معنی نیست که من زمام امور کشور را به
دست بگیرم و هر روز نظیر دوران دیکتاتوری شاه، اصلی بسازم و علی‌رغم
خواست ملت به آنها تحمیل کنم. به عهدهء دولت و نمایندگان ملت است که در
این امور تصمیم بگیرند، ولی من همیشه به وظیفه ارشاد و هدایتم عمل
می‌کنم.



۲۰. علما خود حکومت نخواهند کرد. آنان ناظر و هادی مجریان امور
می‌باشند.این حکومت در همه‌ء مراتب خود متکی به آرای مردم و تحتِ نظارت و
ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.



۲۱. من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حکومت، حکومت جمهوری است
و تکیه بر آرای ملت.



۲۲. مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند و
لیکن من شخصاً نمی‌توانم در این تشکیلات مسئولیت خاصی را بپذیرم و در عین
حال همیشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظیفه ارشادی خود را انجام
می دهم.



۲۳. من چنین چیزی نگفته‌ام که روحانیون متکفل حکومت خواهند شد. روحانیون
شغلشان چیز دیگری است.



۲۴. من و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمی‌کنیم، وظیفهء
روحانیون ارشاد دولت‌ها است. من در حکومت آینده نقش هدایت را دارم.



۲۵. حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور
می‌گذارد.



۲۶. قانون این است، عقل این است، حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی
باید به دست خودش باشد.



۲۷. باید اختیارات دست مردم باشد، این یک مسئله عقلی است. هر عاقلی این
مطلب را قبول دارد که مقدرات هرکسی باید دست خودش باشد.



۲۸. حکومت اسلامی بر حقوق بشر و ملاحظه‌ی آن است. هیچ سازمانی و حکومتی
به ‌اندازه‌ء اسلام ملاحظه‌ء حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی
به‌ تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اول حکومت اسلامی با آخرین فرد
مساوی است در امور .



۲۹. اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏کند. حقى را از
هیچ کس نمى‏گیرد. حق آزادى را از هیچ کس نمى‏گیرد. اجازه نمى‏دهد که
کسانى بر او سلطه پیدا کنند که حق آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب
کند.



۳۰. باید اختیارات دست مردم باشد.هر آدم عاقلی این‌ را قبول دارد که
مقدرات هر کس باید در دست خودش باشد.



۳۱. ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود،
نه اینکه برگردیم به ۱۴۰۰ سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت ۱۴۰۰ سال پیش
برگردیم. همه‌ی مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.



۳۲. ما وقتی از اسلام صحبت می‌کنیم به معنی پشت کردن به ترقی و پیشرفت
نیست. ما قبل از هر چیز فکر می‌کنیم که فشار و اختناق وسیله‌ی پیشرفت
نیست.



۳۳. دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند... رژیم اسلامی با
استبداد جمع نمی‌شود.



۳۴. در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش
قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می شود.



۳۵. ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می گویند مرگ بر فلان
کس، آنها را نکشد.



۳۶. حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود،
یکی علی و یکی هم عمر...



۳۷. حکومت اسلامی، حکومت ملى است. حکومت مستند به قانون الهى و به آراء
ملت است. این طور نیست که با قلدرى آمده باشد که بخواهد حفظ کند خودش را.
با آراء ملت مى آید و ملت او را حفظ مى کند و هر روز هم که بر خلاف آراء
ملت عمل بکند قهراً ساقط است.



۳۸. تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی
خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین
وجه دفاع کند.



۳۹. اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند
بود.



۴۰. تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود
آزادند.



۴۱. از یهودیانی که به اسرائیل رفته اند دعوت می‌کنیم به وطن خود
بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد.



۴۲. اسلام جواب همهء عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را
با منطق جواب خواهد داد.



۴۳. در حکومت اسلامی همهء افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای
هستند.



۴۴. جامعهء آیندهء ما جامعهء آزادی خواهد بود. همهء نهادهای فشار و
اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.



۴۵. ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش
بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه
او هم بترسند.



۴۶. این که می گویند اگر اسلام پیدا شد زنان باید توی خانه بنشینند و
قفلی بر آن زده و دیگر بیرون نیایند تبلیغات است. زن و مرد همه آزادند که
به دانشگاه بروند. رای بدهند. رای بگیرند. ما با ملعبه بودن زن و به قول
شاه "زن خوب است زیبا باشد" مخالفیم.



۴۷. اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خود پایه گذار آزادی زن در
تمام ابعاد وجودی زن است.



۴۸. زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین
اسلامی آزادند.



۴۹. زن‌ها در حکومتِ اسلامی آزادند. حقوق آنان مثل حقوق مردها است. اسلام
زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است.
تبلیغاتی که علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است.



۵۰. اسلام همه‌ء حقوق و امور بشر را تضمین کرده است.

۱۳۸۹/۰۴/۰۹

خامنه ای جنایت بس است ، اعدام را رها کن ؟؟!!!

به نام هویت انسانی




شکنجه و اعدام توحش و بربریت است و در ذهن من نمی گنجد که در قرن 21 هنوز در حکومتی ، اوباشان ولایت وقیح ، از شکنجه ، اعدام و تجاوز ، برای سرکوب معترضین سیاسی استفاده می کنند!!!
حتی فکرش هم انسان را اذیت می کند که در سرزمینی که روزی ، دارای اعتبار سیاسی بوده ، در حال حاضر انسان هایی را از بین می برند ، به خاطر اعتقادات سیاسی اشان!!!
در این چند روز بحث ها روی دو خانمی است که در معرض اعدام قرار دارند .
خانم سکینه محمدی و خانم زینب جلالیان در آستانه مرگ هستند!!!
سکینه محمدی به دلیل زنای محصنه محکوم به سنگسار شده و زینب جلالیان به دلیل اعتقادات سیاسی و وابستگی سیاسی به گروه های آزادی خواه ، که برای رهائی از چنگال استبداد می جنگند ، محکوم به اعدام شده است.
آیا می شود انسانی را فدا کرد تا عده ی دیگری عبرت بگیرند؟ آیا می شود انسانی را از بین برد ، تا انسان های دیگری مورد ارعاب و وحشت قرار بگیرند!!!
تمامی این جنایت های صورت گرفته ، مسئولیتش با شخص آقای خامنه ای است و تمام این دستورات را ضحاک زمانه تائید می کند و هموطنان ما را به خاک و خون می کشند!!!
جناب خامنه ای جنایت بس است !!! ایران را رها کن !!! کشور را به سمت نا امیدی برده ای ، این همه جنایت برای چیست ؟
به فرض زینب و سکینه را اعدام کردی ، آیا دیگر کسانی نیستند که جای خالی آنها را پر کنند؟؟؟
ما پیروزیم ، چون حق با ماست .

۱۳۸۹/۰۴/۰۸

زینب جلالیان در آستانه ی اعدام!!!


به نام هویت انسانی


زینب جلالیان (زادهٔ ۱۳۶۱ در ماکو) فعال سیاسی کرد ایرانی است که در سال ۱۳۸۸ به اتهام همکاری با گروه پژاک به اعدام محکوم شد.

جلالیان در سن ۱۰ سالگی به دلیل اینکه خانواده‌اش با تحصیل او مخالف بودند از خانه فرار کرد. وی بلافاصله پس از فرار از خانه جذب حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) شد که در آن زمان در ایران فعالیت قانونی داشت. وی در سال ۱۳۸۶ در کرمانشاه دستگیر شد و از آن به بعد در زندان سنندج به سر می‌برد. حکم اعدام او در آذرماه ۸۸ به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک صادر شده و در دیوان عالی کشور تأیید شد. به گفته فعالان کرد، دادگاه رسيدگی به اتهامات زینب جلالیان بدون حضور وکيل مدافع برگزار شده و تنها چند دقيقه به طول انجاميده‌است. نزدیکان وی می‌گویند که جلالیان این اتهامات را نمی‌پذیرد و در سال‌های گذشته تنها با گروه پ.ک.ک آن هم بطور غیر مسلحانه همکاری داشته‌است.

[ویرایش] منابع

[ویرایش] پیوند به بیرون


خلیل بهرامیان: برای نجات زینب جلالیان با دبیر کل سازمان ملل تماس بگیرید | رهانا، بازدید ۷ تیر ۱۳۸۹

سید علی پینوشه ، ایران شیلی نمی شه !!!

به نام هویت انسانی

کودتای پینوشه در سال ۱۹۷۳، سالوادور آلنده رئیس جمهوری منتخب شیلی را سرنگون ساخت. میراث عصر پینوشه، وحشت و سرکوبی بود که جامعه ی شیلی را درمی نوردید. مردمی که امیدهای بازیافته شان در عصر آلنده، به سرعت، رو به خزان کرده بود. گویی که تنها تار مویی میان آزادی و استبداد فاصله بوده باشد. با این حال استبداد پینوشه دوام چندانی نداشت. ۱۵ سال بعد، مبارزات مدنی مردم شیلی به نتیجه رسید. مردم شیلی، پینوشه را وادار به برگزاری رفراندومی کردند و با رای های خود، دیکتاتور را با حقارت خود روبرو ساختند. اما در این ۱۵ سال بر مخالفان پینوشه و دموکراسی خواهان این کشور چه گذشت؟
در دورانی که استبداد آنان را به انزوا و تبعید و فراموشی کشانید، گذشته ی خود را چگونه به داوری نشستند؟ در نظر آنان پینوشه از کجا آمد و چگونه توانست در بستر جامعه ای که رو به آزادی و تکثر می رفت، زمینه های کودتایی خونین را فراهم آورد؟
این پرسش ها، بویژه برای ایرانیان نیز اهمیت دارد. شاید این شعاری قدیمی باشد که دانشجویان معترض در همه ی این سالها، با مطلع « اینجا شیلی نمیشه » ساخته اند. خطاب این شعار گاه تغییر کرده است، اما آنچه بی هیچ تغییری در بافتار این شعار اعتراضی دانشجویان ایرانی بر جای مانده است، اعلان هشداری بوده است مبنی بر خطر « پینوشه گرایی » در ایران. این خطر شاید به تعبیر جمعی، امروزه جامه ی حقیقت پوشیده باشد و از این رو، بازخوانی روزگار پینوشه و واکنش مخالفان او را ضروری می سازد.
در اردی بهشت ۱۳۸۲، جلیل سازگارنژاد نماینده ی اصلاح طلب مجلس ششم که برای شرکت در کنفرانس بین المجالس به شیلی سفری کرده بود، به گفتگو با سرخیو پائز می نشیند، سیاستمداری کهنه کار که از رهبران مقاومت مدنی در برابر رژیم پینوشه در دهه ی ۸۰ میلادی بوده است. خواندن این گفتگوی تامل برانگیز ( به نقل از روزنامه ی یاس نو، ۱۴ اردی بهشت ۱۳۸۲ ) را توصیه می کنم، گرچه شاید در بازخوردی نزدیک با روزگار اکنون ما، دریغ انگیز به نظر رسد، اما این سطور دریغ انگیز را باید به تانی خواند و تفاوت ها و شباهت های مضمونی را به خاطر سپرد.

*****************************************************************

به عنوان نخستین پرسش، لطفا در مورد روند دموکراسی در کشور شیلی، در سه دوران قبل از کودتای ۱۹۷۳، در دوران کودتا و پس از پایان دوره ی حکومت نظامیان، دیدگاه خود را بیان فرمائید؟

برای من در زندگی، هیچ چیز مهمتر از دموکراسی نبوده و نیست. من در دموکراسی زندگی کرده ام، آن را از دست داده ام و دوباره آنرا به دست آورده ام و اینک به خوبی قدر آنرا می شناسم و می دانم. من معتقدم بدترین شکل دموکراسی هم، بهتر از دیکتاتوری است.
در دوران قبل از کودتا، دموکراسی در کشور ما با اختلاف و افتراق ایدئولوژیک همراه بود، اما در عین حال روند تکاملی خود را طی می کرد. فضای سیاسی کشور ما در دوران آلنده به سه بخش تقسیم شده بود:
یک جریان سیاسی متعلق به دموکرات مسیحی ها بود که من هم در آن جریان فعالیت می کردم. جریان دیگر سیاسی را گروهها و احزاب چپگرا مانند سوسیالیست ها و کمونیست ها تشکیل داده بودند که دکتر سالوادور آلنده رهبر حزب سوسیالیست جزو جریان دوم بود. جریان سوم هم جناح راست و کاملا افراطی بود که اعتقادی به دموکراسی نداشت.

شما به وجود جریانهای سیاسی از یک سو و وجود دموکراسی در زمان آلنده از سوی دیگر اشاره داشتید. به نظرتان مهمترین عامل پیدایش و وقوع کودتا چه بود و موضع گیری جریانهای سیاسی در این رویداد مهم چگونه بود؟

به نظر من مهمترین عامل پیروزی کودتا در شیلی، « دموکراسی ناموفق » بود و در ایجاد دموکراسی ناموفق، تفرقه نقش اول را داشت و اساسا آن نوع دموکراسی و تفرقه شرایط تشکیل حکومت و دولت پایدار بر مبنای دموکراسی را فراهم می ساخت.
به اعتقاد من در وقوع کودتا همه ی جریانهای سیاسی و همه ی ما مسوول بودیم. دموکرات مسیحی ها و جناح راست، هر دو با سیاست و برنامه های آلنده مخالف بودند، اما نوع مخالفت ما ( دموکرات مسیحی ها ) با جناح راست کاملا متفاوت بود. آنها به حذف کل جریان چپ و حذف آلنده اعتقاد داشتند و ما تنها با حضور کمونیست ها در دولت آلنده مخالف بودیم، ولی هیچگاه خواستار حذف جریان چپ و سوسیالیست ها نبودیم. زیرا ما به دموکراسی اعتقاد داشتیم و از لوازم دموکراسی، وجود احزاب متعدد و تنوع افکار و جریانهای سیاسی است. ما به شدت مخالف کودتا و سرکوب شدن و کشته شدن آلنده بودیم. اختلاف نظر ما با آلنده در تعریف دموکراسی و نحوه ی مشارکت احزاب در اداره ی امور کشور بود.

اما بالاخره کودتا اتفاق افتادو سرنوشت دموکراسی و جریانهای سیاسی پس از کودتا کاملا تغییر کرد…

کودتا خیلی خشن بود و خیلی طولانی. کودتاچیان ۱۶ سال حکومت کردند. کودتا ساختار دموکراتیک کشور را به هم ریخت، در این دوران تاریک و تلخ، احزاب سیاسی همگی تعطیل شدند و منحل گردیدند. مجالس کشور منحل شد. دستگیری های گسترده، شکنجه ی زندانیان، ناپدید شدن افراد زیادی در سراسر کشور، تعطیلی مطبوعات، بازداشت روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و منتقدان کودتا و تبعید شخصیت های مهم و برجسته ی کشور به خارج، از عوارض بارز کودتا بود. اما جناح چپ شدیدتر از همه قربانی خشونت شد. بسیاری از آنها دستگیر، زندانی و اعدام گردیدن؛ کودتاچیان همراه با نظامیان حول محور دیکتاتور جمع شدند و دموکراسی را تعطیل کردند. میراث کودتا و دیکتاتوری، توقف روند دموکراسی در کشور بود. و این عمده ترین خسارتی بود که به کشور وارد شد.

نقش و برنامه ی شما و سایر مخالفان کودتا برای پایان دادن به حکومت دیکتاتوری و احیای دموکراسی چه بود؟

من در دوران کودتا در شیلی ماندم و به همراه برخی از دوستان و همفکران و دلسوزان شیلی، احیای مجدد گروههای سیاسی برای احیای دموکراسی را در دستور کار خود قرار دادیم. ما با وجودی که تا قبل از کودتا با آلنده اختلاف داشتیم، بعد از کودتا همگی حول محور طرفداری از آلنده جمع شدیم، اختلافات را کنار گذاشتیم و همگی در مقابل دیکتاتوری وحدت داشتیم. نوعی ائتلاف در گروههای مخالف کودتا برای دموکراسی به وجود آوردیم.

چه روش مشخصی را برای برخورد با دیکتاتوری برگزیدید؟

ما صرفا از طریق مردم و بدون خون ریزی و خشونت پس از سالها، آرام آرام دیکتاتور را کنار گذاشتیم. با رای مردم، با مشارکت مردم و برگزاری رفراندوم، حکومت دیکتاتوری را کنار گذاشتیم. برنامه های ما در این دوران معطوف به جلب اعتماد مردم و ایجاد امید در آنها بود و در این راستا برقراری ارتباط با همفکران خود در داخل و خارج از کشور را پیگیری نمودیم. ما کنفرانس های متعددی در شیلی برگزار کردیم، البته با مشکلات فراوان و تحت فشار بسیار زیاد. در این کنفرانس ها گاهی تا بیش از ۳۰۰ میهمان از خارج از شیلی شرکت می کردند و به ارزیابی و نقد حکومت کودتایی می پرداختند. ما تلاش می کردیم تا از این طریق فضای کشور را آماده ی حرکت مجدد به سوی دموکراسی کنیم. صدای خود را به سراسر کشور و به خارج از کشور منتقل می ساختیم و همانطور که گفتم، جلب اعتماد مردم را دنبال می کردیم. تکیه بر برگزاری رفراندوم، دومین روش و سیاست ما بود. تلاش فراوانی انجام دادیم تا حکومت پذیرفت که برای بقای خود یا پایان یافتن دوران کودتا به رفراندوم تن بدهد.

در این مرحله ی سخت تلاش ما این بود که مردم را دعوت کنیم تا در رفراندوم شرکت نمایند و به سیستم، رای منفی بدهند و سرانجام در سال ۱۹۸۸ حکومت نظامیان تحت فشار افکار عمومی و در حالی که تصور می کرد رفراندوم به تداوم حکومتش می انجامد، اقدام به برگزاری رفراندوم نمود و مردم با مشارکت گسترده به آن رای منفی دادند و حکومت کودتا با رای و مشارکت مردم کنار گذاشته شد. به اعتقاد من، روند دموکراسی آشکار و پنهان ما در دوران کودتا موفق شد تا در فضایی آرام و مطمئن و با تکیه به ابزارهای موجود در دموکراسی، نقش مهم خود را در احیای حقوق مردم ایفا نماید. سرانجام اولین دولت غیرنظامی در سال ۱۹۸۹ تشکیل شد و آقای پاتریس اروین نماینده ی ائتلاف احزاب برای احیای دموکراسی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد.

در آن مقطع سرنوشت پینوشه چه شد و او اینک در چه جایگاهی قرار دارد؟

پینوشه مربوط به تاریخ گذشته است، هیچ نقش و تاثیری در مسائل کنونی کشور ندارد. او دیگر تمام شده است.پینوشه دیگر سناتور نیست، فرمانده نیست، باید او را فراموش کرد. او فعلا در شیلی و تحت نظر است و دوران بیماری را می گذراند. ما او را به محکمه سپرده ایم. مرحله ی اول دادگاه برگزار شده است. از برخی از اتهاماتش تبرئه شده و برای دیگر اتهاماتش مجددا باید به دادگاه برود و پاسخ بگوید. هنوز دادگاه درباره ی او تصمیم نهایی را نگرفته و حکم نهایی را صادر نکرده است. اما اطرافیان او و دست اندرکاران کودتا همگی دستگیر و زندانی شده و بسیاری به سزای اعمال خود بر طبق قانون رسیده اند. عاملان اقدامات غیرقانونی و قاتلان مردم همگی دستگیر شده و در بازداشت به سر می برند.

برخی از شنیده ها حکایت از وجود طرفداران پینوشه در شیلی دارد. این اخبار چقدر صحت دارد؟

به هیچ وجه. همانطور که گفتم، پینوشه به تاریخ پیوسته. او فراموش شده است. حتی اطرافیان نزدیک او نیز، از او جدا شده اند.

روند دموکراسی بعد از کودتا چگونه بود و شیلی در حال حاضر با دموکراسی چه رابطه ای دارد؟

ما با پایان حکومت نظامیان و حذف دیکتاتور، دموکراسی واقعی را دوباره به دست آوردیم و همگی به نقش مهم و تعیین کننده ی آن در پیشرفت کشور وقوف پیدا کرده ایم. بر اثر تجربیات تلخ گذشته، ما اینک پیش از هر چیزی، به دموکراسی باور داریم و به آن احترام می گذاریم و به آن پایبند هستیم. نحوه ی تشکیل دولت های پس از پایان حکومت نظامیان و تفاهم همه ی احزاب بر سر دموکراسی و اجرای آن، نشان از باور همگی ما به دموکراسی است. دولت امروز شیلی همان ائتلافی است که نظامیان را از طریق رفراندوم کنار گذاشت.

جریانهای سیاسی، قواعد دموکراسی را پذیرفته اند. امروز دموکراسی در شیلی، فرآیند تشکیل دولت و حکومت را رقم می زند. دموکراسی، دولت ساز و حکومت آفرین است. دموکراسی در کشور ما کاملا نهادینه شده است. اما شیلی امروز در مرحله ی دموکراسی متوقف نشده است. امروز شیلی در مرحله ی بعد از دموکراسی قرار گرفته است. شیلی در حال پیشرفت و توسعه است. امروز دیگر بحث دموکراسی در شیلی مطرح نیست. ما آنرا پشت سر گذاشته ایم. بلکه امروز پیشرفت، توسعه و تحولات عمیق اقتصادی اولویت دارد. موافقان و مخالفان همگی پذیرفته اند که دموکراسی بنیادی ترین پیشنیاز توسعه و پیشرفت است. امروز شیلی دومین کشور موفق اقتصادی در آمریکای لاتین و شاید اولین کشور در زمینه ی پیشرفت در دموکراسی است. همه پذیرفته اند که دموکراسی علیه هیچکس نیست؛ بلکه برای همه و به سود همه است.

به عنوان آخرین پرسش، بزرگترین آرزوی شما چیست؟

بزرگترین آرزوی من پیشرفت شیلی است. امروز من فقط به پیشرفت شیلی می اندیشم، به سربلندی آن در جهان و به سرافرازی ملت خود. سلام مرا به مردم ایران برسانید. من آرزو و تمایل دارم که از ایران بازدید کنم. امیدوارم بهزودی اینآرزو برآورده شود.


با تشکر از دوست عزیزم بابک سبز اندیش.

۱۳۸۹/۰۴/۰۷

مادر شهيد شبنم سهرابي فيلم كشته شدن دخترش را ديد!!!

به نام هویت انسانی

شاهدان كشته شدن شهيد شبنم سهرابي پيدا شدند!!!

6 تیر 1389

راي ما كجاست: مادر شهيد شبنم سهرابي با ديدن فيلم پيكر بي جان و خونين دخترش، تاييد كرد كه اين فيلم مربوط به شهادت دخترش در روز عاشوراست .

چندي پيش سايت" راي ما كجاست" با مادر شهيد شبنم سهرابي ، زن 34 ساله اي كه ظهر عاشورا توسط ماشين نيروي انتظامي در خيابان شادمان به زير گرفته و له شد؛ گفت و گويي انجام داد.

اين مادر داغديده، به خاطر ترس ، درباره ماجرای کشته شدن دخترش سکوت کرده و تا ماهها اين درد را در سینه حبس کرده بود. اما از اين گلايه داشت كه چرا هيچ فيلمي از شبنم نيست؟ چرا هيچ شاهدي نيامده ماجراي به زير گرفتن دخترش را برايش تعريف كند؟

اما پس از انتشار مصاحبه اين مادر داغديده، شاهدان عيني در تماس هاي متعدد با اين سايت ، صحنه شهادت شبنم سهرابي را به تصوير كشيدند و فيلم انتقال بدن خونين و بي جان او را در روز عاشورا ارسال كردند . مادر شبنم به محض ديدن اين فيلم تاييد كرد كه اين بدن بي جان متعلق به دخترش است. او بارها و بارها صحنه دلخراش صورت خونين شبنم را ثابت نگه داشت تا صورت دخترش را واضح تر ببيند. چشم هايش از روي مانيتور لحظه اي تكان نمي داد ؛ اشك ريزان تاييد كرد كه اين جنازه دخترش شبنم است:" خودش است . حتي اين پييراهن سبزش را به ياد دارم. بله خود شبنم است. هيكل او بسيار درشت بود و بببينيد حتي نمي توانند او را از ماشين بيرون بياورند."

اين فيلم جسد زن جواني را نشان مي دهد كه جمعيت سعي دارند او را از داخل خودرويي بيرون بياورند و به درمانگاه برسانند.

شاهدان عيني مي گويند خودروي نيروي انتظامي در خيابان شادمان چندين بار از روي شبنم رد مي شود. مادر شبنم خودبه تازگي ، يكي ديگر از شاهدان عيني قتل فرزندش را ديده و با او صحبت كرده است:" خانمي را در يكي از پارك هي محله ديدم و با او سر صحبت را باز كردم. او در روز عاشورا لحظه ي كشته شدن شبنم را ديده است. مي گفت ماشين نيروي انتظامي شبنم را در گوشه اي خيابان گير آورده بود و بارها او را به سينه ي ديوار چسباند و از روي جسدش رد شد. سرنشين اين خودرو، جواني با ته ريش بوده كه اگر او را دوباره ببيند مي شناسد."

مادر اين جملات را سختي بر زبان مي آورد . سرش را تكاني مي دهد و با تعجب مي گويد:"چطور ممكن است كه شبنم را با آن هيكل درشتش با ماشين به زير بگيرند؟ يعني در خيابان شادمان كسي نبود كه جلوي خودروي نيروي انتظامي را بگيرد؟ آدم كشي آن هم در روز عاشورا؟"

مادر مي گويد: "22 روز از شهادت شبنم می گذشت و صورتش را که دیدم انگار زجر کش اش کرده بودند. خیلی غم انگیر بود اما فقط همین صورتش را دیدم یعنی فقط گذاشتند صورتش را ببینم. بقیه پیکر دخترم را ندیدم. حتی موقع خاکسپاری هم جز صورتش، چیزی ندیدم اما میدانم که له شده بود شکم دخترم له شده بود."

در برگه پزشکی قانونی نوشته اند مرگ بر اثر اصابت جسم سخت و عوارض ناشی از آن. مادردراين باره مي گويد:" من هم رفتم شکایت کنم اما نگذاشتند. در حالیکه دختر بیگناه من را زیر ماشین له کرده اند نمی گذارند من پی گیری کنم من می خواهم بگویند که اسم این جسم سختی که پزشکی قانونی نوشته چیست و چگونه توانستند چند بار از روی دخترم با ماشین رد شوند. خب به او خوردند چرا نگه نداشتند کمکش کنند چرا؟"

"دختر من شهید شده و شهدا پیش خدا روزی می خورند و در آرامش هستند." مادر اين جملات را با اطمينان مي گويد و ادامه مي دهد:" مطمئن هستم که دخترم پیش خدا در آرامش است اما ما آرامش نداریم؛ نه نگین(دختر شش ساله شبنم) و نه من هیچ آرامشی نداریم و تنها زمانی که قاتل دخترم را معرفی کنند و محاکمه او را ببینیم به آرامش می رسیم. حتی نمیدانم دخترم در کدام نقطه شهید شده و کجا ماشین او را زیر کرده است که بروم حداقل دو رکعت نماز آنجا بخوانم. زمینی که دخترم جان داد را ببوسم و گریه کنم.جگرم می سوزد. مدام تصور می کنم چگونه توانستند از روی دخترم چند بار رد شوند. من پی گیری خواهم کرد. خدا نمی گذارد خون بی گناه زمین بماند و دامانشان را خواهد گرفت.".

فیلم کشته شدن شبنم سهرابی را در این لینک ببینید

http://www.youtube.com/watch?v=IQ9bP_ZQMuQ&feature=related

گزارش مرتبط

شبنم سهرابی را اتومبیل نیروی انتظامی زیر گرفت

منبع : http://www.rayemakojast.org


این است عوام فریبی جمهوری ولایت وقیح!!!


به نام هویت انسانی
بدون شرح..........

۱۳۸۹/۰۴/۰۶

حاصل دو دهه رهبری علی خامنه ای ،52 در صد تریاک افغانستان در ایران کشیده می شود!!!



به نام هویت انسانی


حاصل دو دهه رهبری علی خامنه ای


52 در صد تریاک افغانستان در ایران کشیده می شود!

خلیج مکزیک را رها کنید ، فکری به حال اوضاع کشور کنید!!!!

به نام هویت انسانی

در جمهوری اسلامی تمام کارها ، به دست کسانی است که کارشناس نیستند. دوستان در جمهوری اسلامی به فکر خلیج مکزیک هستند در صورتی که در کشور این چنین می گذرد......
نفت شهر در محاصره شعله‌های آتش / 2 سناریوی مهار فوران گاز
خبرگزاری مهر - گروه اقتصادی: با گذشت 30 روز از فوران نفت و گاز و آتش سوزی در چاه شماره 24 میدان نفت شهر، تاکنون چاه آسیب دیده این میدان مشترک نفتی در کنترل حفارمردان شرکت ملی نفت در نیامده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بامداد 8 خرداد ماه امسال چاه شماره 24 میدان مشترک نفت شهر به دلایلی که هنوز جزئیات آن مشخص نشده، دچار آتش سوزی و فوران نفت و گاز شده است.

در حال حاضر میزان نفت و گاز خروجی از چاه آسیب دیده نفت شهر معادل 8 تا 9 هزار بشکه در روز برآورد شده است و تلاش برای مهار و کنترل چاه در شرکت ملی نفت ایران ادامه دارد.

از سوی دیگر تاکنون از سوی مسئولان شرکت ملی نفت ایران زمان دقیقی برای کنترل کامل چاه آسیب دیده اعلام نشده و این در حالی است که اردیبهشت ماه امسال برخی از مدیران صنعت نفت آمادگی خود را برای مهار آلودگی های نفتی خلیج مکزیک اعلام کرده بودند.

جزئیات سناریوهای شرکت نفت برای مهار آتش

به گزارش مهر، رضا حقیقی رئیس اداره کنترل فوران شرکت ملی حفاری درباره آخرین وضعیت مهار نفت و گاز میدان نفت شهر، با بیان اینکه عملیات مهار و کنترل فوران به صورت کشتن چاه از سطح (Top kill) و کشتن چاه از عمق (Bottom kill) در دستور کار قرار گرفته است، تصریح کرد: برای کشتن چاه از سطح تاکنون بیش از 80 درصد از ادوات، تجهیزات و ماشین آلات سوخته شده از اطراف محوطه چاه خارج شده و هم اکنون به 5 تا 10 متری شیرهای فوران گیر و فلنج های مربوطه نزدیک شده ایم.

این عضو تیم عملیات مهار چاه شماره 24 نفت شهر با اشاره به اینکه پیش بینی می شود تا چند روز آینده به شیرآلات دهانه مشتعل چاه دسترسی پیدا کنیم، تصریح کرد: از این رو عملیات کشتن چاه از سطح با استفاده از سیال حفاری آغاز خواهد شد.

وی، افزود: برای مهار و کنترل چاه از طریق بخش تحتانی چاه (Bottom kill) حفاری سه حلقه چاه امدادی در دستور کار قرار گرفته است که محل استقرار اولین دستگاه حفاری تکمیل و دستگاه حفاری 112 در حال برپایی است.

به گفته حقیقی محل استقرار دومین دستگاه حفاری نیز تا چند روز آینده تکمیل و تحویل داده خواهد شد و همزمان دستگاه حفاری 57 فتح نیز در حال انتقال به نفت شهر برای استقرار بر روی این لوکیشن است.

این مقام مسئول با اشاره به اینکه گروههای پشتیبانی در حال آماده کردن محل استقرار سومین دستگاه هستند که به محض آماده شدن آن دستگاه حفاری در این محل برای عملیات حفاری برپا خواهد شد، تبیین کرد: با توجه به فرو ریختن بیش از 300 تن از آهن آلات سازه دستگاه و تجهیزات و ادوات آن بر روی دهانه چاه یکی از مشکل ترین و نادرترین عملیات مهار و کشتن چاه (Well Capping) باید انجام شود.
حفاری اولین چاه در میدان نفت شهر آغاز می شود

در همین حال مهدی فکور با تاکید بر اینکه با تکمیل و ساخت محل اولین محل چاه برای حفاری انحرافی و استقرار دکل 112 شرکت حفاری شمال، حفاری نخستین چاه انحرافی با هدف عملیات مهار و کنترل امروز آغاز می شود، اظهار داشت: ایجاد چتر آب در محوطه آتش برای خنک کردن ماشین آلات و گروههای عملیاتی که به مرکز آتش حمله می کنند، از مهمترین بخش عملیات مهار است.

مدیر عامل شرکت نفت مناطق مرکزی تاکید کرد: پشتیبانی پمپاژ آب توسط خطوط لوله چهار اینچ به طول 35 کیلومتر، خط 6 اینچ به طول سه کیلومتر و خط لوله 10 اینچ به طول 5/6 کیلومتر و آب برگشتی به حوضچه های فرعی و تانکرهای آماده به کار نیز از دیگر اقدامات انجام گرفته است.

وی درباره اقدامات تامینی مهار آتش چاه و تامین کالاهای مورد نیاز توضیح داد: با استقرار چهار گروه خرید کالا در کرمانشاه، قصرشیرین، اهواز و تهران نیازهای گروههای عملیاتی در کمترین زمان ممکن خریداری و به صورت زمینی و هوایی در منطقه نفت شهر تحویل داده می شود.

به گزارش مهر، در حال حاضر نیز ساخت سه استخر ذخیره سازی آب، سد خاکی، محل استقرار دو دکل، تسطیح محوطه اطراف چاه، خاکریزی اطراف آتش چاه، ساخت خطوط لوله جریانی، آماده سازی محلهای استقرار اردوگاههای شرکت ملی حفاری، ساخت فضای پد بالگرد، ساخت جاده های دسترسی چاه، آماده سازی محل جمع آوری وسایل سوخته شده و بیمارستان صحرایی از ابتدای حادثه چاه به پایان رسیده است.
منبع : خبرگزاری مهر