برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹/۰۴/۰۵

ممنوعیت چاپ پوستر مشترک اردوغان، احمدی نژاد و اسد در سوریه!!!

به نام هویت انسانی

بنا به در خواست آنکارا صورت گرفت!!!




اسد ،احمدی  نژاد و اردوغان

اسد ،احمدی نژاد و اردوغان

دمشق – السیاسه، العربیه

بنا به خواست مقامات ترکیه، سوریه انتشار پوستری که در آن سران ایران و سوریه و ترکیه در کنار هم دیده می شوند را ممنوع اعلام کرد.

در سوریه پوسترهایی چاپ می شد که در آن ها چهره رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در کنار بشار اسد و محمود احمدی نژاد روسای جمهور سوریه و ایران و همچنین خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان به تصویر کشیده می شد.

به گزارش روزنامه کویتی "السیاسیه" به نقل از منابع آگاه، "عمر اهانون" سفير ترکيه در دمشق چند روز پيش در پيامي فوري به "وليد معلم" وزير خارجه سوريه و "رضوان لطفي" رييس دفتر اروپا در وزارت خارجه سوريه، از آنها خواست انتشار پوسترها متوقف شود.

در این پیام سفیر ترکیه در دمشق به گزارش هایی اشاره کرده است سفارتخانه متبوعش درباره زیان های انتشار این پوسترها به ترکیه وارد می کند آن هم در اين مرحله روزنامه هاي بين المللي و محلي مخالف تبليغاتي را بر ضد اردوغان راه انداخته اند و او را به دور شدن از غرب و پيوستن به اردوگاه مخالفان در منطقه متهم مي کنند .

به گفته روزنامه السیاسیه سفير ترکيه در دمشق در پيام خود تاکيد کرده است اردوغان از مواضع خود خجالت زده نيست و قصد ندارد به اندازه سرسوزني از حمايت از سوريه ايران حماس و حزب الله دور شود اما شرايط کنوني نيازمند ارامش است تا بتوان در با دشمن مشترک رويارو شد و بهانه اي براي اقدام بر ضد طرف هاي مذکور به او نداد.

در همين راستا به پليس راهنمايي و رانندگي سوريه نيز دستور داده شده است اين پوسترها را از روي خودروها و اتوبوس ها بردارد.

منبع : العربیه


روز جهانی پشتیبانی از قربانیان شکنجه!!!


به نام هویت انسانی

امروز 5 تیر ماه برابر با 26 ژوئن روز جهانی منع شکنجه است ، جناب خامنه ای گوش کن ، جامعه جهانی این روزها را برای شما و دوستان شما و تمامی ظالمین تدارک دیده است.

۲۶ ژوئن، روز جهانی منع شکنجه و پشتیبانی از قربانیان آن است. سازمان ملل متحد به مناسبت این روز اعلام کرد که شکنجه هنوز در جهان گسترش دارد و در بسیاری از کشورها بخشی از نظام قضایی است.

در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ توافقنامه‌ی منع و تقبیح جهانی شکنجه‌ به تصویب رسید. این سند گامی ضروری برای بهبود وضعیت حق بشر در جهان بود و شکنجه و دیگر مجازات‌ها و رفتارهای ظالمانه‌ی ضدبشری و تحقیرآمیز را در سراسر جهان آشکارا منع می‌کرد.

برای تجدید خاطره با این روز تاریخی، اجلاس عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۷ تصمیم گرفت که روز ۲۶ ژوئن، روز جهانی پشتیبانی از قربانیان شکنجه اعلام شود.

روز جمعه ۲۵ ژوئن، بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل به مناسبت این روز در نیویورک اعلام کرد که «شکنجه عملی جنایتکارانه و ممنوعیت آن اساسی و واضح است». وی خاطر نشان ساخت که به‌رغم تقبیح جهانی شکنجه، چنین عملی هنوز در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و بخشی از نظام قضایی است.

بیشتر قربانیان شکنجه، همه‌ی عمر از پیامدهای آن رنج می‌برند. در نتیجه‌ی شکنجه، نه تنها جسم آدمی بلکه روح او نیز عمیقا آسیب می‌بیند و منزلت او زیرپا گذاشته می‌شود. برای پیکار همه‌جانبه علیه شکنجه، باید افکار عمومی را در سراسر جهان بیدار و آگاه کرد.

حدود پنجاه کشور و از جمله جمهوری اسلامی ایران هنوز کنوانسیون منع شکنجه‌ی سازمان ملل را امضا نکرده‌اند. بان کی‌مون از این کشورها خواست هر چه زودتر به این توافقنامه بپیوندند و درهای زندان‌های خود را به روی ناظران سازمان ملل متحد بگشایند.

ایران یکی از کانون‌های شکنجه

به گفته‌ی سازمان عفو بین‌الملل، هم‌اکنون در ۱۱۱ کشور جهان شکنجه اعمال می‌شود. ایران در این زمینه، در کانون توجه جهانیان قرار دارد. عفو بین‌الملل اعلام کرده است که در ایران، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و اعمال فشار برای گرفتن «اعتراف» بشدت رواج دارد. همین سازمان تصریح می‌کند که هم اکنون در ترکیه ایرانیان زیادی در بلاتکلیفی بسر می‌برند که از بیم پیگرد و شکنجه به آن کشور گریخته‌اند.

سازمان‌های بین‌المللی حقوق‌بشری در جهان، بارها از دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل آزار و شکنجه‌ی زندانیان انتقاد کرده‌اند. بویژه بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی پس از آزادی گزارش داده‌اند که در زندان‌های جمهوری اسلامی، تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفته‌اند. به گفته‌ی سازمان‌های حقوق‌بشری، ضرب و شتم، شلاق زدن و تجاوز جنسی، از رایج‌ترین روش‌های شکنجه در جمهوری اسلامی ایران است.

زنان از قربانیان اصلی شکنجه

به مناسبت ۲۶ ژوئن در بسیاری از شهرهای آلمان، تظاهراتی برای همبستگی با قربانیان شکنجه در جهان برگزار شد. این گردهمایی‌ها به ابتکار سازمان‌های حقوق بشری و از جمله «سازمان عفو بین‌الملل» برگزار ‌شد.

در اروپای غربی هزاران انسان زندگی می‌کنند که از کشورهای خود گریخته‌اند، زیرا در آنجا تحت پیگرد یا قربانی شکنجه بوده‌اند. بخشی از این پناهجویان ایرانی هستند. در آلمان ۲۵ مرکز درمانی برای قربانیان شکنجه دایر شده است. در این مراکز به قربانیان می‌آموزند که چگونه می‌توانند زخم‌های جسمی و روحی ناشی از شکنجه را التیام بخشند و به یک زندگی عادی بازگردند.

زنان از قربانیان اصلی شکنجه در سراسر جهان هستند. آنان به شیوه‌های گوناگون قربانی شکنجه می‌شوند. خشونت‌های ویژه‌ی جنسیتی، از ضرب و شتم خانگی گرفته تا انواع اقدامات سرکوبگرانه‌ی دولتی علیه زنان اعمال می‌شود، بدون اینکه این‌گونه اقدامات بطور رسمی و قانونی مصداق شکنجه به شمار آید.

بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل در فوریه‌ی سال ۲۰۰۸ کارزاری به راه انداخت که مشخصا علیه خشونت و شکنجه‌‌های ویژه‌ی جنسیتی بود. امروزه مفهوم شکنجه، شامل خشونت‌های ویژه‌ی جنسیتی نیز می‌شود.

منبع : دویچه وله


عکس حسین جنتی...فرزندی که پدرش برای کشته شدنش نذر کرد!!!


به نام هویت انسانی

آیا می شود این شخصیت را پدر نامید !!!
نام این مثلا پدر احمد جنتی است. تمام این جنایات برای بدست آوردن شغل های کثیف در جمهوری ولایت وقیح است.

گوشه ای از شغل های این فرد گستاخ :

احمد جنتی هم اکنون عضو فقها و دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران است و برخی دیگر از مسئولیت‌های مذکور را نیز بر عهده دارد.


وی دو پسر به نام علی و محمدحسین دارد. محمدحسین جنتی پس از اعلام جنگ مسلحانهٔ مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی ایران، به حمایت از سازمان مجاهدین برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید و همراه با همسرش فاطمه سروری به زندگی مخفی روی آورد و بالاخره در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ (توسط سپاه پاسداران) در اصفهان کشته شد.

احمد جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است و روند انقلاب را قبول ندارد دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.

گزارش هفتگی از ایران از دیدگاه استراتژیک بی خشونت!!!

به نام هویت انسانی


شنبه، 5 تیر ۱۳۸۹

مروری به اخبار هفته...

1. درکردستان به دعوت مادرفرزاد کمانگر، معلمی که ماه گذشته به همراه چهارنفردیگراعدام شدند وگروه های مختلف فعال مدنی به مناسبت چهلم اعدام شدگان، دعوت به پنج دقیقه خاموشی درساعت ده شب پنج شنبه، بیست وهفت خرداد به عمل آمد که با استقبال مردم مواجه شد.

2. خانم مریم زندی، عکاس سرشناس ایرانی نشان درجه یک هنری را که قراربود ازطرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به او هدیه شود رد کرد. اودرنامه اش نوشت که درشرایطی که دوستانش درزندان هستند وخودش هم نمی تواند آزادانه عکاسی کند نمی تواند چنین جایزه ای را بپذیرد.

3. سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا دربیانیه پایانی اجلاس خود صنایع نفت وگاز ایران را تحریم کردند.

4. روسیه سرانجام رسما اعلام کرد که سیستم دفاع موشکی اس-300 را به جای ایران به ونزوئلا خواهد فروخت.

5. دولت جمهوری اسلامی ایران دربیانیه ای رسمی، صدورقطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را به خاطربرخورد دوگانه با ایران واسرائیل محکوم کرد. نکته جالب دراین بیانیه این است که جز ایالات متحده آمریکا واسرائیل، ایران به کشوردیگری حمله نکرده است.

6. خبرگزاری فرانسه، سنجش افکاری از 24 هزار نفر در 22 کشور جهان در ماه های آوریل و می به عمل آورده است. در این سنجش در پاسخ سوالی که آیا به کاربردن گزینه نظامی علیه ایران را تایید می کنید به طور متوسط بیش از پنجاه درصد مردم پاسخ مثبت داده اند. این درصد در کشورهای غربی تعجب چندانی ندارد مثلا: آلمان 51% فرانسه، 59% انگلیس، 48% آمریکا، 66% اسپانیا، 50% گزینه نظامی را علیه ایران تایید کرده اند. اما جالب در پاسخ مردم کشورهای اسلامی است:مصر 55%، اردن 53%، نیجریه 71%، لبنان 44% گزینه نظامی را تایید کرده اند و البته در پاسخ به میزان محبوبیت حکومت ایران، اکثریت مطلق مردم این 22 کشور حکومت ایران را دوست ندارند، نامحبوب بودن حکومت ایران مثلا در: آلمان 86%، در فرانسه 81%، و در ژاپن 75% است.


7. کارگران نانوایی های شهر سقز در استان کردستان برای وضع نابسامان حقوق خود دست به اعتصاب زدند. نکته جالب در این اعتصاب عذرخواهی این کارگران از مردم شهر برای ایجاد دردسر برای آن ها بود.

8. اعتصاب بیش از سیصد نفر از کارگران کارخانه گندله سازی سیرجان در ششمین روز خود به خشونت کشید و بین نیروهای امنیتی و کارگران درگیری و زدو خورد پیش آمد. از آمار زخمی ها خبری گزارش نشده است.

9. پس از استرالیا، کره جنوبی و ژاپن هم اعلام کردند که تحریم های یک جانبه ای را اضافه بر تحریم های قطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به اجرا خواهند گذاشت.

10. کشورهای ترکمنستان و قزاقستان اعلام کردند که به دنبال قطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل، فروش نفت خود از طریق ایران را متوقف کرده و از این پس از طریق خط لوله و از راه روسیه نفت خواهند فروخت. سوآپ نفت از این دو کشور در انحصار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و این تصمیم به منافع و درآمدهای سپاه ضربه خواهد زد.

11. سازمان بنادر و کشتیرانی ایران اعلام کرد که متوسط صادرات نفت ایران در سال گذشته 2 میلیون و 450 هزار بشکه در روز بوده است. در حالیکه در سال جاری این رقم به طور متوسط یک میلیون و 840 هزاربشکه در روز بوده است. به این ترتیب صادرات نفت ایران کاهشی 25 درصدی را تا ماه سوم سال ایرانی نشان می دهد.

12. ریچارد هولبروک، فرستاده ویژه آمریکا در منطقه پاکستان و افغانستان به دولت پاکستان اخطار کرد که پروژه خط لوله انتقال گاز ایران موسوم به پروژه خط لوله صلح را آغاز نکند تا تکلیف لوایح جدیدی که در دستور کار مجلس نمایندگان آمریکا قرار دارد روشن شود. دولت پاکستان هم اعلام کرد که از مصوبات شورای امنیت سازمان ملل تبعیت خواهد کرد. اما نخست وزیر پاکستان تاکید کرد که پاکستان ملزم به اجرای مصوبات کنگره آمریکا نیست.

13. یک مقام امارات متحده عربی که نامش را فاش نکرد، اعلام کرد که 40 شرکت وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این کشور تعطیل شده اند. طی سال های گذشته بسیاری از موسسات وابسته به سپاه و دولت ایران، برای پرهیز از تحریم های بین المللی با تاسیس شرکت هایی در امارات به تجارت مشغول هستند و امارات به صورت گلوگاه واردات کالا به ایران در آمده است. در سال 2008، ده میلیارد دلار کالا از امارات به ایران وارد شده است، اما این رقم در سال 2009 به 7 میلیارد دلار کاهش یافت و در سال جاری با سخت گیری های امارات انتظار می رود که این رقم به کمتر از نصف کاهش یابد.

14. مجلس شورای اسلامی با تصویب لایحه ای امکان تصرف دانشگاه آزاد اسلامی را از دولت سلب کرد. به دنبال این مصوبه، انتقاد و حمله به مجلس و آقای علی لاریجانی بالا گرفت. تظاهرات گروهی لباس شخصی هم با حضور 500 نفر در مقابل مجلس شورای اسلامی به نام دانشجویان دانشگاه آزاد با حمایت پلیس و پشتیبانی سپاه و دولت انجام شد و تظاهر کنندگان مجلس را به توپ بستن تهدید کردند. مجلس شورای اسلامی لایحه یک فوریتی دیگری را در دستور کار خویش قرار داده که اگر تصویب شود مصوبه قبلی بلاموضوع می شود و دولت می تواند این موسسه مهم آموزشی را که دارای قدرت و ثروت زیادی است، تصرف کند.

15. با تصویب کلیات لایحه تجمیع انتخابات توسط مجلس شورای اسلامی، انتخابات شوراهای شهر و روستا به مدت دو سال به تعویق می افتد و هم زمان با انتخابات آینده ریاست جمهوری برگزار می شود. قبلا بعضی فرماندهان سپاه اعلام کرده بودند که هر انتخابات یک بحران است و فعلا صلاح کشور نیست که انتخابات برگزار کند. این حرکات از ترس واکنش های جنبش سبز و بهره برداری جنبش از انتخابات صورت می گیرد.

16. در ماه خرداد مجموعا 225 نفر از فعالان سیاسی- مدنی در سطح کشور دستگیر شده و 40 نفر نیز اعدام گشته اند. اعدام شدگان اکثرا از محکومین دادگاه های مواد مخدر بودند.

17. در جامعه وعاظ تهران هم انشعاب رخ داد و جامعه وعاظ ولایی که طرفدار دولت و جناح کودتا هستند از آن جدا شدند. جامعه وعاظ تهران به ریاست آقای علی اکبر ناطق نوری، رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی، از محافل روحانی بانفوذ و نزدیک به اصول گرایان محسوب می شد. بروز این انشعاب سرایت شکاف های ایجاد شده در درون اصولگرایان به این بخش است.

نگاهی تحلیلی به مهم ترین وقایع هفته

روزیک شنبه، سی خرداد سالگرد شنبه خونین پس ازانتخابات 2009 بود. روزی که درآن نود نفرازجمله ندا آقا سلطان درخیابان کشته شدند. حکومت کشتن هشت نفررا درآن روزپذیرفت. کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران (کاما)، مردم را به الله اکبرگفتن برسربام ها، خاموش کردن چراغ ها هم زمان با آن و تظاهرات پراکنده درهشت میدان تهران ومیادین اصلی شهرستان ها دعوت کرده بود. هرسه این آکسیون ها چندان موفق نبود. اصلی ترین دلیل، ضعف اطلاع رسانی بود وسپس عوامل دیگر ازقبیل دستگیری فعالین و ترس مردم و عدم توضیحات کافی ازسوی رهبران جنبش برای لزوم این قبیل آکسیون ها. حکومت ریسک نکرد ودرتمام میادین اصلی شهرنیرومستقرکرده بود. همین طور به مغازه های نزدیک میادین گفته بود که ساعت پنج بعدازظهر که ساعت شروع تظاهرات بود باید تعطیل کنند. پلیس ها را به خیابان ها آورده بودند، اما لباس شخصی ها را درپاره ای ازمدارس و یا پایگاه ها مستقرکرده و به چشم نمی آمدند. گروه هایی ازمردم به خیابان ها آمدند، ولی دستورالعمل این بود که درصورت اشغال میادین توسط نیروهای سرکوب گردرگیر نشوند. مردم نیز چنین کردند. آکسیون های هفته قبل ازآن درسالگرد انتخابات بسیارموفقیت آمیز بود.

این تجربه به جنبش سبز نشان داد که هماهنگی بیشتری برای برگزاری آکسیون ها لازم است. همین طور ازروی واکنش ها می توان فهمید که آموزش مردم برای درک میزان تاثیرگذاری آکسیون های بی خشونت بسیارلازم است. سنجش افکاردرونی جنبش نشان می دهد که میل به خشونت درمبارزات، ازدوازده درصد درتابستان گذشته به سی درصد دراین تابستان افزایش یافته است. اگرسه شرط لازم برای موفقیت مبارزات بی خشونت را اتحاد، برنامه ریزی وحفظ دیسیپلین این مبارزات بدانیم، این سنجش زنگ خطری است برای جنبش که ممکن است یکی ازسه پایه این مبارزات، یعنی حفظ دیسیپلین بی خشونت درمعرض تهدید باشد. عبورموفقیت آمیزجنبش ازمرحله اعتراضات خیابانی به آکسیون های عدم همکاری درگروآموزش بیشتربرای عموم وآموزش های اختصاصی برای کادرها است.

دومین حادثه مهم هفته گذشته تحریم های اتحادیه اروپا علیه صنایع نفت وگازایران بود که با استقبال آمریکا مواجه شد وکنگره آمریکا هم لوایح جدیدی را دردستورکارخویش قرارداد. به موجب این لوایح، موسسات بانکی وپولی بین المللی هم درصورت همکاری با ایران وبه خصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مشمول تحریم آمریکا خواهند شد. اما درسوی ایران، پنج فازدیگر پروژه استخراج گاز از حوزه پارس جنوبی به ارزش بیش از ده میلیارد دلاربه قرارگاه خاتم الانبیاء وابسته به سپاه درراس کنسرسیومی متشکل ازچند شرکت دولتی واگزارشد. این قرارگاه در لیست ضمیمه قطع نامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل قراردارد ومشمول تحریم بین المللی است. به نظر می رسد که برای سپاه، تصرف پروژه های نفتی ودریافت پول پیش پرداخت بیشترازاجرای آنها اهمیت دارد. چون با توجه به تحریم های بین المللی و روند کنونی حوادث، بسیار دورازذهن به نظرمی رسد که سپاه بتواند این پروژه ها را به انتها برساند.

سومین اتفاق مهم هفته گذشته بالا گرفتن دعوا برسرتصرف دانشگاه آزاد اسلامی بود. دولت احمدی نژاد ازمدتی قبل با تصویب اساسنامه جدید دانشگاه آزاد درشورای عالی انقلاب فرهنگی درصدد بود که مدیریت دانشگاه را تغییردهد. دکترجاسبی، رئیس واعضای فعلی هیئت امناء ازجناح آقای هاشمی رفسنجانی محسوب می شوند. دانشگاه آزاد با بیش ازیک میلیون دانشجو درسراسر کشور وبیش ازبیست وپنج میلیارد دلاراموال یکی ازمراکزمهم قدرت محسوب می شود. مجلس شورای اسلامی با تصویب قانونی، تغییراساسنامه را منوط به پیشنهاد هیئت موسس وسپس تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی کرد، و به این ترتیب مصوبه قبلی شورا را کان لم یکن کرد. اما هجوم طرفداران دولت به مجلس وشخص آقای لاریجانی درسایت ها، روزنامه ها، رادیو وتلویزیون، وسپس هم تجمع درمقابل مجلس و تهدید مجلس به تعطیلی نشان داد که گرفتن دانشگاه آزاد خواست نظامیان حامی از دولت احمدی نژاد است که ازحمایت مجتبی خامنه ای، پسررهبری هم برخوردارهستند. مجلس درمقابل این فشارها عقب نشینی کرد ولایحه یک فوریتی را دردستورقرار داده که درصورت تصویب، دانشگاه آزاد از شمول مصوبه قبلی مجلس بیرون قرارمی گیرد ودرواقع به تصرف دولت ونظامیان پشتیبان آن وبیت رهبری درمی آید.

این کشمکش به خوبی نشان داد که عمق شکاف های به وجود آمده درحکومت بسیارزیاد است واین بار مجلس راهم مطیع کامل جناح احمدی نژاد می خواهد. این حوادث همچنین نشان می دهد که وقتی قراربربه میدان آوردن عوامل نظامی درمسائل سیاسی - فرهنگی باشد، دیگرماجرا فقط به سرکوب مردم ومقابله با جنش سبز ختم نمی شود، بلکه دامن ارکان خود حکومت را هم می گیرد.

۱۳۸۹/۰۴/۰۴

فرزاد را به خاطر مي‌آوريد؟ اکنون زني در تبريز در آستانه سنگسار است!!!


به نام هویت انسانی

سکینه محمدی در آستانه سنگسار!!!

آن صبحي را که از خواب بيدار شديم و در بهت و حسرت خبر اعدام فرزاد کمانگر و چند زنداني ديگر را شنيديم را به ياد مي‌آوريد؟ خيلي‌ها تا روز قبلش فکرش را هم نمي‌کردند که فرزاد را اعدام کنند! اطلاع‌رساني شده بود و قول آزادي غير رسمي هم داده بودند. با اين وجود، پس از اندکي آرام گرفتن اعتراضات به اعدام و ادغام شدن اخبار پيگيري وضعيت آنها در اخبار ديگر، اين اتفاق افتاد و جمهوري اسلامي چنان داغي بر دل همه مردم ايران نهاد. حال يک زن نگون‌بخت، محکوم به سنگسار شده است. باران سنگ بر سرش بارد تا بميرد.

چرا ساکتيم؟ چرا اعتراض نمي‌کنيم؟ الان بايد يکپارچه فرياد باشيم. يکپارچه اعتراض کنيم. الان بايد به اعدام بگوييم نه. هرجا و هرطور که مي‌توانيم صدايش را دربياوريم. نبايد به چند فحش زير لب اکتفا کنيم. بنويسيم و بگوييم و فرياد بزنيم. فرياد بزنيم که آن زن نگون‌بخت را سنگسار نکنيد! خوب است که سعدي از تبار ما ايرانيان است.

تو کز محنت ديگران بي غمي نشايد که نامت نهند آدمي!


۱۳۸۹/۰۴/۰۲

آیا خرداد ، خرداد بود ؟




به نام هویت انسانی

در این یک سال گذشته مردم ایران شاهد اتفاقات بسیار بوده اند!!!
یک دسته از خانواده ها، فرزندهای عزیزانشان را فدای جنبش دموکراسی خواهی ملت کردند !!!
یک دسته زندانی های دراز مدت گرفته اند !!!
یک دسته به آنها ظلم شد و مورد آزار و شکنجه و تجاوز قرار گرفتند !!!
یک دسته هم از دست جانیان و ولایت مداران جهل و نادانی ، ناچار به خارج از کشور ، سفر کرده اند و آوارگی را برگزیده اند !!!

به نظر من حال باید به موضوع کاملا منطقی نگاه کرد. ما یک مسیر پر فراز و نشیب را طی کرده ایم و در آن متحمل هزینه های سنگینی شده ایم !!! به نظر شما حالا در این نقطه باید سکوت کرد ؟؟!!
سکوت در این ایستگاه یعنی خیانت به خون های ریخته شده !!!
سکوت یعنی تائید نظام فاسد کنونی !!!
سکوت یعنی مشارکت در جنایت جمهوری ولایت وقیح !!!
نباید رو به عقب بروند !!! نباید با حرکت اشتباه ، مردم را سست و گمراه کنند !!!
آیا این بود عهدی که با هم بستیم !!!
سکوت در این مرحله جایگاهی ندارد . آیا کسانی که شهید شدند و یا مورد وحشیانه ترین شکنجه ها و تجاوزها قرار گرفتند ، برای این سکوت بی معنی ، هزینه شده اند ؟؟؟!!!
آیا کسانی که در این راه ترور و یا خودکشی شده اند ، برای این سکوت تلاش می کردند و هزینه شدند ؟؟؟!!!
آیا کسانی که خانه بدوش شدند و به کشورهای اروپایی و یا همسایه پناه برده اند ، برای این سکوت هزینه شده اند ؟؟؟!!!
هر چه مردم ایران سکوت کنند ، نظام حاکم ، بر مردم فشار را افزایش می دهد !!!
هر چه ما به عقب برویم ، او به جلو می آید ! این طبیعت عقب نشینی است !!!
هر چه ما مسکوت بمانیم ، نظام اسلامی حاکم بر ایران احساس درندگی بیشتری می کند !!!
وای بر ما که با حرکت اشتباه ،باعث می شویم که نظام ، فشار را بر برادران و خواهران مان در زندان های مخوف خود بیشتر کند.
وقتی از بیرون به موضوع نگاه می کنیم ، مشاهده می کنیم که دامنه ی اعتراضات خشکیده است و دیگر آن طراوت سال قبل را ندارد !! خرداد ماه امسال مثل سال گذشته نبود !!! امیدوارم که از سر گرفتن اعتراضات ، به خانواده های جان باختگان و زندانیان سیاسی ، دل گرمی بدهیم و به آنها نشان دهیم که از هزینه هایی که آنها در این راه متحمل شده اند ، تا آخرین قطره خون دفاع می کنیم و برای ما ارزنده هستند.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست .

«نقشه راه آمریکا و متحدانش برای محاصره اقتصادی ایران»


به نام هویت انسانی

در ایران نگرانی‌ها از تشدید اثرات تحریم‌های اقتصادی فزونی می‌گیرد. برخی منابع ایرانی از «نقشه راه آمریکا و متحدانش برای محاصره اقتصادی ایران» سخن می‌گویند که تحریم نفتی ایران در مرکز آن قرار دارد.

وبسایت خبری «عصر ایران»، که به محافل میانه‌روی اصولگرایان نزدیک است، در گزارشی نوشته است، آمریکا و متحدانش، از استرالیا و شرق آسیا تا قلب اروپا و همسایه‌اش کانادا، هم اکنون سیاست آشکار «تنگ‌تر کردن حلقه تحریم‌ها به منظور فشار حداکثری به ایران» را دنبال می‌کنند.

به باور نویسندگان این وبسایت، آمریکا و متحدانش امیدوارند «محدودیت‌های اقتصادی، هزینه بازی را برای ایران به حدی بالا ببرد که تهران در نهایت بدین نتیجه برسد که بین "هزینه و فایده"های برنامه هسته‌ای‌اش توازن معقولی وجود ندارد و بر این مبنا، از آن دست بکشد و از موضع ضعف، در مقام مذاکره قرار گیرد.»

غربی‌ها برای بازداشتن ایران از ادامه‌ی پیگیری برنامه‌ی هسته‌ای‌اش دو راه بیشتر ندارند: راه نخست حمله‌ی نظامی به ایران است و راه دوم، فشارهای اقتصادی.

به نظر «عصر ایران»، گزینه جنگ در شرایط کنونی نمی‌تواند عملیاتی شود، زیرا به حدی پرهزینه است که هیچ کدام از طرف‌های ماجرا، به جز در مقام تهدید، چندان بدان نمی‌اندیشند. متحدان منطقه‌ای غرب مانند سعودی‌ها نیز بر این نکته واقف‌اند که «آتش، در خانه همسایه محدود نخواهد ماند و نه دودش که شعله‌هایش به آنها نیز آسیب های جدی وارد خواهد کرد.»

بنابراین تنها گزینه مطلوب غرب «فشارهای بی‌امان اقتصادی» علیه ایران است که به نظر «عصر ایران»، هم‌اکنون «سیاست رسمی و اعلامی و اعمالی» آنهاست.

تحریم نفتی، حلقه اصلی فشار

در اعمال فشارهای اقتصادی علیه ایران، تحریم‌های نفتی و فشار بر صنعت نفت و گاز که مهم‌ترین منبع درآمد ایران است، در جایگاه نخست قرار دارد.

به نوشته‌ی «عصر ایران»، هم‌اکنون، هشت کشور چین، ژاپن، هند، کره جنوبی، اسپانیا، پرتغال، یونان و ترکیه، خریداران عمده نفت ایران هستند. این کشورها روزانه یک میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه نفت از ایران می‌خرند. با این حال، اگر میزان خرید نفتی این کشورها از ایران را به صورت نمودار رسم کنیم، منحنی آن رو به افول ترسیم خواهد شد.

ایران تا همین اواخر سومین تامین‌کننده‌ی نفت چین بود، ولی اکنون به جایگاه هشتم تنزل یافته است. آخرین اخبار نیز حاکی از آن است که واردات نفت چین از ایران در یک ماه گذشته ۷۴ درصد کاهش یافته است.

بنابر گزارش «عصر ایران»، کشورهای اروپایی مشتری نفت ایران آرام آرام در حال تغییر طرف‌های نفتی خود هستند و دور از انتظار نیست که وابستگی نفتی خود را در مدت زمان کوتاهی به طور کامل از ایران قطع کنند و از دیگران بخرند. ژاپن و کره جنوبی هم در همداستانی با اروپا، تردیدی به خود راه نخواهند داد. چین نیز که با آن همه ادعای شراکت تجاری و اقتصادی، عملا خرید خود را کاهش داده است. هندی‌ها نیز از ترس تحریم‌ها، نه تنها واردات نفت از ایران را کاسته‌اند، بلکه از صادرات بنزین به ایران نیز دست کشیده‌اند.

در این میان، نکته تامل برانگیزی که وبسایت عصر ایران به آن اشاره کرده، کاهش تدریجی ظرفیت تولید نفت ایران است. فقدان سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در صنعت نفت ایران که خود نتیجه بلافصل مناقشه اتمی ایران و تحریم‌های بین‌المللی است، موجب تحلیل توان تولید نفت ایران شده است.

عصر ایران می‌نویسد: «معنی تلخ این گزاره آن است که با ادامه روند کنونی، ایران، آرام آرام بزرگترین منبع درآمدی‌اش یعنی صادرات نفت را از دست می‌دهد و این برگ برنده اقتصادی و سیاسی را بی‌سروصدا واگذار می‌کند. کما اینکه طی ۴ سال اخیر، تولید نفت خام ایران از ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه به ۳ میلیون و ۷۰۰ الی ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است.»

«نقشه راه غرب»

وبسایت عصر ایران در نتیجه‌گیری از داده‌هایی که در گزارش خود آورده است، می‌نویسد: «همه اینها را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه می‌رسیم: غرب و متحدانش در آسیا و خاورمیانه، برای تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، بی‌گدار به آب نزده‌اند. آنها برای محاصره کامل اقتصادی ایران، نفشه راهی تنظیم کرده‌اند و در مرحله کنونی در صدد قطع وابستگی‌های کشورهای مختلف به اقتصاد ایران از جمله نفت ایران هستند. اگر این مرحله با توفیق همراه باشد، راحت‌تر می‌شود کشورهایی مانند چین را در تحریم‌های همه‌جانبه همراه و همگام ساخت چه آنکه اگر این کشورها مطمئن شوند ایزوله کردن ایران تاثیر منفی بر آنها نمی‌گذارد، برای حضور در محاصره اقتصادی ایران تردیدهای کمتری خواهند داشت.»

منبع :

دویچه وله


تبعیض و چند دستگی محکوم است!!!


به نام هویت انسانی

طی صحبت هایی که با یکی از دوستان عزیزم داشتم ، متاسفانه متوجه شدم در اعتراضات در برخی از کشورهای اروپایی همچنان ، عده ای با رفتار و کردار نسنجیده باعث بوجود آمدن اصطکاک می شوند!!!
من و شما با هر دیدی که داشته باشیم ، از مذهبی ،کمونیست ،سکولار،مارکسیست ،رفورمیست ،سلطنت طلب و ... همگی روی یک موضوع وجه اشتراک داریم و آن هم تلاش برای براندازی نظام حاکم بر ایران و آزادی ایران از دست اشغال گران است. پس باید روی نقاط مثبت خود کار کنیم و آنها را قوی تر کنیم و باعث شویم که سرعت کار بیشتر شود ، نه اینکه از همدیگر جدا شویم و جنگ عقاید به پا کنیم !!!
این جای تعجب دارد که هموطن با هموطنی دیگر بر سر مسائلی که می شود با بحث رو به بهبودی برود ، وارد تنش شود. این کار باعث خوشحالی دشمنان مردم ایران و مخصوصا جناب خامنه ای و نظام جنایت بیشه اش می شود. آنها هم در این 31 سال دقیقا در ایران همین کار را کرده اند . بین تهران و دیگر شهرها تبعیض قائل شده اند و شهرها را طبقه بندی کرده اند ، تا حدی که اصلا تهران با دیگر شهرها قابل مقایسه نیست. بین ترک ها ، بلوچ ها ، کردها ، فارس ها و .... بزر کینه توزی را پاشیده اند و اینان را از مبدا دور کرده اند و به جان هم انداخته اند!!! و سعی بر این داشته اند که مردم را سرگرم کنند.!!!
حال آیا ما با رفتارمان ، می خواهیم آنها به مقصودشان برسند ؟؟!! از شما دوستان عزیزم می خواهم به دور از در نظر گرفتن ، دید سیاسی و اعتقادات شخصی به این موضوع فکر کن و نظرات خود را به این پست پیوست کنید.
امیدوارم این رفتارها دیگر از لندن و پاریس و ... گزارش نشود. به امید پیروزی ایران و ایرانی و روزی که این حرکات دموکراسی خواهی پیروز شود و همه ی ما و شما دوستان من برگردیم و در میهن خود آزادانه فکر کنیم و بنویسیم و برای ایرانی آباد، فعالیت و خدمت کنیم.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست.

آیا unhcr به وظیفه ی خود به خوبی عمل می کند؟؟!!


به نام هویت انسانی

سازمانی که خود را مدافع پناهجویان و پناهندگان می خواند ، به وظیفه ی خود عمل نمی کند و با وقفه انداختن و دست به سر کردن ، پناهندگان در کار آنها اختلال ایجاد می کند.
من با اشخاصی در ترکیه برخورد کردم که شرایط دردناکی را سپری می کنند و از برخورد ناشایست یو ان با پرونده های خود نگران بودند و شرایط را برای من توضیح دادند. افرادی هستند که بیش از یک سال است در ترکیه هستند ، ولی همچنان پرونده های آنها مسکوت است ؟؟!! افرادی هستند که حتی وقت اینترویو برای چندیدن و چند ماه دیگری دریافت کرده اند و یا اصلی هنوز موفق به دریافت وقت اینترویو نشده اند.
بنده به عنوان کسی که این مشکلات را لمس کرده ام ، از مجامع بین المللی می خواهم به درد مشترک پناهندگان ایرانی و اتباع خارجی دیگر رسیدگی کنند و هر چه سریع تر این عزیزان را در خروج از ترکیه ،یاری کنند و به کشورهای دیگر معرفی کنند و دست از تبلیغ بردارند , دائم در حال تبلیغ نباشند...

۱۳۸۹/۰۴/۰۱

پروژه ی لاریجانی درمانی به شیوه ی اوباشان ولایت مدار!!!


به نام هویت انسانی
آقای لاریجانی جواب گستاخی و حمله به کوی سبحان را از خودی ها ، دریافت کرد و بالاخره مورد سانسور درمانی قرار گرفت.

بدونه شرح !!!!



به نام هویت انسانی

بدونه شرح .....

اشتباه فاحش در اسکناس 10هزار تومانی رژیم ولایت وقیح!!!


به نام هویت انسانی

اسکناس 10هزار تومانی امروز در حالی در تهران رونمایی شد که اشتباهی فاحش در شعر معروف سعدی بر پشت آن خود نمایی می‌کرد. طرح پشت این اسکناس تصویر آرامگاه سعدی است و در کنار آن بیت معروف "بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند" به صورت اشتباه "بنی‌آدم اعضای یکدیگرند" نوشته شده است. این اشتباه تاکنون بارها در گفتار و نوشتار مسئولین و در مطبوعات و رسانه‌ها مشاهده شده است و اکنون این اشتباه رایج، بر روی اسکناس جدیدالطبع نمایان شده است.

منبع : سایت پارسینه


حرکت بزرگ‌ترین ناوگان جنگی آمریکا به سمت ایران!!!

به نام هویت انسانی


ناو هواپیمابر «هری ترومن» به همراه ۱۲ کشتی همراه متعلق به نیروی دریایی آمریکا و اسرائیل از کانال سوئز عبور کرد و وارد دریای احمر شد.

گارد ساحلی مصر اعلام کرده که این اسکادران از کشتی‌های نظامی نیروی دریایی آمریکا برای اولین بار طی چند سال اخیر با چنین تعدادی از کانال سوئز عبور کرده و مقصد آن سواحل ایران است.

ناو هواپیمابر «هری ترومن» حدود ۹۰ بالگرد و جنگنده و همچنین ۶۰۰۰ نیرو حمل می‌کند.

این ناو هواپیمابر دومین ناو آمریکایی خواهد بود که در سواحل ایران مستقر می‌شود.

آمریکا پیش از این ناو هواپیمابر «آیزنهاور» حامل ۶۸ جنگنده و چهار بالگرد را در منطقه مستقر کرده بود که ظرفیت کامل آن ۹۰ جنگنده و ۶۰۰۰ خدمه است.

یک زیردریایی اسرائیلی مجهز به موشک‌های هسته‌ای نیز صبح روز جمعه کانال سوئز را به مقصد خلیج فارس ترک کرده است.

براساس اعلام رسانه‌های غربی، واشنگتن طی سال جاری قصد دارد ۵۶ ناو هواپیما بر خود را در سواحل ایران مستقر کند و نیروهای نظامی بریتانیا و فرانسه به تدریج به آنها افزوده خواهند شد.

منبع: ریا نووستی و عصر ایران


جشن تولد 18 سالگی جوانترین زندانی سبز در زندان اصفهان!!!


به نام هویت انسانی

یکی از جوانترین زندانیان سبز در زندان اصفهان 18 ساله شد.
به گزارش ندای سبز آزادی و بر اساس شنیده ها از مجموعه فعالان حقوق بشر اصفهان، "سینا طحانی" دانش آموز زندانی است که قبل از بیست و دوم خرداد امسال در شهرستان شهرضا در حوالی شهر اصفهان بازداشت شده است.
بر اساس آن چه گفته شده وی به جرم توزیع بیانیه های مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این شهرستان کوچک بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است و پس از گذشت حدود ده روز همچنان در زندان به سر می برد و جشن تولد هجده سالگی خود را در زندان گذراند.

از سوی دیگر از اصفهان خبر می رسد محمدرضا معافی راد فعال اجتماعی، مدنی نیز بازداشت شده است. از محل نگهداری، اتهام و سایر موارد مرتبط با وی اطلاعات دقیقی در دست نیست.


یادی از معماران روزنامه نگاری نوین در ایران:

به نام هویت انسانی
روزنامه نگاری یک شغل بسیار مهم و دشوار و دوست داشتنی است . روزنامه نگار با خود عهد می بندد ، که خبرها را مستند در اختیار مخاطب قرار دهد ، بدون هیچ گونه دخل و تصرف.
در این راه یکی از کسانی که برای این حرفه زحمت های بسیار کشیده شادروان آقای فرخ کیوانی بود.
اتحادیه روزنامه نگاران ایران ازاین بابت سخت اندوهگین است ، که آقای فرخ کیوانی دیگر در بین ما نیست. مهم ترین چیزی که در ذهن دوستان و آشنایان ایشان باقی مانده ، خاطرات خوشی است ، که با او گذرانده اند.
برشی از خاطرات او را با هم ورق می زنیم.

جناب آقای فرخ کيواني

از معماران روزنامه‌نگاري نوين در ايران

فرخ کيواني در سحرگاه 9 دي 1388 در 88 سالگي در تهران درگذشت.

فرخ کيواني در 82 سالگي (عکس از عبدالله شهبازي)

اوّلين ديدارم با کيواني در 11 مهر 1380 بود در کتابفروشي دوستم مجتبي کاظم‌زاده در خيابان فرشته تهران. اين ديدار براي هر دو طرف چنان جذاب بود که چهار ساعت به درازا کشيد. اين سرآغاز دوستي بود که تا مرگ کيواني دوام آورد و گام به گام ژرف‌تر شد. در اين 9 سال ساعت‌هاي طولاني از مصاحبتش لذت بردم و دانسته‌هاي فراوان و بکر و گاه حيرت‌انگيزش از تاريخ و فرهنگ ايران و غرب را به ذهن سپردم، ضبط يا يادداشت کردم. کيواني محجوب و متواضع بود و شخصيتي انزواجو داشت. به‌تدريج با من صميمي شد و سوگ تنها پسر و مونس‌اش، سعيد، که دانش‌آموخته سويس و معماري برجسته بود، اين دوستي را عمق بيش‌تر بخشيد. کيواني با کسي، جز خويشان نزديک و معدود دوستان قديمش، معاشر نبود. در واپسين سال‌هاي زندگي‌اش، من نزديک‌ترين مونس و غمخوار و مصاحب او بودم. خاطرات خود از کيواني و آموخته‌هاي خود از اين دوستي 9 ساله را به‌تدريج منتشر خواهم کرد. کيواني از من خواسته بود در زمان حياتش چيزي از خاطراتش ننويسم و به عهدم وفادار ماندم. از اين پس نيز جز به نيکي از او ياد نخواهم کرد زيرا او را در دوران آشنايي‌ام، در دهه پاياني عمرش، خوب شناختم و انساني شريف و برجسته يافتم.

12 ساله بود که پدر جوانش را از دست داد. پدر از افسران تحصيل‌کرده دوران رضا شاه و از دوستان صميمي حاجعلي رزم‌آرا (سپهبد و نخست‌وزير بعدي) بود. از 14 سالگي تحصيل را در بمبئي ادامه داد. عمويش، علي‌اصغر کيواني، جنرال کنسول ايران در بمبئي بود. در اين دوران به همراه صادق هدايت تحصيل در نزد بهرام گور انکلساريا را آغاز کرد. مي‌گفت:

«در بمبئي نزد عمويم کار ميکردم. بسياري از کارهاي کنسولگري ايران را در 14-15 سالگي انجام ميدادم. شين پرتو هم کارمند کنسولگري بود. در اين زمان بهعلت مطالعه روزنامه ايران باستان سيفآزاد و روزنامه ايران زينالعابدين رهنما بهشدت به روزنامهنگاري علاقمند شدم و مي‎ خواستم به انگليس بروم. عمويم گفت: فعلاً در بمبئي بمان و زبانت را در اينجا تکميل کن. در سال 1315 نامهاي از محمود هدايت، برادر بزرگ صادق هدايت، به عمويم رسيد که «برادري دارم و براي رفتن به هندوستان هيجان ‎زده است، مي‌خواهم به بمبئي بيايد و تحت سرپرستي شما باشد.» عمو نامه را برايم خواند. پرسيدم: «براي هندوستان هيجان ‎زده است يعني چه؟» گفت: «يعني يا شرّ است يا ديوانه و ميخواهند از دستش خلاص شوند و او را به هندوستان بفرستند.» عمويم جواب نامه محمود هدايت را داد. بعدها صادق به من گفت که عمويت نوشته بود: «بيايد. من هم در اينجا برادرزاده ‎اي دارم که ديوانه ‎تر از برادر توست و ميتواند به او کمک کند.» من و شين پرتو پس از جستجوي فراوان در يک پانسيون اتاق مناسبي براي هدايت گرفتيم که خوش ‎منظره و نورگير بود. هدايت آمد و با هم اتاق را ديديم. اعتراض کرد که اين چه اتاقي است. در همان پانسيون گشت و اتاقي تاريک پيدا کرد که پرده ‎هاي آبي تيره داشت. حيرت کردم. در اين زمان من نزد بهرام گور انکلساريا زبان سانسکريت مي‌خواندم. روزهاي اوّل که من شهر را به هدايت نشان ميدادم گفت: «به بمبئي آمدهام که زبان پهلوي بخوانم نزد انکلساريا.» او را با خود نزد بهرام گور بردم و هر دو زبان را شروع کرديم. مدتي که هدايت و من نزد بهرام گور سانسکريت و پهلوي مي‎ خوانديم حدود يک سال و نيم بود. ولي نه من سانسکريت ياد گرفتم نه هدايت پهلوي. يعني يک چيزهايي ياد گرفتيم و يادمان رفت...»

فرخ کيواني (نفر اوّل، کنار پنجره) و صادق هدايت (نفر اوّل، کنار ستون) در بمبئي

کيواني روزنامه‌نگاري جديد را در بمبئي فراگرفت و در «تايمز آو اينديا» به کار پرداخت. در سال 1320 به ايران بازگشت و در روزنامه اطلاعات شاغل شد. به‌تدريج، عباس مسعودي، مالک مؤسسه اطلاعات، امور روزنامه را به کيواني جوان سپرد و او در 1324، در بيست و چهار سالگي، سردبيري روزنامه اطلاعات را به دست گرفت. به کار گرفتن تيترهاي متعدد و اجتناب از اختصاص کل صفحه اوّل روزنامه به يک مقاله يا به مقالات طولاني و استفاده از عکس‌هاي بزرگ در صفحه نخست، از ابداعاتي بود که کيواني در روزنامه‌نگاري ايران رواج داد. کوتاه‌نويسي و پرهيز از جملات طولاني و کشدار رويه کيواني بود. سال‌ها بعد، مصباح‌زاده، به دستور اميرعباس هويدا، نخست‌وزير، دکتر مهدي سمسار، روزنامه‌نگاري آزموده، را از سردبيري کيهان برداشت و امير طاهري جوان و بي‌تجربه را به جايش گذاشت که اوقاتش بيش‌تر در ميهماني‌هاي شبانه با هويدا مي‌گذشت. مصباح‌زاده دست به دامان کيواني شد. کيواني پذيرفت مشروط بر اين‌که اين همکاري پنهان بماند. مصباح‌زاده هر روز روزنامه را براي کيواني مي‌برد و پس از اصلاح و نظارت او منتشر مي‌کرد. کارنامه مطبوعاتي کيواني مفصل است. بيهوده نيست که او را «از معماران روزنامه‌نگاري نوين در ايران» خواندم.

کيواني با آيت‌الله شهيد مرتضي مطهري جوان دوست بود و نيز با آقا رضا صدر و امام موسي صدر و علامه اميني (صاحب الغدير). مي‌گفت:

«با مرحوم مطهري بحث‎ هاي زيادي داشتيم. صميمي و نزديک بوديم. در حدي که براي ازدواج با من مشورت کرد. گفت که مادرم دختري را ديده و براي ازدواج با او به فريمان مي ‎روم و هفته ديگر نيستم. گفت: اين دختر را نديده ‎ام. گفتم: چرا؟ گفت: ما مثل شما فکلي‎ ها نيستيم که به هر دختري نگاه کنيم و هر که را پسنديديم بگيريم.»

و:

«يک بار براي مطهري داستان جان استوارت ميل و همسرش هريت را گفتم. گفتم: جان استوارت ميل 150 سال پيش با زنش شش ماه نشستند و درباره آزادي بحث کردند و حاصل کار "رساله درباره آزادي" شد که انتشار آن با مرگ همسر ميل مقارن بود. در ايران چه کسي را سراغ داريد که با همسرش در 150 سال پيش يا الان اين کار را کرده باشند؟ وقتي داستان هريت و جان استوارت ميل را تعريف ميکردم گريه ‎ام گرفت. مطهري نيز گريه کرد. گفتم: حالا لازم نيست شما براي زني که 150 سال پيش مرده گريه کني. گفت: نه، من براي روزگار خودمان گريه مي ‎کنم. و پاچه شلوارش را بالا زد. ديدم زانوي او کبره بسته. گفتم: براي چه اين‌طور شده؟ گفت: از بس روي حصير در حجره زانو زده و درس خوانده ‎ام. فکر نکنيد فقط زن جان استوارت ميل فداکاري ميکرد و از اين صحنهها در ايران پيدا نمي‌شود. مطهري افزود: من يک هم حجرهاي دارم بهنام منتظري؛ او بيش از اين پايش پينه بسته از بس شب تا صبح مينشيند و کتاب ميخواند. از نظر حافظه در ايران بي ‎نظير است و هر چه بگوييد در ذهنش مي ‎ماند. اين اولين بار بود که نام منتظري را شنيدم.»

کيواني از علامه طباطبايي نيز مي‌گفت:

«چهار پنج بار بههمراه مطهري و رضا و موسي صدر و اميني به خانه جديد علامه طباطبايي رفتم. خانه محقري بود و اتاقي که پنجره ‎هاي آهني داشت. چهار استکان چاي آورد. براي خودش و مطهري نياورد. بعداً فهميدم که بيش از چهار استکان ندارد. بسيار موقر و باسواد بود.»

و:

«زماني مطهري از محل مسجدي که در آن مستقر بود در جاده قديم شميران تلفني تماس گرفت و گفت که آقاي مهدوي در مجله زن روز مطالبي نوشته درباره حقوق زن در اسلام و من جواب داده ‎ام ولي چاپ نميکنند. خواهش کرد که کمک کنم. تلفني با سردبير زن روز تماس گرفتم و از مطهري تعريف فراوان کردم که آخوند معمولي نيست، يک مقاله را به خاطر من چاپ کنيد و خواهيد ديد که بقيه مقالات او را خوانندگان خواهند خواست. با سفارش من چاپ کردند. همينطور هم شد و مقالات مطهري خوانندگان بسيار يافت. اين مقالات در قم انعکاس فراوان داشت که اولاً چرا مطهري در مجله زن روز نوشته ثانياً چه کسي سفارش او را کرده؛ چون در آن زمان اگر کسي نمي ‎گفت اينگونه مقالات را چاپ نمي‎ کردند.»

گفتني‌ها بسيار است.


با فرخ کيواني در خانه اش، تهران، 19 بهمن 1384

فرخ کيواني از معدود کساني است که بر تاريخ ايران در سال‌هاي 1320- 1357 تأثيراتي بزرگ بر جاي نهاد بي‌آن‌که شهرتي يابد. ژرفاي دانسته‌هاي او حيرت‌انگيز بود. خاطرات مکتوبي بر جاي نگذارد و رواياتي که از زندگي‌اش برايم گفت تنها يادماني است که از وي بر جاي مانده. براي من دوستي عزيز بود که خاطره‌اش را هيچگاه فراموش نخواهم کرد.

منبع :www.shahbazi.org


۱۳۸۹/۰۳/۳۱

دستان خونین ولی فقیه(وقیح/وقیه!!!)




به نام هویت انسانی

چرا مرا نمی زنی فریاد؟

بلوچستان تنها مرده است


در نکبت نظام


بستند مرا به رگبار


وگفتند به تو:


-قاچاقچی است


دردا


که تو


فریادم نشدی


آنقدر بالایم بردند


بردار


که نخل از اندوه زیر پایم ماند


خفگی‏ام را


تو سکوت کردی


مگر من


تمامیت ارضی تو نیستم؟


مگر


هموطنی، فرضی و قرضی می‏شود؟


بر جنازه‏ی اعدامی من


مهر تروریست را مخر


دردمان مشترک است


چرا نمی‏زنی مرا فریاد؟!


*************

دستان خونین ولی فقیه (وقیح/وقیه!!!)


اعدام عبدالمالک ریگی را مثل تمام قتل های دولتی محکوم می کنم. با اینکه
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد؛ برای جلوگیری از سوء استفاده های
فرصتی، مخالفت خود را با خشونت و عملیات تروریستی هم متذکر می‏شوم. این
بدان معنا نیست که انسان ها در مقابل حمله گرگ‏ها حق دفاع ندارند.


در اندوه، کوکم می کند اینهمه مرگ


هیچ دردی را نمی شود تا آخر گریست


همچنان مرگ می زاید این درد و درد می زاید این مرگ


ایمیل دریافتی از:عبدالقادر بلوچ

بدهی‌های معوق بانکها: ۴۳ هزار میلیارد تومان در چهارسال!!!


به نام هویت انسانی

به تازگی محمودرضا خاوری مدیرعامل بانک ملی و از آن مهمتر رئیس شورای عالی هماهنگی مدیران عامل بانک‌های دولتی در اظهارنظری مطالبات معوق شکل‌گرفته را مربوط به ۸۰ سال فعالیت بانکی در ایران اعلام کرده است. تا پیش از این هیچ مقامی به زمان شکل‌گیری مطالبات معوق اشاره نکرده بود.

به گزارش ایلنا، البته به نظر می‌رسد خاوری بهترین گزینه برای اعلام زمان شکل‌گیری مطالبات معوق شبکه بانکی باشد، زیرا وی در حال حاضر مدیرعامل بزرگترین بانک کشور است که سابقه ۸۰ سال فعالیت را در نظام بانکی دارد و از همه مهمتر این بانک در بدو تاسیس وظایف بانک مرکزی چون ضرب سکه، کنترل نقدینگی و غیره را انجام می‌داد.

در هر حال مطالبات معوق شبکه بانکی به ۴۸ هزار میلیارد تومان رسیده و به گفته خاوری این مطالبات در طول ۸۰ سال فعالیت بانکی شکل گرفته است. از همین‌رو می‌توان گفت که براساس آمار بانک مرکزی و به استناد گفته‌های خاوری، حجم مطالبات معوق شبکه بانکی از آغاز تا شهریورماه ۱۳۸۴ حدود ۵ هزار میلیارد تومان بوده است اما پس از چهار سال، در شهریور ۱۳۸۸ حجم مطالبات معوق از ۵ هزار میلیارد تومان به ۴۸ هزار میلیارد تومان افزایش یافت. محاسبه این دو رقم نشان می‌دهد مطالبات معوق طی ۴ سال گذشته۸۶۰ درصد رشد کرده است.

گفته‌های خاوری مدیرعامل بانک ملی که به نوعی می‌توان آنها را در جهت کاهش حساسیت‌ها در خصوص افزایش ناگهانی مطالبات معوق تعبیر کرد، گویای زوایای دیگری است مانند این نکته که اگر بپذیریم مطالبات معوق حاصل ۸۰ سال فعالیت بانکی است، از ۴۸ هزار میلیارد تومان مطالبات معوق، ۵ هزار میلیارد تومان در طول ۷۶ سال و ۴۳ هزار میلیارد تومان آن در طول چهار سال ایجاد شده است. به تعبیری دیگر ۱۰ درصد مطالبات معوق در طول ۷۶ سال و ۹۰ درصد آن در چهار سال یعنی از شهریور ۸۴ تا شهریور ۸۸ شکل گرفته است.

و باز هم به استناد گفته اخیر خاوری، رئیس شورای عالی هماهنگی مدیران عامل بانک‌های دولتی، در ۷۶ سال پیش از آغاز به کار دولت نهم هر سال به طور متوسط حدود ۶۶ میلیارد تومان بر حجم مطالبات معوق افزوده شده در حالی که در چهار سال ۸۴ تا ۸۸ مطالبات معوق به طور میانگین سالانه حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. به بیانی دیگر متوسط افزایش سالانه مطالبات معوق در چهار سال اخیر ۱۶ هزار و ۵۶۷ درصد بیش از متوسط افزایش سالانه آن در ۷۶ سال فعالیت بانکی پیش از دولت نهم بوده است.

بنابراین گفته‌های اخیر خاوری نه‌تنها نتوانسته سرپوشی بر افزایش ۸۶۰ درصدی مطالبات معوق باشد بلکه زوایای مهمی را از چگونگی رشد مطالبات معوق روشن می‌کند که مسئولین اقتصادی در چهار سال گذشته رکورددار آن بوده‌اند. پس بهتر است مسوولان به جای سرپوش گذاشتن بر عملکردهای نادرست دولت‌ها، با انتقادهای سازنده آنها را در هرچه بهتر اداره کردن کشور یاری کنند.

روزهای بحرانی برای تولید ایرانی !!! در پادشاهی ولایت وقیح!!!

به نام هویت انسانی
این است همت مضاعف و کار مضاعف!!!
کلمه- گروه اقتصادی: «انگار آن چه نمی خواستیم هیچ گاه پیش آید، مرزهای ما را نیز درنوردید و بلایی که تا دیروز هم چون آواری برسر واحدهای صنعتی دنیا فرود می آمد و ما آرام می نگریستیم و گمان می کردیم در امان از آتش بحران جهان هستیم، خیلی زود گریبان خودمان را هم گرفت.» شهریورماه سال گذشته محمدرضاخباز مخبرکمیسیون اقتصادی مجلس ۳ماه پس از اعلام وزیر صنایع ومعادن که ازپیشرفت چشم گیر واحدهای صنعتی وتولیدی کشورخبر داده بود از توقف فعالیت نیمی ازواحدهای تولیدی کشور پرده برداشت. اما با وجود این اظهارنظروگزارش اتاق بازرگانی از وضعیت بحرانی واحدهای تولیدی، همچنان تلاش می شود به هر شکل ممکن آمارهای قابل قبول و مثبتی از وضعیت تولید و سرمایه گذاری در بخش صنعت و معدن ارائه شود .این در حالی است که طبق گزارش اتاق بازرگانی حدود ۸۰درصد واحدهای تولیدی درزمانی که حداکثرتولید خود را داشته اند بازهم نتوانسته اند به ظرفیت اسمی خودبرسند.در چنین شرایطی رشد اقتصادی سال۸۷ با احتساب نفت ، نیم درصد اعلام شد.

در زمان حاضر تولید در کشور بدترین روزهای خود را سپری می کند. تاکنون گزارش های بسیاری در خصوص بروز وگسترش بحران در صنایع کشورارائه شده است. نمونه ای از این گزارش ها گزارشی از ۱۸۳ واحدتولیدی است که سال گذشته ازسوی اتاق بازرگانی ایران منتشرشد. این گزارش هشداری نسبت به رکود اقتصادی ایران داد. واقعیتی که رئیس اتاق ایران بر آن صحه گذاشت و از آماری وحشتناک پرده برداشت. در توضیح این گزارش محمد نهاوندیان رئیس اتاق ایران اعلام کرد: بر اساس گزارش کمیسیون صنعت اتاق ایران، ۵۰ درصد واحدهای تولیدی در اکثر مناطق صنعتی کشور در حال تعطیلی یا در شرف تعطیل شدن هستند. او ادامه داد: تحقیقات اتاق بازرگانی نشان می دهد اکثر واحدهای تولیدی و صنعتی بزرگ کشور با کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت اسمی خود مشغول به کار هستند. او عدم استفاده از تمام ظرفیت واحدهای تولیدی را تضییع منابع انسانی و ماشین آلات دانست و گفت: برخی واحدهای تولیدی به دلیل شرایط اقتصادی مجبور به تعدیل نیروی انسانی هستند. او تاکید کرد: رکود در اقتصاد ایران جدی است و باید همه بکوشیم در کشور رونق اقتصادی ایجاد شود.نکته قابل توجه در این گزارش این است که بنگاه های مورد بررسی با مشکلات فراوانی که منجربه اخراج نیروی کار شده است مواجه اند.هم چنین کمبود سرمایه ونقدینگی ،کاهش کیفیت در تولید ومقبولیت در بازار از دیگر عواملی است که بنگاه ها ازآن رنج می برند.

تحلیلی از وضعیت بنگاه های موجود

کاهش ظرفیت تولید برخی واحدهای صنعتی، رکود بازار و کمبود منابع مالی مهم ترین عواملی اعلام می شوند که صنایع کشور را دچار ورشکستگی یا تعدیل گستردۀ نیروی کار کرده است .بر اساس تحقیقی که در سال گذشته از۱۸۳ بنگاه اقتصادی موجود به صورت نمونه ای ارائه شد نشان می دهد که واحدهای تولیدی با بازدهی ۸۱ تا۱۰۰ درصد معمولا واحدهای تولید سیمان ،پتروشیمی،موادمعدنی،آهن وفولاد،داروسازی وماشین سازی هستند که در صورت افزایش قیمت برق وگاز که تنها مزیت نسبی هزینه های تولیدی است با مشکل روبرو خواهند شد.ازسوی دیگراگرکمی به جدول شماره یک توجه کنید متوجه می شوید بازدهی تولید در واحدهایی که با ۴۱ تا ۱۰۰ درصدظرفیت تولیدبه کار اشتغال داشته اندکاهش داشته است وبرعکس تعداد واحدهایی که با بازدهی صفرتا۴۰ درصد ظرفیت تولید به کار اشتغال داشته اند روبه افزایش بوده است.

بازدهی تولید( درصد ) ۲۰-۰ ۴۰-۲۱ ۶۰-۴۱ ۸۰-۶۱ ۱۰۰-۸۱
۶ماهه اول سال ۸۵ ۶/۳ ۱۵/۱ ۲۲/۶ ۲۷/۴ ۲۸/۶
۴ماهه اول سال ۸۷ ۲۰ ۲۵ ۱۹ ۱۱ ۲۶
درصدتغییرات سال ۸۷ نسبت به سال ۸۵ ۲/۷ ۶۶ ۱۶- ۶۰- ۹-

جدول شماره یک

نمودار  جدول شماره یک

در یک نگاه کلی به این جدول می توان فهمید سیر واحدهای تولیدی با بازدهی صفرتا۱۰۰ درصد به سمت کاهش تولید وتعطیلی بوده است.علاوه براین براساس نتایج بررسی داده های مربوط به بنگاه های تولیدی موردنظر به نسبت تولید ۴ ماهه اول سال ۸۷ به حداکثر رکورد تولیدی در سنوات قبل تقریبا ۸۱ در صد از واحدهای تولیدی در، ۴ ماهه سال۸۷نتوانستند میزان تولیدی خودرا به حداکثر تولید در سال های پیشین برسانند وتنها ۱۸ در صد از واحدهای تولیدی مورد بررسی قادر بودند از مرز حداکثر تولیدی سال قبل خودفراترروند.

درصدتجمعی درصد واحدهای تولیدی فراوانی واحدهای تولیدی نسبت تولید ۴ماهه اول سال ۸۷ به حداکثر تولید سنوات قبلی
۱۰/۸ ۱۰/۸ ۱۶ کمتراز۲۰درصد حداکثررکورد
۲۴/۳ ۱۳/۵ ۲۰ بین ۲۰تا۴۰ درصد حداکثررکورد
۳۹/۹ ۱۵/۵ ۲۳ بین ۴۰ تا۶۰ درصد حداکثررکورد
۶۰/۸ ۲۰/۹ ۳۱ بین ۶۰ تا۸۰ درصدحداکثررکورد
۸۱/۸ ۲۰/۶ ۳۱ بین ۸۰تا۱۰۰درصدحداکثررکورد
۱۰۰ ۱۸/۲ ۲۷ بیش از ۱۰۰درصدحداکثررکورد

جدول شماره دو-درصدواحدهای تولیدی به تفکیک نسبت تولید ۴ماهه اول سال ۸۷ به حداکثر رکورد تولید در سنوات قبلی

نمودار  جدول شماره دو

درصدتجمعی درصدواحدهای تولیدی فراوانی واحدهای تولیدی نسبت حداکثررکوردتولیدبه نسبت ظرفیت اسمی
۳/۴ ۳/۴ ۵ کمتراز ۲۰درصدظرفیت اسمی
۱۸/۶ ۱۵/۲ ۲۲ بین ۲۰ تا۴۰درصدظرفیت اسمی
۳۸/۶ ۲۰ ۲۹ بین ۴۰تا۶۰درصدظرفیت اسمی
۵۱ ۱۲/۴ ۱۸ بین ۶۰تا۸۰درصدظرفیت اسمی
۸۰ ۲۹ ۴۲ بین ۸۰تا۱۰۰درصدظرفیت اسمی
۱۰۰ ۲۰ ۲۹ بیش از۱۰۰درصدظرفیت اسمی

جدول شماره سه-درصدواحدهای تولیدی به تفکیک نسبت حداکثر رکورد تولید در سنوات قبل به ظرفیت اسمی تولید

نمودار  جدول شماره سه

در بخش دیگری ازاین گزارش به این نکته توجه شده است که حدود ۸۰ درصد واحدهای تولیدی حتی در زمانی که دارای حداکثر میزان تولیدی خودبودند نتوانستند به ظرفیت اسمی خود برسند.وتنها ۲۰در صد آنها در زمان حداکثر تولیدی خود فراتر از این ظرفیت اسمی تولید کرده اند.همچنین بررسی میزان تولید سال ۸۶ نسبت به ظرفیت تولید اسمی حاکی ازآن است که ۱/۸۷ درصد از واحدهای تولیدی قادرنبوده اند در این سال میزان تولید خودرا به ظرفیت اسمی خود برسانند.وتنها ۹/۱۲ در صد از واحدهای تولیدی توانستند بیش از ظرفیت اسمی خود به فعالیت بپردازند.

درصدتجمعی درصدواحدهای تولیدی فراوانی واحدهای تولیدی نسبت حداکثررکوردتولید به نسبت ظرفیت اسمی
۱۸/۲ ۱۸/۲ ۳۱ کمتراز ۲۰درصدظرفیت اسمی
۳۶/۵ ۱۸/۲ ۳۱ بین ۲۰ تا۴۰درصدظرفیت اسمی
۵۸/۲ ۲۱/۸ ۳۷ بین ۴۰تا۶۰درصدظرفیت اسمی
۶۹/۴ ۱۱/۲ ۱۹ بین ۶۰تا۸۰درصدظرفیت اسمی
۸۷/۱ ۱۷/۶ ۳۰ بین ۸۰تا۱۰۰درصدظرفیت اسمی
۱۰۰ ۱۲/۹ ۲۲ بیش از۱۰۰درصدظرفیت اسمی

جدول شماره چهار-درصدواحدهای تولیدی به تفکیک نسبت تولیدسال ۸۶ به توان تولیداسمی

نمودار  جدول شماره چهار

در همین حال در بخش دیگری از این نمونه به کاهش تعداد کارگران این بخش های تولیدی طی سال های ۸۶ تا ۸۷ اشاره شده است .دراین بررسی مشخص شده است که جمع تعداد کارگران شاغل در این واحدهای تولیدی در سال ۸۶ برابربا ۴۷ هزارو۲۱۸نفربوده است که در سال ۸۷ با دوهزار و۸۹۳ نفرکاهش ،تعداد کل کارگران شاغل در این بخش به ۴۴ هزارو۳۲۵ نفررسیده است.با نگاهی کلی به این بررسی می توان فهمید از بین ۱۷۵ واحد تولیدی ،۶واحد(یعنی ۴/۳درصد)بیش ازنیمی از تعدادکارگران خودرا در سال ۸۷ نسبت به سال ۸۶ تعدیل کرده اند.علاوه براین ۹/۶درصد از واحدهای تولیدی مورد بررسی از واحدها با تعدیل ۲۵ تا۵۰ درصد کارگران مواجه شده اند.همین طور ۱۱۶ واحدیعنی ۳/۶۶ درصد کمتراز ۲۵در صد تعدیل نیروی کار داشته اند. از سوی دیگرهم ۴۱واحد تولیدی تعداد کارگران خود را نسبت به سال قبل افزایش داده اند.که ازاین میان ۳۷ واحد با حداکثر ۲۵درصدافزایش تعدادکارگران سال قبل،سه واحدبین ۲۵تا۵۰ درصدافزایش داده وتنها یک واحدتولیدی بیش از۵۰درصد تعدادکارکنان خودرا نسبت به سال قبل افزایش داده است.

درصدتجمعی درصد فراوانی


۳/۴ ۳/۴ ۶ واحدهای با بیش از ۵۰درصد کاهش
۱۰/۳ ۶/۹ ۱۲ واحدهای با ۲۵تا۵۰درصدکاهش
۷۶/۶ ۶۶/۳ ۱۱۶ واحدهای با کمتراز۲۵درصدکاهش
۹۷/۷ ۲۱/۱ ۳۷ واحدهای باکمتراز۲۵درصدافزایش
۹۹/۴ ۱/۷ ۳ واحدهای با۲۵تا۵۰درصدافزایش
۱۰۰ ۰/۶ ۱ واحدهای بابیش از۵۰درصدافزایش





جدول شماره پنج-درصدواحدهای تولیدی به تفکیک کاهش یاافزایش کارکنان طی سال های ۸۶و۸۷

نمودار جدول  شماره 5

در بخش پایانی این گزارش از واحدهای تولیدی مورد بررسی سوال شده است که چه پیش بینی از آینده واحدتولیدی خود دارید؟به غیراز ۱۸واحد تولیدی که قبلا اعلام تعطیلی کرده انداز میان ۱۳۹ واحدتولیدی که به این پرسش پاسخ داده اند ،۱۰۹ واحد یعنی ۶/۵۹ درصد ازآنها پیش بینی کرده اند که در صورت ادامه روند فعلی واحد آنها تعطیل خواهدشد ودر حدود ۸/۹۸ درصد ازواحدهای پاسخ دهنده در پیش بینی تعطیلی واحدخود،این مدت زمان را کمتراز ۱۲ماه تخمین زده اند.

درصد تجمعی درصدواحدهای تولیدی فراوانی واحدهای تولیدی مدت زمان پیش بینی
۴۳/۹ ۴۳/۹ ۳۶ کمتراز۳ ماه
۹۰/۲ ۴۶/۳ ۳۸ بین ۳تا۶ماه
۹۸/۸ ۸/۵ ۷ بین ۹تا۱۲
۱۰۰ ۱/۲ ۱ بیش از۱۲ماه

جدول شماره شش-درصدواحدهای تولیدی به تفکیک مدت زمان پیش بینی برای تعطیلی واحدمربوطه

نمودار جدول  شماره 6

درصدتجمعی درصد فراوانی واحد تعطیل شده
۱۲/۹ ۱۲/۹ ۱۸ بله
۱۰۰ ۸۷/۱ ۱۲ خیر

جدول شماره هفت-درصدواحدهای تولیدی تعطیل شده

نمودار جدول  شماره 7

علاوه براین در گزارش کارشناسان وزارت صنایع وکاروامور اجتماعی به دلایل گوناگونی ازجمله تحریم هاومشکلات گشایش اعتباربرای واردات مواداولیه ،تاثیربحران جهانی ،کمبود نقدینگی،غیررقابتی بودن تولیدات ملی در بازار جهانی وحجم بالای واردات خارجی مشابه به صورت جدی هشدار داده اند تعداد ورشکستگی کارخانجات به ویژه در صنایع غیرغذایی ،غذایی ونساجی جدی است.همچنین این گزارش اضافه می کندبراساس گزارش غیررسمی دفتر صنایع غیرفلزی وزارت صنایع،به دلیل کمبود نقدینگی واحدهای تحت پوشش این دفتر ازجمله شرکتهای تولید لاستیک با مشکل جدی ادامه فعالیت روبروست.با این اوصاف می توان به این نقطه رسید که تولید در کشوربدترین روزهای خود را می گذراند و ادامه سیاست های فعلی دولت، تیر خلاصی بر پیکر نیمه جان بنگاه های تولیدی است.در چنین شرایطی گزارش غیررسمی وزارت صنایع نشان می دهد در صنایعی که کالای مصرفی وکم دوام تولید می کنند تبلیغات دولتی در مورد کاهش قیمت ها به بازگشت دیرهنگام نقدینگی از سوی واحدهای فروش به صنایع شده واین روند کمبود نقدینگی را تشدید کرده است وبانک ها نیز به علت اعمال سیاست های انبساطی دولت با کمبود نقدینگی شدید روبه رو هستند ونمی توانند نقشی در رفع نقدینگی صنایع در کوتاه مدت ایفا کنند.

درصدتجمعی درصد فراوانی امکان رقابت خارجی
۹۹ ۹۸/۹ ۱۸۱ بله
۱۰۰ ۱/۱ ۲ خیر

جدول شماره هشت- درصدواحدهای تولیدی به تفکیک اعلام آنها مبنی برامکان رقابت خارجی درصورت وجود تسهیلات کافی

نمودار جدول  شماره 8

وضعیت قرمزشرکتهای بورسی
در کناروضعیت بحرانی بنگاه های تولیدی شرایط در بورس نیزچنگی به دل نمی زند.در حال حاضر ۱۵۰ شرکت بزرگ بورسی به دلیل بحران های مالی در زمره شرکت های زیان ده قراردارند که یا نماد معاملاتی آنها متوقف شده است ویا در آستانه خروج ازبورس قراردارند. در میان این شرکت ها نام آشنای شرکت های بزرگی چون فولاد خوزستان،تراکتورسازی،هپکو،آلومینیوم ایران،کارخانجات آزمایش،ایران خودرودیزل،سایپا دیزل،ساسان وحتی ایران خودرو به چشم می خورد. زیان برخی شرکت ها مانند هپکوبه دلیل کاهش قدرت خرید کشاورزان به علت تغییر سیاست های پرداخت یارانه و وام بانکی بوده است.ویا کارخانجات بزرگی مانند آزمایش به علت واردات بی رویه لوازم خانگی ، رکود وبحران مدیریتی زیان ده شده اند. علاوه براین بسیاری از این شرکت های بورسی با کاهش وتعدیل نیروی کار در دوره فعلی نسبت به سال قبل مواجه بوده اند.به عنوان مثال کارخانجات مخابراتی ایران در این گروه قراردارند.در این کارخانه تعدادکارگران نسبت به دوره مشابه سال قبل ۲۶۴نفرکمتر شده است.همین طور تعدادکارکنان ایران خودرو دیزل نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۳۵۰ نفر کاهش یافته است.در این میان شرکت ساسان یکی ازشرکت هایی است که علاوه برزیان ده بودن به علت افزایش دستمزدوکاهش درآمدهای متفرقه با مشکلات عمده کارگری نیز مواجه است .طبق گزارش های رسیده این شرکت به علت ورشکستگی ۴۰۰نفراز نیروهای خودرا اخراج کرده است .این در حالی صورت گرفته است که به علت چاپ هم زمان آگهی استخدام از سوی این شرکت، سازمان تامین اجتماعی ازپرداخت بیمه بیکاری به این افرادخودداری کرده است.نکته جالب آنکه علت استخدام نیروی جدید، جذب نیروی متخصص از سوی مدیران این شرکت عنوان شده است.شرکت های دیگری مانند:شرکت ملی سرب و روی،رینگ سازی مشهد،باما،تایدواتر،چرخشگر،گروه صنعتی سدید،سرمایه گذاری توسعه صنعتی ایران،داده پردازی ایران،تکنوتار،پتروشیمی فارابی،گازلوله،تولیدمحورخودرو،هلدینگ گروه صنعتی ملی،روغن نباتی ناب،صنایع غذایی چین چین،کاشی سعدی،معادن بافق،پتروشیمی فناوران نیزدر ردیف شرکت های بورسی زیان ده قرارگرفته اند.ازسوی دیگر پلی اکریل ایران،کارخانجات آزمایش،سموم علف کش ومجتمع صنعتی ارتاویل تایر از جمله شرکت هایی بوده اند که به علت واردات بی رویه دارای زیان انباشته در پایان دوره شده اند.
هزینه سنگین اجتماعی
گذشته ازآثارمستقیم اقتصادی که از بروز بحران در هر یک از رشته های صنعتی برای کل کشور به وجود می آید این مسئله پیامدهای اجتماعی دیگری نیز در پی دارد که شورای تأمین استان تهران از آنها با عنوان پی آمدهای "امنیتی" یا "هزینه دار" یاد کرده است.بررسی اخبار در سال های ۸۶، ۸۷ و بهار ۸۸ به خوبی رشد اعتراضات کارگری و بیکاری کارگران را نشان می دهد. عمده این اعتراضات در پی ورشکستگی واحدهای تولیدی است. از طرف دیگر افزایش نرخ رشد تورم، قدرت خرید کارگران را کاهش می دهد و اجبار دولت به قیمت گذاری برخی کالاها، صاحبان واحدهای تولیدی را عملادر شرایطی قرار می دهد که نتوانند حقوق کارگران خود را پرداخت کنند.از ابتدای سال گذشته و در پی بحرانی شدن اوضاع مالی و نظام بانکی کشور واحدهای بزرگ صنعتی، به ویژه خودروسازان ، با بحران های بزرگی روبروبوده اند. ازجمله این مشکلات عدم توانایی آنها در پرداخت بدهی های خود بوده که به همین دلیل ناگزیر از تعدیل گسترده نیروی کار یا اخراج کارگران خود شده اند.با این وجود اولیاء علی بیگی نایب رئیس کانون عالی شوراهای اسلامی کار سراسر کشور موضوع هدفمندکردن یارانه‌ها رادر سال بهانه دیگری برای اخراج کارگران می داند.اما آنچه بیش از همه بااخراج کارگران رخ می نماید و تولید درکشور را در وضعیتی قرمز قرارمی دهد عدم وجود چترحمایتی از سوی سازمان هایی چون تامین اجتماعی که خود با چاش هایی جدی مواجه اند است.