برای پیوستن به بهمن مرادیان پی در فیس بوک روی عکس کلیک کنید.

جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹/۰۳/۲۲

خبر فوری از منطقه ی پونک....



22 خرداد 1389 / ساعت : 18:45
به نام هویت انسانی
مردم تهران در منطقه پونک ،در بالای پل نیایش ، اتوبوسی را به آتش کشیده اند و درگیری در این منطقه بسیار رادیکال شده است. از مردمی که در این اطراف هستند ، درخواست داریم که به جمع معترضین بپیوندند.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست. v

گزارش هفتگی از ایران، از دیدگاه استراتژیک بی خشونت.

گزارش هفتگی از ایران از دیدگاه استراتژیک بی خشونت

شنبه، 22 خرداد ۱۳۸۹

مروری به اخبار هفته...

1. از سه شنبه شب فریاد "الله اکبر" بر سر بام ها در تهران آغاز شد. چهارشنبه شب در بسیاری از نقاط شهر شنیده شد، و جمعه شب از ساعت 10 شب تا 10:30 به اوج خود رسید.

2. پلیس از روز چهارشنبه با مانور در تهران شروع به ایجاد رعب و وحشت کرد تا مردم را از شرکت در تظاهرات روز 22 خرداد، سالگرد انتخابات بترساند. همین طور بسیجی ها را که از سطح کشور به تهران آورده اند روز پنج شنبه به حالت آماده باش درآورده اند تا برای روز شنبه 22 خرداد آماده سرکوب کردن باشند.

3. چهارمین قطع نامه تحریم ایران در شورای امنیت سازمان ملل روز چهارشنبه با 12 رأی موافق، دو رأی مخالف (ترکیه و برزیل) و یک رأی ممتنع (لبنان) به تصویب رسید. آقای احمدی نژاد قطع نامه جدید را کاغذ پاره ای دانست که مثل یک دستمال چرک باید به زباله دانی انداخت. آقای علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران هم از چین گله کرد که چرا به این قطع نامه رأی داده است. به موجب این قطع نامه، پاره ای شرکت های سپاه از جمله قرارگاه خاتم النبیاء در لیست تحریم قرار می گیرند. تمام کشورهای عضو سازمان ملل موظف می شوند تا محموله های کشتی های به مقصد ایران را جستجو کنند تا کالا های ممنوع برای صدور به ایران در آن ها نباشد و سایر موادی که در متن قطع نامه موجود است.

4. تنش در روابط ایران و روسیه و جنگ لفظی میان رهبران دو کشور بالا گرفته است. در اجلاس سیکا در ترکیه، آقای احمدی نژاد در نطق خویش به روسیه اخطار کرد که به صف دشمنان ایران نپیوندد و با آمریکا همراهی کند. آقای پوتین هم در صحبت خود گفت که برای رابطه خوب با جهان باید خوش معاشرت تر بود. آقای احمدی نژاد در بخش دوم جلسه و مهمانی نهار شرکت نکرد و از ترکیه عازم تاجیکستان شد. خبرگزاری رنووستی روسیه در تفسیر تندی علیه آقای احمدی نژاد مطلب نوشت. لحن روزنامه های روسیه علیه ایران به شدت تند شده و اکثراً مطرح می کنند که وضعیت بد اقتصادی، بحران قریب الوقوع و انقلاب گرسنگان را در ایران در پی خواهد داشت.

5. برخورد و شعار دادن علیه سید حسن خمینی، نوه آیت الله خمینی بنیانگزار جمهوری اسلامی، در مراسم سالگرد ایشان موجب واکنش های وسیعی در سطح جامعه شد. سایت ها و روزنامه های طرفدار دولت و آقای خامنه ای و به خصوص خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سید حسن خمینی را محکوم کرده اند که با فتنه گران است و به رهبر انقلاب پشت کرده، و از سوی دیگر بسیاری از روحانیون از جمله آیت الله وحیدخراسانی پدر زن صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه این برخورد با نوه آیت الله خمینی را محکوم کردند. این شکاف جدید در حکومت عملاً آقای خامنه ای را در مقابل آقای خمینی و طرفداران ایشان قرار داد.

6. به دنبال چاپ مطلبی علیه آقای هاشمی رفسنجانی رئیس شورای تشخیص مصلحت نظام در روزنامه وطن که عملاً ارگان آقای احمدی نژاد محسوب می شود، دفتر آقای رفسنجانی در که جواب شدیدالحنی سکوت آقای خامنه ای رهبر ایران موجب حملات به هاشمی دانسته است و تلویحاً تقلب در انتخابات گذشته و چندین انتخابات قبل از آن را هم مطرح کرده و این حرکات را متوجه گروهی دانسته که از دولت آقای احمدی نژاد حمایت می کنند. شکاف میان آقای هاشمی و خامنه ای با این نامه وارد فاز جدیدی گردید.

7. اجلاس سران کشورهای عضو پیمان شانگهای در روزهای جمعه و شنبه 11 و 12 ژوئن (21 و 22 خرداد) تشکیل می شود و به تقاضای عضویت چند کشور از جمله ایران رسیدگی خواهد شد. هم روسیه و هم چین قبلاً مخالفت خود با عضویت ایران در این پیمان اعلام کرده اند. با رد تقاضای ایران انزوای سیاسی جمهوری اسلامی در سطح بین المللی به اوج خواهد رسید.

8. وزارت کشور جمهوری اسلامی در پاسخ به نامه احزاب و گروه های طرفدار جنبش سبز برای تقاضای مجوز راه پیمایی در روز شنبه 22 خرداد اعلام کرد که تقاضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رد کرده است، ولی از دیگر گروه ها خواست تا برای کسب مجوز به سؤالات وزارت کشور پاسخ دهند. هشت گروه طرفدار جنبش سبز در نامه ای به وزارت کشور اعلام کردند که راه پیمایی روز 22 خرداد در تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی و از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر خواهد بود. راه پیمایی هیچ شعاری ندارد و در سکوت کامل برگزار می شود. نماد سبز با راه پیمایان خواهد بود. و روی پلاکارد ها هم فقط خواست اجرای قانون اساسی و آزادی انتخابات نوشته خواهد شد. دو نفر نماینده این گروه ها پس از ملاقات با مدیر کل سیاسی وزارت کشور طی نامه ای اعلام کردند که وزارت کشور قصد مجوز را ندارد و فقط درصدد اتلاف وقت است. آقایان موسوی و کروبی طی اعلامیه ای راه پیمایی را لغو کردند ولی از مردم خواستند با روش هایی کم هزینه تر مخالفت خود را ابراز کنند.

9. کمیته اجرایی مقاومت مدنی مردم ایران (کاما) برای روز شنبه، 22 خرداد، غیر از شرکت در تظاهرات پراکنده، دعوت به اعتصاب یک روزه نیز کرده است. این کار حکومت را در میان دو تیغه قیچی قرار می دهد که اگر فشار امنیتی را بالا ببرد عملاً کمک به خانه نشستن مردم می کند و اگر این فشار را کم کند، آنگاه تظاهرات مردم آسان تر انجام می شود.

10. مسئله شهرام امیری، دانشمند اتمی ایران که در مدینه در کشور عربستان ناپدید شد به صورت معما درآمده است. تلویزیون دولتی ایران فیلمی را پخش کرده که شهرام امیری در آن از دزدیده شدن توسط آمریکایی ها صحبت می کند و می گوید در زندان و زیر فشار است. چند ساعت بعد فیلم دیگری از شهرام امیری روی یوتیوب قرار گرفت که او را خندان و سرحال نشان می دهد و می گوید خودش به آمریکا آمده و قصد دارد تحصیلاتش را تکمیل کند و دکترای خود را در رشته فیزیک هسته ای پزشکی اخذ نماید. وزارت خارجه ایران سفیر سوئیس در تهران را احضار کرده و خواهان بازگشت آقای امیری شده است. سخنگوی وزارت خارجه ایران امکان مبادله شهرام امیری با سه کوهنورد زندانی آمریکایی را رد کرده است.

11. در تهران سی دی پخش شده که در آن از قول یکی از محافظان آقای خامنه ای تعریف های بسیار اغراق آمیزی ازایشان می شود، کارهایی در حد مقدسین. روزنامه کیهان بخشی از محتویات این سی دی را منتشر کرد و روز بعد در نامه ای از سوی دفتر رهبری از کیهان خواسته شد که از آقای خامنه ای تعریف نشود و کیهان این نامه را هم با چاپلوسی مجدد بسیار چاپ کرد. این روزها کوشش های بسیاری در رادیو تلویزیون و مطبوعات حکومتی برای بازسازی چهره آقای خامنه ای به عمل می آید. به نظر می رسد ضربه ای که به چهره آقای خامنه ای در یک سال گذشته خورده و شعارهایی که میلیون ها نفر از مردم در خیابانها علیه ایشان داده اند بسیاری از طرفداران او را متزلزل کرده و این کوشش ها برای جلب آن ها است.

12. دعوای میان آقای احمدی نژاد و آقای علی لاریجانی و در واقع دعوای میان دولت و مجلس در هفته گذشته بالا گرفت. آقای احمدی نژاد صراحتاً اعلام کرد که سه لایحه مصوب مجلس را که به تأئید شورای نگهبان هم رسیده به دلیل تناقض با قانون اساسی اجرا نمی کند. این حرف در شرایطی گفته می شود که به موجب قانون اساسی، یگانه مرجع تفسیر قانون اساسی شورای نگهبان است. از سوی دیگر آقای لاریجانی هم در صحبت های خود در گیلان و دیگر نقاط از قانون شکنی دولت و اصرار بر قانون شکنی به شدت انتقاد کرد. آقای خامنه ای در دیدار با نمایندگان مجلس کوشید تا میانه را بگیرد و دو طرف را به هم نزدیک سازد، اما عملاً چنین اتفاقی نیفتاد و شکاف میان این دو قوه روز به روز عمیق تر می شود.

13. هفته گذشته یکی از پر اعدام ترین هفته های سالیان اخیر بود. 13 نفر در زندان قزل حصار، 3 نفر در شهرستان ها و 5 نفر دیگر هم در تهران اعدام شدند. قربانیان اکثراً از محکومین قاچاق مواد مخدر بودند و در میان آنها چند افغانی هم به چشم می خورد. بسیاری معتقدند که اعدام این زندانیان در آستانه سالگرد انتخابات برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر است.

14. دو کشتی هلال احمر ایران حامل کمک برای اهالی غزه عازم آن منطقه شدند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده بود حاضر است امنیت کشتی های حاوی کمک به غزه را به عهده بگیرد. اما خانم گرتا برلین، رئیس سازمان نجات غزه در مصاحبه ای گفته بود که حاضر نیستند کمک های ایران را دریافت کنند و از دولت های افراطی کمکی نمی گیرند. به همین دلیل بعید به نظر می رسد این پیشنهاد سپاه را کشوری در دنیا قبول کند. اما باید دید سپاه حاضر است دو کشتی حاوی کمک ایران را اسکورت کند. اسرائیل پیشاپیش اعلام کرده که ایران به دنبال ایجاد درگیری است.

15. مادر سهراب اعرابی، قربانی جنبش سبز که سال گذشته در روز 25 خرداد کشته شده است در مصاحبه ای اعلام کرد حاضر است از خون پسرش بگذرد به شرط آن که تمام زندانیان سیاسی آزاد شوند.

نگاهی تحلیلی به مهم ترین وقایع هفته

در هفته گذشته سه حادثه مهم ایران در آستانه فصلی جدید قرار داد. اولین حادثه شعار علیه سید حسن خمینی، نواده آقای خمینی، در جریان سخنرانی او در مراسم سالگرد بنیانگزار انقلاب اسلامی بر سر مزار ایشان بود که بعداً معلوم شد طراحی شده توسط آقای نجار، وزیر کشور دولت آقای احمدی نژاد، و با همکاری ژنرال نقدی و گروه هایی از این دست بوده است. به دنبال این حادثه، شکاف بزرگی در کشور به وجود آمد و در یک طرف گروههای سیاسی و نشریات طرفدار دولت قرار گرفتند، و در سوی دیگر رهبران جنبش سبز. بسیاری معتقدند که آقای خامنه ای در جریان این برخورد بوده و این کار با رضایت او انجام شده است. اما بعضی ها نیز معتقدند که آقای خامنه ای در مقابل کار انجام شده قرار گرفته و در شرایط دشواری است که اگر از سید حسن خمینی پشتیبانی کند رودرروی احمدی نژاد و بخشی از سپاه که از او حمایت می کنند قرار می گیرد، و اگر چیزی نگوید که تاکنون نگفته رو درروی خانواده آقای خمینی و طرفداران آنها قرار می گیرد که این ها نیز جمعیت بزرگی را در میان سپاهی ها و روحانیون و کارگزاران حکومت تشکیل می دهند. این شکاف شاید جدی ترین شکافی باشد که از ابتدای جنبش سبز تاکنون در حکومت ایجاد شده است.

دومین حادثه قطع نامه چهارم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران است که خیلی سریع و خارج از انتظار ایران با 12 رأی موافق و 2 رأی مخالف و یک رأی ممتنع به تصویب رسید. با اجرای این قطع نامه، اقتصاد ایران بیش از پیش زیر فشار قرار می گیرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در اقتصاد ایران حضوری گسترده دارند مشمول تحریم می شوند، ولی مهم تر از فشار اقتصادی، فشار سیاسی است که بر ایران خواهد آمد.

در جریان تصویب این قطع نامه، چین و روسیه کوشیدند تا متن پیش نویس ارائه شده را تعدیل کنند که تا حدی هم موفق شدند. اما در نهایت با رأی موافق خود، ایران را تنها گذاشتند. انزوای سیاسی ایران شدت گرفته است و به نظر می رسد ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی بعد از تصویب این قطع نامه تحریم های شدیدتری را هم در همکاری با یکدیگر از جانب کشورهای خود برای ایران جاری خواهند کرد.

و اما حادثه سوم، آمادگی مردم برای برگزاری مراسم هفته در پیش است که با شنبه 22 خرداد سالگرد انتخابات آغاز می شود، و روز سه شنبه 25 خرداد در سالگرد راه پیمایی 3 میلیون نفری سال گذشته در این روز هشت نفر از جمله سهراب اعرابی کشته شدند، دنبال می شود و سپس در روز 30 خرداد سالگرد کشتار تهران که در آن حدود 93 نفر از جمله ندا آقاسلطان کشته شد به اوج خواهد رسید. حکومت قصد داشت با مراسم 14 خرداد و سالگرد آقای خمینی جو رعب و وحشت را آغاز کند. اما حادثه شعار علیه حسن خمینی عملاً این مراسم را به شکافی جدید در حکومت تبدیل کرد و نرمش وزارت کشور برای بحث در مورد صدور مجوز راه پیمایی عملاً از فضای رعب و وحشت کاسته است. طرفداران جنبش سبز اعلام کرده اند اگر مجوز صادر نشود در شش میدان تهران تجمع می کنند و اگر آنجا نیز در اشغال سپاهی ها و نیروهای سرکوبگر باشد در تمام سطح شهر پراکنده خواهند شد. توفیق یا شکست جنبش برای تظاهرات و اعتصاب عمومی در هفته آینده این جنبش را وارد مرحله جدیدی خواهد کرد و مسیرهای جدیدی را پیش پای آن خواهد گشود.

حکومت ناچار از سنگین تر کردن فضای امنیتی است که این حالت بیشتر کمک می کند تا مردم در خانه بمانند و اعتصاب یک روزه به هدفش نزدیک تر شود.

شلیک در ساختمان جام جم و صدا و سیما.....



22 خرداد 1389 / ساعت :30 : 18
به نام هویت انسانی

خبرهای به دست آمده از قاصد آزادی ،توسط یکی از نزدیکانش در ساختمان صدا و سیما، حاکی از آن دارد که نیروهای امنیتی بسیاری به ساختمان جام جم اعزام شده اند و جو صدا و سیما توسط نیروهای مسلح متشنج شده است.
و صدای شلیک گلوله در ساختمان صدا و سیما به گوش خورده است. در صدا و سیمای آقای ضرغامی تیر شلیک شده است ، معلوم نیست در آنجا چه خبر است. لطفا اطلاع رسانی کنید.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست. V




دانشگاه زنده است.


به نام هویت انسانی
22 خرداد 1389 / ساعت : 17:50
خبر ارسالی از تهران حاکی از آن است ، که تهران زیر پای مردم است وهمه فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای سر می دهند.
و خبر های ارسالی از دانشجویان دختر دانشگاه شریف : این شرایط را ترسیم می کند :
دور تا دور دانشگاه شریف را ، مامورین امنیتی دوره کرده اند ، ولی با این وجود دانشجویان ، سرود یار دبستانی سر داده اند و این سرود حوالی دانشگاه هم طنین انداز شده.
دانشگاه تهران هم در همین وضعیت به سر می برد و دانشجویان به مردم در خیابان انقلاب پیوسته اند وشجاعت و دلیری در میان مردم موج می زند و همه با هم ، با هر سلیقه و عقیده ، یک چیز را فریاد می زنند و آن مقوله هم آزادی است.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست . v

فوری !!! فوری !!! فوری !!!


به نام هویت انسانی
22 خرداد 1389 / ساعت : 17:30 خبرها را لحظه به لحظه ، در اختیار شما می گذارم.

مناطق مختلف تهران ،موج تظاهرات ملت به گونه رادیکال و بالا گرفته، که مزدوران رژیم ، لحظه به لحظه مناطق تظاهرات را ترک می کنند.

مردم از سراسر نقاط تهران به حرکت در آمدن و به سمت میدان انقلاب میروند .
طبق گزارشات ارسالی ،در منطقه امیرآباد گاز اشک آورها بسیاری ، توسط مزدوران رژیم زده شده است.
به اعتراضات خیابانی بپوندید.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست.

مخملباف: بمباران نظامی نه، بمباران اطلاعات آری!

به نام هویت انسانی

محسن مخملباف با انتقاد از رهبران کشورهای غربی به دلیل «بی‌توجهی به دموکراسی در ایران و تمرکز آنان بر برنامه‌ی اتمی جمهوری اسلامی» گفت که «لطفا دمکراسی ایران را بر سر بمب اتمی با رهبران نالایق کنونی ایران معامله نکنید.»

وی که در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد جنبش سبز در پاریس سخن می‌گفت، افزود: «ملت ایران در یک پروژه تحقیقاتی ملی که نامش جنبش سبز است، پس از یک سال به یک خود آگاهی اجتماعی و یک دیگر آگاهی از سوی مردم جهان رسیده است.»

آقای مخملباف با اشاره به اینکه «مردم ایران آماده و پذیرای دمکراسی هستند» گفت که «آزمایش جنبش سبز در عین حال نشان داد که گویی این جهان معاصر است که هنوز آماده پذیرش دمکراسی ایرانیان نیست.»

وی به عنوان نمونه، به راهپیمایی ۲۵ خرداد اشاره کرد و با انتقاد از مواضع کشورهای غربی گفت که پاسخ جامعه جهانی از زبان اوباما این بود: «برای ما کنترل بمب اتم ایران مهم است و ما کاری به امور داخلی ایرانی‌ها نداریم.»

به گفته‌ی مخملباف، «رئیس جمهور آمریکا در این رابطه حتی نامه به خامنه‌ای نوشت و به او تضمین داد که در امور داخلی ایران دخالت نخواهد کرد و خامنه‌ای به خاطر این نامه برای سرکوب مخالفین جرات یافت.»

مخملباف در ادامه هشدار داد که «پروژه آزمایشی جدید غرب برای کنترل اتم از طریق تحریم ایران نتیجه کافی نخواهد داد و کشورهای غربی مجبور خواهند بود یا با ایران اتمی کنار بیایند یا به ایران حمله کنند.»

وی گفت: «بیایید قبل از آن که تسلیم ایران اتمی شوید و یا حمله به ایران و پیامدهایش را چون عراق و افغانستان آزمایش کنید، کمک به توسعه دمکراسی در ایران را به آزمایش جدی بگذارید.»

مخملباف پیشنهادهایی برای توسعه رسانه‌ای به کشورهای غربی داد و گفت که «قبل از آن که از سر اجبار با بمب‌های واقعی سرزمین ما را آزمایش کنید، ما را با بمباران اطلاعات آزمایش کنید.»

منبع: تحول سبز

جویبارهای اعتراض امروز راه افتادند.مردم تهران به حرکت در آمدند.


به نام هویت انسانی
ساعت : 25 : 15 است .22 خرداد ماه 1389 . سعی بر این است که خبرها لحظه به لحظه در اختیار شما باشد.
بنا به خبر شاهدان عینی از تهران، مردم از سرتاسر نقاط تهران برای تظاهرات علیه حکومت اسلامی راه افتاده اند. جمعیت در نزدیکی های کریمخان و میدان ولیعصر لحظه به لحظه در حال افزایش است.
ما پیروزیم ، چون حق با ماست. v

شکستن باجه بلیت فروشی!!!

به نام هویت انسانی
عکس فوق مربوط به باجه بلیت فروشی شرکت واحد در میدان ونک میباشد که به دلیل گران شدن بلیت اتوبوس ها توسط مردم معترض شکسته شده است. (این اتوبوس ها ، همان اتوبوس هایی بود که ، آقای خمینی به مردم دلخوشی می داد و می گفت : دل خوش نباشید که اتوبوس را مجانی می کنیم !!! آب و برق را مجانی می کنیم و ..... )
این نظام از پایه با دروغ بنا نهاده شده و دروغ گفتن و مردم فریبی در جمهوری ولایت وقیح (وقیه) یک عرف است.

ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز از سوی وزارت اطلاعات....



این است جمهوری ولایت وقیح (وقیه)
به نام هویت انسانی
وزارت اطلاعات از روز گذشته ارسال پیامک‌های تهدیدآمیز به شهروندان را آغاز کرده است.
به گزارش جرس، متن این پیامک‌ها اغلب به این شکل است: “شهروند گرامی،شما مورد فریب رسانه‌های بیگانه قرار گرفته اید و برای آنها فعالیت می‌کنید. در صورت تکرار مجدد این عمل از سوی شما بنابر قوانین مجازات اسلامی با شما برخورد خواهد شد.”
پیش از این نیز وزارت اطلاعات اقدام به ارسال پیامک های تهدید آمیز کرده بود.

دوباره، آن ۹ روز.


به نام هویت انسانی

دکتر علی شکوری راد در یادداشتی که در اختیار کلمه قرار داده به بازخوانی مختصر آنچه که در روزهای ۲۲ تا ۳۰ خرداد سال ۱۳۸۸ روی داد پرداخته است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:


جنبش سبز که اینک یک ساله و ستبرشده است در آن نه روز، از ۲۲ تا ۳۰ خرداد سال ۸۸، پدیدار و سپس ماندگار شد.


در جمعه ۲۲خرداد با رأی هایی که به صندوق ریخته شد پیوندها برقرار شد.


در شنبه ۲۳ خرداد با شنیدن نتیجه غیر واقعی برای انتخابات در حیرت فرورفت و اعتراض در او جوانه زد.


در یک شنبه ۲۴خرداد با شنیدن سخنان آنکه مردم به او رأی نداده بودند ولی اکنون خود را پیروز انتخابات می نامید و آنان را تحقیر می کرد و خس و خاشاک نامیدشان بپا خاست.


هنگامی که در ۲۵ خرداد مردم به خیابان آمدند و به راه افتادند، جنبش سبز نام خود را یافت. مردم در آن روز همچون خون تازه در رگهای شهر حیرت زده جاری شدند و حیاتی نو به آن بخشیدند. آنان اگرچه بر اساس طبیعت اجتماعات می بایست می خروشیدند اما سکوت کردند تا ثابت کنند که این حرکت از شعوری بسیار فراتر از یک واکنش برخوردار است. دوشنبه ۲۵ خرداد نمایه شعور ملت ایران در مسیر آزادی شد. این روز از یک سو در نزد آزادیخواهان احترام برانگیخت و در سوی دیگر خشم مخالفان آزادی را برانگیخت و همان بود که موجب شد در پایان آن روز نمایش بزرگی و شعور ملت با خون آنان امضا و جاودانه شود. انبوه جمعیت خودجوش مردم در ۲۵ خرداد برای کسانی که ایمان به امداد الهی دارند، جز چنین مفهومی نداشت و کسی نبود که از آن انبوهی و شعور خود انگیخته به حیرت در نیامده باشد. گمان برآن است، بزرگترین آن نه روز که جنبش در آن زاده شد همین ۲۵ ام است که شباهت عجیبی به ۱۵ خرداد دارد و از همین رو می توان از آن انتظار فرج کشید.


سه شنبه ۲۶ خرداد روز نمایش هیچ بودن مخالفان جنبش بود. خواستند خودی نشان بدهند ولی نشان دادند رائی که برای خود خوانده اند جمعیتی ندارد که بتوانند گرد آورند و نمایشی بدهند. پر امکانات و پر سرو صدا آمدند و نمایش لاف و گزاف دادند. آنکه برایشان سخن گفت هیچ اندرهیچ بود و بی مایگی سیاسی او آشکار. در آن روز جمعیتشان میدان کوچک ولی عصر را حتی به اندازه ای که سبز ها میدان بزرگ آزادی را انباشته بودند پر نکرد و جز رسوایی برایشان حاصلی نداشت. مکروا و مکرالله ولله خیرالماکرین.


چهارشنبه ۲۷ خرداد بی هیچ برنامه ای میدان بزرگ هفت تیر میعادگاه سبزها شد چرا که جنبش سر ایستادن نداشت.


پنجشنه ۲۸ خرداد با فراخوان مهندس موسوی مردم به یاد شهدای ۲۵ خرداد در میدان امام خمینی گردآمدند. شهر اشتیاق داشت هر روز در میدان جدیدی با جمعیتش ملاقات کند. در آن روز هیبت جمعیت بار دیگر غوغا کرد. لذا آنان که نظاره گر این نمایش های مردمی بودند، اندیشیدند اگر جلوی این جمعیت گرفته نشود بطلان انتخابات عینی خواهد شد.


جمعه ۲۹ خرداد می توانست روز خوبی باشد. می توانست نشان بدهد که ظرفیت رهبری نظام آن قدر هست که فیصله بخش دو قطبی بزرگی باشد که بر سر انتخابات شکل گرفت. اما چنین نبود. مردمی که گوش به سخنان رهبر در نماز جمعه سپرده بودند تا از آن راهی برای بازیابی رأی های به یغما رفته شان بیابند او را در کنار خود و ملجاء و پناه نیافتند، سر خورده شدند و باورهایشان فروریخت. پس از سخنانی که روز یک شنبه شنیده بودند و آنها را برانگیخته بود این سخنان قلب آنها را فشرد و امیدشان را ناامید کرد.


و چه باید گفت از شنبه سی ام خرداد، آن روز خونین. در برابر مردمی که از ابتدا مسالمت را در همه حال پیشه کرده بودند خشونت قرار داده شد آن هم چه خشونتی که هرگز گمان نمی رفت در جمهوری اسلامی امکان و پتانسیل آن وجود داشته باشد. چنین خواسته شده بود که درسی خرداد جنبش نو پای سبز درهم پیچیده شود و نقطه پایان بر آن گذاشته شود. اما چنین نشد. چرا که نخواستند بدانند با چه پدیده ای مواجه هستند و خود را با چه مردمی طرف کرده اند. در شامگاه روز سی ام خرداد زمانی که فریاد الله اکبر مردم آسمان شهر را فرا گرفت و معلوم شد جنبش در هماورد سنگین آن روز نهراسیده، از پا نیافتاده و پا برجا و مصمم است، نقطه عطفی شد برای بقا و تداوم آن. بقای جنبش در پایان آن شب " پیروزی" بود. معلوم بود که دیگر کسی را یارای براندازی جنبش نخواهد بود و این جنبش تا حصول خواسته، که بتدریج و با دور شدن از زمان انتخابات از پرسش "رأی من کو" فراتر رفته و اکنون " اجرای بدون تنازل قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد و سالم" را وجهه همت خود کرده است، از پای نخواهد نشست.


ملت شهدای بسیاری را تقدیم آرمان جنبش مسالمت آمیز سبز نموده است و خون این شهدا ضامن ادامه راه آنهاست. مردان و زنان بسیاری گمنام وناشناس سلامتی خود را در این راه ازدست داده اند و خانواده های بسیاری گرفتار درد و درمان آنها هستند. بسیاری تمام یا قسمتی از سال گذشته را در زندانها گذرانده و دوران های سختی را سپری کرده اند. خانواده های آنان همچنان نگران و گرفتار سرنوشت آنها هستند. افرادی نیز از بیم بگیر و ببندها راهی دیار غربت شده اند. مردم از پا ننشسته اند و نخواهند گذاشت این دردها و رنج ها بی حاصل بماند. سرکوبگران تلاش نموده اند با ایجاد جو رعب و وحشت، مردم را از اظهار آرمان سبز خود پرهیز دهند و بین آنها فاصله بیاندازند. آرمان جنبش سبز غیر قانونی نیست که کسی از ابراز آن بهراسد. آرمان جنبش سبز دعوت به قانون است. همان قانون اساسی که میثاق ملی ست. پرهیز از دروغگویی و فساد است. دعوت به عدالت و خدمت به مردم است. جنبش سبز می خواهد دولت مردان و حاکمان شایستگی حکمرانی بر ملت بزرگ ایران را داشته باشند و آنان را در انظار جهانیان و تاریخ سربلند سازند. اگر شما نیز چنین خواسته هایی دارید شما نیز در زمره این جنبش هستید. پس برای پیروزی آن بکوشید
.

منبع سایت کلمه.

۱۳۸۹/۰۳/۲۱

اعتراض گسترده دانش آموزان دبیرستانهای شیراز مقابل آموزش و پروش /همراه با شعار مرگ بر خامنه ای

به نام هویت انسانی

روز پنجشنبه تعداد زیادی از دانش آموزان دبیرستانی در سرتاسر شیراز بدلیل سختی بیش از حد امتحانات ، مقابل آمورش و پرورش تجمع کردند تا اینگونه اعتراض خود را عنوان نمایند، مسئله قابل توجه ای که دیده شد ، پس از جند دقیقه حضور این دانش آموزان و شعارهای همچون هیئت برگزاری مایه ننگ و زاری و امتحان نهایی نمی خوایم و از این قبیل شعارها به نقطعه جالبی رسید ، دانش آموزان شروع به سر دادن شعار مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور کردند ، پس از دقایقی با حضور نیروهای سرکوبگر جمعیت متفرق شد. این اعتراض از طرف دانش آموزان واقعا قابل توجه میباشد .

خبرهای ارسالی از ایران...


به نام هویت انسانی
طی خبرهای ارسالی از ایران ، در تهران ، سه منطقه آریا شهر و شهرک غرب و حوالی میدان ونک در این چند روز، راس ساعت 10 شب ،همگان در پشت بام ها حاضر بودند و اعتراض خود را نسبت به حکومت دینی جمهوری اسلامی، ابراز داشتند. از شما هموطنانم می خواهم که دوستان و نزدیکان خود را برای اعتراضات گسنرده در 22 خرداد ، یعنی فردا، دعوت به عمل بیاورید. مبادا در منزل بمانی و دیگر دوستان و هموطنان خود را در اعتراضات تها بگذاری...
ما پیروزیم چون حق با ماست. v

افشای مدارک تازه در خصوص قتل دکتر رامین پوراندرجانی پزشک زندان کهریزک.


به نام هویت انسانی.


فرشته قاضی - در حالی که مقامات قضایی و نظامی جمهوری اسلامی پس از تناقض گویی های فراوان درباره مرگ رامین پوراندرجانی، سکوت اختیار کرده اند، اطلاعات یک منبع مطلع و اسناد رسیده به "روز" نشان میدهد این پزشک جوان خودکشی نکرده و مرگ او دلیل دیگری غیر از مسمومیت دارد.

رامین پوراندرجانی، به عنوان پزشک وظیفه، جان باختگان بازداشتگاه کهریزک را معاینه کرده بود و پس از آن به صورت مرموزی درگذشت. مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است. اما مدارکی که در اختیار روز قرار گرفته نشان میدهد اظهارات مقامات مسئول در زمینه قتل رامین پوراندرجانی، واقعیت نداشته است.

براساس این مدارک، ستوان نوریان، افسر کلانتری 129 تهران در گزارش خود از صحنه قتل رامین پوراندرجانی نوشته است: "آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن مشهود بود". این گزارش اولیه افسری است که به عنوان اولین فرد از سوی مراجع قضائی در صحنه قتل رامین پور اندرجانی حاضر شده است.


اما این امر از سوی پزشکی قانونی کاملا نادیده گرفته شده و بدون هیچ گونه اشاره ای به این موضوع و توضیح اینکه علت آثار کبودی و خون مردگی در گردن رامین پوراندرجانی چه بوده، در گواهی صادر شده، دلیل مرگ این پزشک جوان مسمومیت ذکر شده است. پزشکی قانونی البته درباره نوع مسمومیت نیز هیچ گونه توضیحی نداده است.

به دنبال افشای این مسئله رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در نامه ای به مراجع قضایی و بازپرس پرونده نوشته: "مرگ رامین حالت طبیعی نداشته و خودکشی نکرده و صورت جلسه اولین معاینه محل زمان کشف جسد در محل کار رامین دلالت دارد که رامین را از ناحیه گردن خفه کرده اند".

او براین اساس خواهان مشخص شدن واقعیت قتل فرزندش شده است.

پس از رسیدن سند مربوط به این گزارش با پدر رامین پوراندرجانی تماس گرفتیم.او نیزگزارش مربوط به وجود آثار کبودی و خون مردگی در اطراف گردن فرزندش را تایید کرد و گفت این گزارش در پرونده رامین موجود است.

پدر رامین پوراندرجانی که با طرح شکایت، خواهان معرفی و محاکمه قاتلان فرزندش شده است، به "روز" می گوید: "اول گفتند خودکشی کرده و حتی وصیت نامه هم درآوردند.بعد گفتند ایست قلبی کرده است. بعد هم گفتند که مسمومیت دارویی بوده، اما ما حتی یک درصد این ادعاها را قبول نداریم و شکایت کرده ایم اما تاکنون پاسخی نگرفته ایم."

وی می افزاید: "من بچه ام را سالم و بانشاط و پرامید تحویل دادم.او رفت تا به مملکتش خدمت کند اما حتی جنازه اش را نیز نگذاشتند ببینیم و... اما من شکایت کرده ام و منتظرم پاسخی بدهند. هر چند که فرزند دانشجوی دیگری دارم که به خاطر او زیاد حرف نمی زنم و..."

آقای پوراندرجانی که هفته گذشته مدرک پزشکی فرزندش را دریافت کرده، می گوید: "بچه من 19 سال تمام زحمت کشید و درس خواند اما مدرکش را هم ندید و هفته گذشته من مدرک پزشکی او را گرفتم و..."

وصیت نامه ای در کار نبود

همزمان گزارش "روز" از نحوه تدفین پیکر رامین پوراندرجانی نیز حاکی از آن است که مسئولان اجازه رویت پیکر رامین را به خانواده و نزدیکان او در تبریز ندادند.

یکی از نزدیکان رامین پوراندرجانی در این زمینه توضیحاتی به "روز" داده است: "غسل میت و پوشاندن کفن به رامین در تهران و بدون حضور خانواده او انجام شد و درخواست خانواده رامین برای تعویض کفن فرزندشان در تبریز از سوی مسئولین رد شد؛ به خانواده رامین حتی اجازه ندادند پیکر بی جان فرزندشان را ببینند و اصرار خانواده رامین برای رویت پیکر فرزندشان در تبریز بی نتیجه ماند. همین نشان میدهد که موارد پنهانی وجود داشته که نمی خواستند خانواده پیکر رامین را ببینند."

وی می افزاید: "مسئولان نیروی انتظامی جنازه را تا تبریز آوردند و همین که رسیدند جنازه را بدون معطلی دفن کردند و حتی اجازه ندادند جنازه رامین بر اساس عرف و رسوم خانواده او به خاک سپرده شود."

وی همچنین توضیح میدهد که وجود هر گونه وصیت نامه ای از سوی رامین که سردار احمدی مقدم ادعا کرده بود، از سوی بازپرس جنایی پرونده تکذیب شده و برخلاف ادعاهای احمدی مقدم، رامین در اتاق شخصی خود در بهداری ناجا به قتل رسیده است نه در خوابگاه گروهی.

پیشتر دوستان رامین پوراندرجانی به "روز" اعلام کرده بودند که رامین قبل از مرگ از "در خطر بودن جانش" ابراز نگرانی کرده بود.

براساس گزارش های منتشر شده، رامین پوراندرجانی به عنوان پزشک وظیفه، 4 بار به بازداشتگاه کهریزک رفته و چند تن از قربانیان حوادث پس از انتخابات، از جمله محسن روح‌الامینی را پیش از مرگ معاینه کرده بود.

رامین پوراندرجانی قبل از مرگ با حضور در کمیته ویژه پی گیری مجلس، محل شهادت محسن روح‌الامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را شکنجه در زندان عنوان کرده و گفته بود که: "محسن را با وضعیت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسئولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحات وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند".

منبع: روز آنلاین

فراخوان مشترک برای آزادی فوری زندانیان سیاسی.

به نام هویت انسانی

در آستانه بیست و دوم خرداد و آغاز خیزش جنبش سبز، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، طی بیانیه ای مشترک و ارائه گزارشی پیرامون تداوم سرکوب ها و ادامه بازداشت زندانیان سیاسی، خواستار اقدام عملی و فوری جامعه جهانی در مورد نقض حقوق بشر در ایران شدند. این دو سازمان حقوق بشری، همزمان اقدام به صدور فراخوانی مشترک جهت درخواست آزادی فوری زندانیان سیاسی در ایران نمودند.

در بیانیۀ مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز که در آستانۀ ٢٢ خرداد و نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری در ایران منتشر شده، ابتدا تظاهرات ٢۵ خرداد ۸۸ و حوادث متعاقب آن خاطرنشان شده و آمده است "همگان تظاهرات مردمی در اعتراض به انتخابات ناعادلانه و تخلف و تقلب در نتایج آن را به یاد دارند. این تظاهرات‌های مردمی، که گستردگی آنها از انقلاب ١٣٥٧ بدین سو بی‌سابقه بود، به شدت سرکوب و به خون کشیده شدند. ده‌ها معترض کشته و هزاران نفر در سراسر کشور دستگیر شدند."

بیانیۀ مذکور همچنین تصریح می کند "با آنکه امروز اکثریت بازداشت شدگان آزاد شده‌اند، اما بسیاری از آنها به شکل موقت آزاد و همچنان تحت پیگرد قضایی قرار دارند. خطر صدور احکامی سنگین آنها را تهدید می‌کند. امروز با پنهانکاری مقامات ایران و سانسور گسترده رسانه‌ها در کشور، ارائه آمار دقیقی از زندانیان سیاسی ناممکن است. با این حال فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز تعداد زندانیان سیاسی را در سراسر کشور ٤٠٠ تا ٨٠٠ نفر برآورد می‌کند."

این دو سازمان حقوق بشری غیردولتی، در ادامه بیانیه خود، ضمن ابراز ناخرسندی از اینکه "جامعه جهانی با بی‌توجهی به نقض حقوق بشر، همه تلاش خود را بر حل معضل اتمی ایران متمرکز کرده و بر بستر این بی عملی، سرکوب مردم در ایران ادامه دارد"، تاکید می کنند: در آستانه سالگرد رویدادهای غم انگیز انتخابات ٢٢ خرداد، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی در ایران هستند.

دو سازمان حقوق بشری همچنین اعلام کرده اند که "با راه اندازی کارزاری برای آزادی همه زندانیان عقیدتی در ایران فهرستی از ٤٠ زندانی سیاسی منتشر می کنند که این زندانیان اعم از روزنامه‌نگار، سندیکالیست‌، دانشجو، مدافعان حقوق زنان، و یا کسانی که اعتقادی متفاوت از اسلام رژیم حاکم دارند. بخشی از رهبران فکری جامعه ایران به شمار می‌آیند. برخی از آنها سال‌هاست که در زندان بسر می‌برند و فرزاد کمانگر یکی از آنها بود که متاسفانه در تاریخ ١٩ اردیبهشت سال جاری با چهار تن دیگر از فعالان سیاسی اعدام شد. این اعدام‌ها با هدف منصرف کردن مردم از شرکت در تظاهرات سالگرد ٢٢ خرداد انجام گرفته‌اند."

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز خاطرنشان کرده اند "وضعیت روزنامه‌نگاران و آزادی مطبوعات در ایران روز به روز بدتر می‌شود. از خرداد ١٣٨٨ تا امروز بیش از ٢٠ روزنامه و سایت اطلاع رسانی توقیف یا مجبور به توقف فعالیت خود شده اند. بیش از ٣٠٠٠ هزار روزنامه‌نگار از حق کار محروم و در بیکاری بسر می برند. با ٤٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار زندانی، جمهوری اسلامی ایران سومین زندان بزرگ جهان برای روزنامه نگاران است. ایت‌الله سید علی خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد با برقراری حکومت وحشت و ترور، این کشور را از روزنامه‌نگاران خود محروم و حق دانستن را برای مردم ممنوع کرده‌اند."

فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز، ضمن تاکید بر این نکته که "خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی هستند"، خواستار مواضع قاطع جامعه جهانی شده و مطالبات زیر را اعلام کردند:

تشکیل کمیسیون تحقیق از سوی نهادهای صلاحیت دار حقوق بشر سازمان ملل برای تحقیق در باره موارد نقض حقوق بشر در ارتباط با رویدادهای پس از انتخابات ٢٢ خرداد ١٣٨٨بررسی موارد نقض حقوق بشر در شورای امنیت سازمان ملل و امکان تصویب مجازات هایی علیه آمران و عاملان موارد نقض فاحش حقوق بشر در ایران انجام اقدامات موثری برای پیشگیری و مجازات موسساتی که با جمهوری اسلامی ایران در نقض حقوق بشر همکاری می کنند. به ویژه ممنوع کردن صدور تجهیزات شنود ، سخت و نرم افزارهایی که گردش آزاد اطلاعات را مهار و دسترسی به اینترنت و رسانه های دیگر را محدود یا غیرممکن می کند، و نیز ابزار و وسائلی که برای سرکوب خشونت بار معترضان به کار می رود.

فراخوان برای آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران – امضا کنید
فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و گزارشگران بدون مرز ، همچنین با اعلام نام چهل تن از زندانیان سیاسی، در فراخوانی مشترک و جهانی، از مقامات مسئول ایران خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط آنان و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران شدند.

بدونه شرح.....



به نام هویت انسانی
این است جمهوری ولایت وقیح.....



سران جنبش سبز تصمیم را به مردم واگذار کردند.



وظیفه رهبران جنبش سبز این بود که با ارائه درخواست مجوز راهپیمائی به دولت کودتا، توجه مردم را به لزوم راهپیمائی در سالگرد کودتای انتخاباتی جلب نموده و تداوم اعتراض ملت ایران را به جهانیان نشان دهد. اینک نیز با توجه به تهدیدات شدید رهبری مبنی بر سرکوب وحشیانه تظاهرات مردمی، رهبران جنبش سبز وظیفه خود دیدند تا واقعیت را به مردم اعلام نموده و در بیانیه خود بگویند: «بدیهی است با سابقه سیاه یک سال گذشته در سرکوب معترضانی که تنها جرمشان طلب نمودن رأی خود به شیوه ی مسالمت آمیز بود و همچنین اخبار رسیده از سازماندهی مجدد افراطیون و سرکوبگران در جهت یورش به مردم بی دفاع و مظلوم ...» تا بار دیگر تصمیم گیری را بر عهده خود مردم بگذارند.
حق و عدالت، آزادی و دموکراسی، گرفتنی است و هیچ ملتی بدون فداکاری و پرداخت هزینه به پیشرفت و سربلندی نمی رسد. هیچ استبداد و دیکتاتوری تا کنون به انتخاب خود و داوطلبانه کنار نرفته است. ملتی به آزادی و دموکراسی می رسد که آمادگی پرداخت هزینه را داشته باشد. تصمیم با خود مردم است.
حکومتی که براحتی رای مردم را می دزدد، جوانانشان را شکنجه و زندان می کند، در خیابانها کشتار براه می اندازد، چنین رژیمی غیر قابل اعتماد و خیانت پیشه است. حتی اگر کودتاچیان «مجوز راهپیمائی» هم می دادند باز هم به وعده خود وفا نمی کردند و این امکان وجود داشت که سرکوب و خشونت نشان دهند. گروههای فشار و «اصحاب دخمه» می توانستند اغتشاش و آتش سوزی و تخریب اموال عمومی راه بیاندازند و بطور کلی هر گونه شرارتی که بتوانند انجام دهند.
تهدیدات حکومت برای سرکوب راهپیمائی 22 خرداد نیز بیش از هر زمان دیگری پوشالی بنظر می رسد و تلاش فراوانی دارند تا مردم را اساساً از آمدن به خیابانها باز دارند. الله اکبرهای شبانه مردم وحشت عجیبی در دل حکومت انداخته است و برآوردشان این است که مردم حضور انبوهی در خیابانها خواهند داشت.
حماسه جاودان 25 خرداد 88 نیز در شرایطی مشابه خلق گردید. با تقاضای راهپیمائی مخالفت شد و رهبران جنبش سبز از مردم خواستند که به خیابانها نیایند، اما این مردم بودند که رهبران جنبش را به جمع میلیونی خود دعوت کردند.
راهپیمائی شنبه 22 خرداد، تدبیر و تصمیم مردم را می طلبد و حضور ملت همواره سرنوشت ساز بوده است.
ایمیل دریافتی از سهرابستان.

۱۳۸۹/۰۳/۲۰

صدای سیلی که خامنه ای خورد ، تا دور دست ترین نقاط ایران به گوش همگان رسید!!!

به نام هویت انسانی
حاصل حمایت از تروریست و واردات بیرویه و غیر کارشناسی شده و باج به کشورهای مثلا همسایه ، به دست دولت کودتا وجناب خامنه ای رسید. اعمال دور چهارم تحریم ها ، علیه جمهوری اسلامی ، تصویب شد .
و خودی ها هم ، به آقایان پشت کردند و صدای رای ها همانند زنگوله ای بر تابوت جمهوری اسلامی و شخص آقای خامنه ای ، به صدا درآمد و جرسی به پا خواسته که آوایش در گوش دولت کودتا طنین انداز شد. حمایت بی چون و چرا از سیاست های غلط و خون بار لبنان و حمایت از تروریست منطقه ، حاصلش یک رای ممتنع شد. حتی خودی ها هم دست رد به سینه ی جمهوری اسلامی زدند و به جناب خامنه ای پشت کردند و بالاخره شعار های جنبش سبز کار ساز شد و حساب کار دست روسیه و چین آمد.
آنها هم حمایت خود را با لایحه تصویبی، بر علیه جمهوری اسلامی اعلام کردند و رای مثبت داده و به تحریم ها احترام گذاشتند.
چین که در این چند ماه اخیر بعد از کودتا، هم از توبره خورده بود و هم از آخور ، با واردات بیرویه دولت کودتا از این کشور ، برای این دولت سودبار واقع شده بود ، ولی آنها به هوش آمده اند و رای مثبت دادند.
در این چند سال آقای احمدی نژاد فقط خودش ، چینی نشده بود ، ولی سرتاسر بازارهای ایران را محصولات چینی فرا گرفته بود. ولی باز هم چینی های هوشمندانه عمل کردند و به ایشان پشت پا زدند وبا اینکه قطع رابطه با ایران ، می تواند به آنها ضربه اقتصادی بزند ، ولی آنها فکر جامعه جهانی می کنند.
در این میان روس ها هم جواب ، اربده کشی های آقای منتصب را تنها به عنوان یک همسایه ، با یک رای مثبت بر علیه جمهوری اسلامی ، دادند و نشان دادند که هم می تواند با ضکاوت دریای خزر را از آن خود کنند و هم به آقایان پشت کرده و به ریش آنها بخندند. حال در مجموع ، 12 کشور صاحب نام و نظر ، رای مثبت دادند و لبنان هم یک سیلی جانانه به صورت جناب خامنه ای زد و رای ممتنع داد و دو کشور سودجویی که گویا پایشان را جای پای چین و روسیه قرار داده اند، یعنی ترکیه و برزیل ، رای منفی دادند.
ولی رای این دو کشور سوخت شد و به حساب نیامد و تاثیری نگذاشت !! دور چهارم تحریم ها علیه ایران تصویب گردید!!!
آقای خامنه ای باید از صدام و صدامیان درس بگیرد. صدام هم در ابتدا تحریم ها بر علیه ش استارت خورد و در انتها کشورش با خاک یکسان شد و خودش هم .....

۱۳۸۹/۰۳/۱۹

قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران تصویب شد.

آقای منتصب : متوجه مرگ بر روسیه ، مرگ بر چین شدی !!


قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران تصویب شد.


این چهارمین قطعنامه حاوی تحریم شورای امنیت علیه ایران است

شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه جدیدی علیه ایران تصویب کرد که تحریم ها علیه این کشور را تشدید می کند.

این قطعنامه در روز چهارشنبه ۱۹ خرداد (۹ ژوئن) با ۱۲ رأی به تصویب رسید.

ترکیه و برزیل، اعضای غیر دائم شورای امنیت به این قطعنامه رأی منفی دادند و لبنان رأی ممتنع داد.

نماینده برزیل و ترکیه از اینکه به توافقنامه ای که میان این دو کشور و دولت ایران بر سر پیشنهاد تبادل سوخت امضا شده بود، توجه کافی نشد و پیش از رأی گیری برای تحریم های جدید، برای پیگیری این توافقنامه فرصت کافی در نظر گرفته نشد، انتقاد کردند.

سوزان رایس، نماینده آمریکا در سازمان ملل که در جلسه شورای امنیت حاضر بود، بلافاصله پس از تصویب قطعنامه جدید گفت که دولت آمریکا همچنان مایل به انجام گفت و گوهای سازنده با مسئولان دولت ایران است، اما دولت ایران بارها فرصت هایی که برای برطرف کردن نگرانی های جامعه جهانی در اختیار این کشور قرار گرفته را نادیده گرفته است.

واکنش ها


  • اوباما: قطعنامه علیه ایران پاسخ صریحی به دولت این کشور است
  • ایران قطعنامه جدید شورای امنیت را بی ارزش خواند
  • ویلیام هیگ: قطعنامه برای فشار بر دولت ایران و سپاه است

پیش تر هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، گفته بود که مجازات های مندرج در این قطعنامه "مهم ترین" تحریم هایی خواهد بود که ایران با آن مواجه شده است.

وی که به اکوادور در آمریکای لاتین سفر کرده، "میزان وحدتی" که در جامعه بین المللی در قبال ایران ایجاد شده را بسیار مهم ارزیابی کرد.

شورای امنیت سال گذشته قطعنامه ۱۸۸۷ خود علیه ایران را با ۱۴ رای موافق در برابر رای ممتنع اندونزی تصویب کرد. قطعنامه های قبل از آن همگی به اتفاق آرا تصویب شده بود.

محمد خزاعی، سفیر ایران سازمان ملل متحد پیش از تصویب قطعنامه جدید در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) تصویب این قطعنامه را "اشتباهی بزرگ" خوانده بود.

به گفته او: "از نظر ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران این اقدام عجولانه راه تعامل را از مسیر طبیعی خود منحرف کرده و نشان دهنده آن است که طرف های مقابل، راه تقابل را برگزیده ‌اند که در این صورت تهران راهی جز برخورد مناسب با راه دوم را نخواهد داشت."

تحریم شرکت های سپاه


نسخه ای از متن کامل پیش نویس این قطعنامه و پیوست های آن که حاوی اسامی افراد و شرکت های ایرانی مشمول مجازات هاست یک روز پیش تر به دست بی بی سی رسیده بود.

فردی بنام جواد رحیقی که یکی از مدیران برنامه اتمی ایران معرفی شده است و نیز ۴۰ شرکت و موسسه ایرانی که به ارتباط داشتن با برنامه های اتمی و موشکی ایران متهم شده اند، در فهرست تحریم های پیش بینی شده قرار داشتند.

قرارگاه سازندگی خاتم الانبیای سپاه و چهار موسسه زیرمجموعه آن بنام های مکین، رهاب، فاطر و مهندسین مشاور ایمن سازان نیز در فهرست تحریم های شورای امنیت قرار داده شده اند.

دولت آمریکا در ماه مه امسال این نهادها و نیز سرتیپ رستم قاسمی، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا را تحریم کرده بود. این قرارگاه در پروژه های کلان فعال است و بر اساس گزارش ها، فعالیت هایش را در صنایع نفت و گاز ایران گسترش داده است.

مجتمع صنعتی امین، گروه صنایع تسلیحاتی، صنایع فراساخت، صنایع شهید خرازی و صنایع شهید ستاری نیز مشمول تحریم های جدید شده اند.

خط کشتی رانی جنوب نیز یکی از سه نهاد زیرمجموعه خطوط کشتیرانی ایران است که در این قطعنامه در فهرست تحریم ها قرار دارد.

با تصویب این قطعنامه، دارایی های این شرکت ها در بانک های خارجی باید مسدود شود و مسئولان آن ها با ممنوعیت سفرهای بین المللی مواجه خواهند شد.

اقدام کشورها

دولت آمریکا همچنان مایل به انجام گفت و گوهای سازنده با مسئولان دولت ایران است، اما دولت ایران بارها فرصت هایی که برای برطرف کردن نگرانی های جامعه جهانی در اختیار این کشور قرار گرفته را نادیده گرفته است.

سوزان رایس، نماینده آمریکا در سازمان ملل

رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، تاکید کرده بود که تصویب این قطعنامه زمینه قانونی را برای تحریم بیشتر ایران فراهم می کند.

او گفته بود: "معتقدم برخی کشورها آماده اند فورا (علیه ایران) اقدام کنند."

انتظار می رود اتحادیه اروپا پس از شورای امنیت به طور جداگانه، تشدید تحریم ها علیه ایران را در دستور کار قرار دهد.

کنگره آمریکا نیز در نظر دارد قانون تحریم گسترده ای که شامل تحریم شرکت های تامین کننده بنزین ایران می شود را پس از وضع تحریم های شورای امنیت به تصویب برساند.

وزیر دفاع آمریکا همچنین گفته بود: "فکر نمی کنم ما فرصت جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای را از دست داده باشیم."

وی گفت هدف این قطعنامه ترکیب کردن فشارهای بین المللی با مذاکره برای تغییر خط مشی اتمی ایران است.

ایران برنامه اتمی خود را صلح آمیز می داند. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران پیش تر به قدرت های بزرگ هشدار داده بود که اگر قطعنامه جدید تصویب شود، "جواب آنها از قبل مشخص است."

آقای احمدی نژاد که برای شرکت در اجلاس سیکا (امنیت و اعتمادسازی در آسیا) به ترکیه سفر کرده بود، در یک نشست مطبوعاتی در استانبول گفت: "نشست تهران یک فرصتی را در اختیار آمریکا و متحدانش قرار داد و ما امیدوار بودیم و هستیم که آنها از این فرصت ها استفاده کنند و می گوییم که این فرصت ها تکرار نخواهد شد."

اشاره رئیس جمهوری ایران به توافق بر سر تبادل سوخت هسته ای برای راکتور تحقیقاتی تهران بود که ماه گذشته میلادی با تلاش ترکیه و برزیل به دست آمد.

تحریم های جدید

قطعنامه جدید ایران را موظف می کند که ساخت تمام مراکز غنی سازی اورانیوم یا تاسیسات اتمی آب سنگین ( مراکز پلوتونیوم) را متوقف کند و از ساخت تاسیسات مشابه خودداری کند.

مجازات های مندرج در این سند عبارتند از:

  • فعالیت های اتمی تجاری ایران در خارج از جمله هرگونه شرکت در طرح های استخراج اورانیوم در کشورهای دیگر یا شرکت در تولید مواد یا تکنولوژی های اتمی در خارج را ممنوع می کند.
  • دولت های دیگر را موظف می کند که از حضور دولت ایران و اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی در موارد فوق جلوگیری کنند.
  • کشورها را موظف می کند که از انتقال مستقیم یا غیرمستقیم هشت نوع سلاح سنگین از جمله تانک، خودروهای زره ای، هواپیماهای جنگی، هلیکوپترهای تهاجمی، کشتی های نظامی و سیستم های موشکی به ایران جلوگیری کنند.
  • منع فعالیت های ایران در خصوص تولید موشک های بالستیک با توانایی حمل کلاهک هسته ای.
  • منع آزمایش های موشکی ایران که در آن از تکنولوژی بالستیک استفاده شده باشد.
  • کشورها را موظف می کند که از ورود شمار دیگری از مقام های ایران به قلمروی خود جلوگیری کنند و دارایی های تعداد دیگری از افراد و شرکت های ایرانی را در فهرست تحریم ها برای مسدود شدن قرار می دهد.

این قطعنامه همچنین خطوط کشتیرانی ایران را هدف قرار می دهد:

  • از دولت ها می خواهد تمام محموله های هوایی و دریایی که به ایران فرستاده می شود یا از آن خارج می شود را در فرودگاه ها، بنادر و آب های قلمروی خود در صورتی که بر این باور باشند که آن محموله ها حاوی مواد اتمی، موشکی یا نظامی ممنوع اعلام شده است، بازرسی کنند.
  • به کشورها اجازه می دهد محموله های دریایی ایران را بر اساس قوانین بین المللی در آب های آزاد بازرسی، توقیف و حتی در صورت لزوم نابود کنند.
  • به کشورها اجازه می دهد از تامین سوخت یا ارائه خدمات دیگر به کشتی های ایران یا کشتی های خارجی حامل محموله های "غیرقانونی" ایران خودداری کنند.
  • از کشورها می خواهد "مراقب" مبادلات مالی اشخاص یا شرکت ها با افراد و کمپانی های ایرانی از جمله شرکت های وابسته به سپاه پاسداران یا خطوط کشتیرانی ایران باشند.
  • از کشورها می خواهد "مراقب" مبادلات مالی بانک های ایرانی از جمله بانک مرکزی این کشور باشند تا از مبادلاتی که مربوط به فعالیت های اتمی حساس ایران یا سیستم های پرتاب کلاهک های هسته ای این کشور می شود، جلوگیری کنند.
  • از کشورها می خواهد که با اتخاذ تدابیر لازم از افتتاح شعبه ها و نمایندگی های بانک های ایران در قلمروی خود در صورتی که معتقدند چنین شعبی با فعالیت های اتمی ایران ارتباط دارند، جلوگیری کنند.
  • منبع: بی بی سی

تهران مبادله سه شهروند امریکایی زندانی را با شهرام امیری رد کرد.

ارائه مدارکی درباره ربوده شدن امیری به سفیر سوئیس در ایران

تهران مبادله سه شهروند امریکایی زندانی را با شهرام امیری رد کرد.




تهران – خبرگزاریها، العربیه

رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز سه شنبه 8-6-2010 اعلام کرد کشورش هیچ طرحی برای مبادله سه زندانی آمریکایی با دانشمند هسته ای ناپدید شده ایران که تهران می گوید امریکا او را ربوده است ندارد.

ناصر کریمی گزارشگر آسوشیتدپرس در تهران در این باره گفت، رامین مهمانپرست با بیان اینکه ایران افرادی را که پرونده آنها در دست قوه قضائیه است مبادله نخواهد کرد این مسئله را که سرنوشت این سه امریکایی با سرنوشت شهرام امیری دانشمند هسته ای ایران در ارتباط است رد کرد.

مهمانپرست در مصاحبه با خبرنگاران در تهران تصریح کرد این دو مورد قابل مقایسه بایکدیگر نیستند و ایران برای تضمین آزادی امیری از مجاری قانونی اقدام خواهد کرد.

ایران ادعا می کند این دانشمند هسته ای سال 2009 هنگامی که برای حج به کشور سعودی رفته بود ناپدید شده است.

این سه امریکایی نیز ماه ژوئیه گذشته در مرز عراق بازداشت شدند و ایران آنها را به جاسوسی و ورود غیر قانونی به خاک این کشور متهم کرده است.

ایران ماه مه گذشته به مادران این سه شهروند امریکایی اجازه داد با فرزندانشان در تهران ملاقات کنند، مادران آنها امیدوار بودند بتوانند به همراه فرزندانشان به کشورشان بازگردند اما با دست خالی بازگشتند.

حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ایران نیز در ماه مه گذشته اعلام کرده بود، احتمال دارد تهران با مبادله یک زندانی با این سه شهروند آمریکایی موافقت کند.

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیز در ماه مارس گذشته به موضوع مبادله زندانیان اشاره کرد، اما تاکنون پیشنهادی رسمی در این زمینه ارائه نشده است.

شهرام امیری پیش از ناپدید شدن در دانشگاه مالک اشتر وابسته به سپاه پاسداران به کار اشتغال داشت .

رسانه های امریکا در ماه مارس اعلام کردند امیری با سازمان اطلاعات مرکزی امریکا، سیا برای تضعیف برنامه هسته ای ایران در حال همکاری است.

این اظهارات مهمانپرست پس از آن منتشر شد که تلویزیون دولتی ایران روز دوشنبه تصاویری ویدئویی را از شهرام امیری پخش کرد.

یک مقام امریکایی ادعای ایران را درمورد اقدام امریکا در ربودن امیری رد کرد و آن را نادرست خواند.

ایران نیز روز سه شنبه سفیر سوئیس در تهران را که در عین حال حافظ منافع امریکا در ایران است احضار کرد تا با وی درباره امیری گفتگو کند.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران ایرنا اعلام کرد یک مقام وزارت امور خارجه ایران مدارکی را در تایید ادعای تهران درمورد ربوده شدن امیری در اختیار سفیر سوئیس قرار داده است.

منبع: سایت رسمی العربیه

هرانا؛ نامه آرش رحمانی پور زندانی اعدام شده به همراه وصیتنامه اش.

به نام هویت انسانی
ما باید از این جوانان شجاع درس آزادگی بگیریم و راه آنها را ادامه دهیم. همین حالا تلفن را بردارید و دوستان و آشنایان خود را برای تظاهرات 22 خرداد دعوت کنید.


خبرگزاری هرانا - آرش رحمانی پور زندانی سیاسی است که در بهمن ماه سال گذشته و در سن 18 سالگی به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی در زندان اوین اعدام شد. نامبرده در طول بازداشت خود در بند 209 زندان اوین اقدام به نوشتن دلنوشته ای نموده است. وی همچنین در آخرین لحظات حیات خود وصیتنامه ای نگاشته است که متن آن را در پایان نامه می توانید مشاهده نمائید.

متن نامه ی آرش رحمانی پور که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه برنگذرد

نمی دونم کی بود که فهمیدم وظیفه ای دارم و نسبت به اون خاکی که روش قدم می زارم مسئولم؛ فقط می دونم حالا که اسم این خاک و این سرزمین رو می شنوم غم عجیبی که پر از غروره تمام وجودم رو فرا میگیره. غرور رو بیشترمون داریم اما غم برای اینه که حتی ذره ای از وظایفم رو نسبت به کشورم انجام ندادم.

نمی دونم چرا باید این جای تاریخ ایستاده باشم، نمی دونم این خاک تاکی نباید روی آسایش ببینه!!!

به بالای این سالیان دراز به ایران نیامد بجز سوز و ساز

ز دشمن بجز آتش و خون نبود بجزغرش دیو مجنون نبود

بسوزاند دشمن کتاب مرا همه رامش و خُر و خواب مرا

این خاک ماست، همه ی زندگی ماست همه هویت ماست. آرزوم اینه که همه بدونند در مقابل این خاک وظیفه ای دارند.

اما از حق نگذریم. بد جوری اشتباه کردم شاید همین علاقه بیش از حد جلوی چشمام رو گرفت و باعث شد مسیر درست انجام وظیفه رونبینم ولی مطمئن هستم اگه عمری باشه پیداش میکنم، بقول اون قدیس مسیحی: برای هر بنده ای یه چوپان و یک مسیر هست تا به چراگاه حقیقت برسه. این هم مسیر منه که داخلش هستم. درسته که سخته و مشکل درسته که تنهام و یه خرده خسته اما من همه این سختی ها رو برای رسیدن به اون حقیقت طلائی به جون می خرم چون باید وظیفه ام رو انجام بدم.

چو فردا نیاید بلند افتاب من و گرز و میدان و افراسیاب

حکایت من حکایت عجیبه که هنوز خودم درکش نکردم شاید توی چند بیت شعر بشه خلاصش کرد.

زان یار دلنوازم شکریست ما شکایت گرنکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

تصمیم گرفتم حرفهام رو بیشتر با خدای خودم بزنم فکر می کنم فقط اونه که حرف دلم رو میفهمه درسته که همه سختیهای این مسیر رو باید به جون بخرم اما بعضی گله ها رو باید به خود خودش گفت البته شاید یکی هم این نوشته ها رو خوند و فهمید درد ما چیه.

بی مزد بود منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت

من برای عشق به کشورم تلاشی که از دستم بر میاد انجام می دم ولی گله ی من اینجاست که آیا مزد این عشق، گمراهی بود. من به امید کسی یا چیزی فعالیت نمی کردم اما از خدای خودم توقع داشتم کمکم کنه. اما شاید کرده باشد و من ندیده باشم.

رندان تشنه لب را آبی نمی هد کس گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت

ما کجا و عشق کجا من فقط لاف عشق می زنم ولی دلم بدجوری میگیره وقتی بین این مردم حتی لاف هم خریداری نداره، دلم بد جوری از درد بی عشقی میگیره.

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

دلم میگیره وقتی میبینم توی این دیار، عاشقی جرمه، جرمی که مجرمش بی گناه بالای دار میره !!!

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

راهم رو گم کردم نه همراهی دارم نه تجربه ای. اما پرم از عطش رسیدن، پر از امید، پر از اعتقاد به هدف . گله ام اینه که چرا راهنماییم نمی کنی خدایا؛ شاید میکنی و باز من نمی بینم.

هرچند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

خیلی چیزها از دست دادم و باز هم خواهم داد ولی یه چیز بزرگتری رسیدم و اون اطمینان به هدفم بود با این حال می دونم این مدعی عاشقی هیچ کاری برای کشورش نکرده.

به کوی میکده گریان و سر افکنده روم چرا که شرم همی ایدم زحاصل خویش

هر روز جوونهای این خاک روی زمین میوفتند و غرب و شرق باید دلشون برای اونها بسوزه نمی دونم چند ندا و ترانه باید کشته تا ... ولی امید دارم به جمله ی سروش که گفت: مرگ ترانه موسوی، ترانه مرگ نظام بود.

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحر خیزان سوی گردون نخواهد شد

از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است

خیلی حرفها دارم که با شما عزیزا بزنم، چی شد، چی به من گذشت، اظهارات من معلول چه عللی بود چیزهایی که توقع نداشتم دیدم و شنیدم و هزار چیز دیگه که شاید باور نکنید چون هنوز خودم هم باور نکردم ولی با این همه

نشد ابر و خم از سنگینی بار قفس مارا که این سنگین سبکتر باشد از بال مگس مارا

اول از همه یه دنیا شرمندگی دارم برای همتون نیلوفر، جمال، سارا، پیام، خاله ی عزیز و عمه ی عزیز، سحر، بهاره و ... امیدوارم منو ببخشید به خاطر دلتنگی ها و لحظه هایی که پر از غم و دلهره شدید البته بین خودمون بمونه من همچین آدم دلچسبی هم نیستم ولی خوب خاطرات تلخ و شیرین زیادی با هم داشتیم حالا هم هر موقع دلم تنگ میشه سعی می کنم خوابتون رو ببینم.

از همه بیشتر نگران این هستم که عزیز هایی که به خاطر من روز هاشون رو از دست دادند من رو نبخشند می دونم خیلی سخت بود اما وجود شما توی این چهار دیواریها هزار بار روزگار من رو سختر می کرد. راستی زمزمه ی ناراحتی ها رو توی بازجویی ها و بعد از آزادیتون شنیدم ولی بسیار از کسان از من نزد شما بدگوئی کردند و هیچ از انچه گفته اند راست نبود است. و این کسان می توانند بد را خوب و زشت را زیبا جلوه دهند. از کسایی که این بهتانها را باور و گسترانده اند بیشتر باک دارم زیراکه هر کس سخن ایشان را بشنود چنین می پندارد که کسی به این کارها و جستجو ها روزگار می گذرانند خداوندان را باور ندارد. اینان هم پنهانند و هم آشکار اما من نمیتوانم آنان را نزد شما حاضر و سخنهایشان را رد کنم و باید برای دفاع خود باسایه و شیح در آویزم و بدون انکه حریف ظاهر شود به مدافعه و معارضه پردازم. پس ای گرامیان، این نکته را درست بدانید که من با دو دسته از مدعیان طرف هستم: یکی آنان که از دیرگاه از من {...} کرده اند و دیگر آنان که اخیرا من را به محاکمه کشیده اند و تصدیق کنید که در آغاز باید پاسخ مدعیان پیشین را بدهم زیرا که شما هم اول دعاوی انان را شنیده اید و تاثیر سخنان ایشان در ذهن شما بیش از دیگران بوده است. ای گرامیان من برای دفاع خود باید کوشش کنم که در زمانی بسیار اندک بهتانهایی که از مدتی دراز در اذهان شما ریشه دوانده از خاطر شما دور سازم و البته آرزومندم که کوشش من در صورتی که به حال شما و خودم نافع باشد نتیجه بدهد و بی گناهی من روشن گردد ولی در این باب به اشتباه نیستم و می دانم چه کاردشواری در پیش دارم و به هر حال کار خود را به خدا وامیگذارم چون مرد تسلیم بی دفاع به این موج مهاجم نیستم بر حسب تکلیف به مدافعه می پردازم با ان که میدانم این موج مرا با خود خواهد برد.

پس برگردیم به مبدا این بهتان و سخنانی که ایم همه در مورد من گفته شده و "مدعی" آن را برای جلب من به محاکمه، دست آویز نموده است .

مدعیان پیشین چه می گفتند؟ هرگاه دعاوی ایشان را به صورت ادعانامه در بیاوریم این گونه می شود : آرش گناهکار است بنابر کنجکاوی فضولانه ی {...} خود می خواهد اوضاع آسمان و زمین را دریابد. روش گمراهی پیش گرفته و دیگران را به پیروی آن وا می دارد و به ایشان می آموزد. این است ادعای مدعیان و شما خود در تئاتر سبز آرش را دیدید که مدعی پرواز در هوا و دعاوی پوچ از همین فقرات بود. البته این بدان معنا نیست که من خود را کنار کشیده ام نکند که مدعی این راهم بر من گناه تازه گیرد. می گویند تو آموزگاری می کنی و مزد میگیری، این دروغیست بس بزرگ من چنین هندی را به درهم و دینار نمی فروشم و اساسا در این روزگار کسی را نمی شناسم که لیاقت این مهم را دارا باشد. اما آیا این مدعیان نیستند که این همه را در خود می بیند و جوانان را شهر به شهر می فریبند تا به ایشان بپیوندند و به اصل و ریشه ی خود پشت کنند. ای گرامیان اگر من چنین هنری داشتم بسی سرافراز بودم ولی افسوس که ندارم. اکنون شاید بپرسید که ای آرش پس تو چه می کنی ونسبت ها که به تو می دهند و شایع است از چه روست ؟ زیرا گر همواره مانند همشهریان دیگر بودی هر آینه این چنین سر زبان ها نبودی و آوازه نداشتی.

این سخن به جاست پس می کوشم که آشکارش کنم پس گوش دل و خود فرا دهید. ای گرامیان اقرار میکنم که دانشی دارم که موجب شهرتم شده اما نپندارید که دانشی فراتر از بشر باشد که بالعکس همه باید آن را دارا شوند ولی مدعیان، داعیه دار دانشی هستند فراتر از بشر که من ان را دروغ پنداشتم و این مهم آهنگ بهتان شد. و آن دانش را بخوبی می دانم که پروردگار مرا برای هدفی آفرید و ان چیزی نبود جز ساختن وطن، ساختن ابران بر پایه ی نیک پندار و نیک گفتارو نیک کردار. دیری در این اندیشه بودم و سرانجام بر سر آزمایش امدم و نزد یکی از بزرگان شنیدم که "به عمل کار برآید".

و چون این مسئله بر من آشکار گردید کوشیدم پندار را به کردار آورم و این کار سبب شد مدعیان از من بیزار شوند. ای گرامیان شرم دارم واقع امر را بگویم لیکن ناچارم و می گویم که بیشتر این مردمان بی دانشند و اگر بدانند هم، خود را به سفاهت میزنند. کلمات شیرین از زبان جاری می سازند ولی خود نمی فهمند که چه می گویند و فهمیدم که سبب سرایش و گویش زیبایشان عجیب اهداف پوچ و مادیست. ای گرامیان بدانید که همه ی این دشمنیهای خطرناک و بهتانهای ناروا که متوجه من نمودند سببش همین جستجو و تفتیش و دانشی است که گفتم. چون این مهم را دریافتم، برای مزید پیروی، فرمان خداوند هم رنگ خود را طلب کردم و چون از همشهریان نومید گشتم رو به بیگانه نهادم ولی آن کسان هم، کسان من نبودند. این وظیفه چنان مرا گرفتار ساخت که خود را فراموش کرده و چون در این عبادت خدا فرو رفتم روزگارم به سختی گرایید و به اینجا رسیدم. حال به مدعیان امروز بپردازم و دعاوی را به ادعا در آوریم میگویند آرش گناهکار است چون جوانی فاسد است و به خداوندان این کشور اعتقاد ندارد و خداوندان نو بجای آن میگذارد و اینک دعاوی را یک به یک در نظر بگیریم: من جوانی فاسدم چون گناهانی دارم. ای گرامیان من می گویم گناهکار مدعی است که امور جدی را سرسری می گیرد و بدون وجدان تاریخ مارا به زیر سوال می برد و چنان می نماید که به بعضی امور اعتنای تام دارد در صورتی هرگز عنایتی به آن نداشته، می پندارد با ماست اما با بیگانه دشمنی؛ دوستی می کند. میپندارد از ماست اما به تاریخ من ریشخند می زند. ایا این ریشخند گناه نیست که در خور سزا باشد.

شاید کسی بگوید ای آرش آیا شرمگین نیستی که در دنیا چنان زندگی کردی که جان خود را به خطر انداختی؟ در جواب به معترض خواهم گفت اشتباه در این است که اندیشه مرگ و زندگی نزد تو اهمیت دارد ولی چنین نیست و تنها چیزی که شخص باید نگران آن باشد این است که آنچه میکند درست است یا نا درست و حقیقت است یا باطل و ارزش است یا ... و گرنه تمام دلاورانی که در عرصه دفاع از این مرز جنگیدند از سفیهان بوده اند. ای گرامیان این اصلی مسلم است در نزد من که اگر کسی به حقیقتی شریف دست یابدکه در آن پایمرد باشد. نه از مرگ باندیشد و نه از خطر هراسد و شرافت را فدای سلامت نکند که اگر من جز این می کردم گناهکار بودم و خواه به هر شکلی که به حقیقتی برسم هرگز روش خود را تغییر نخواهم داد اگر چه هزار بار به عرصه ی هلاک در آیم. پس ای قضات ظلم، از مرگ من امیدوار و هراسناک باشید که پس از این خداوند هیچ گاه رحمت را بر طالب حق قطع نمی کند.

آنچه اکنون برای من پیش آمده از تصادف و اتفاق نیست و یقین دارم خیر من در این است که حتی دیگر زنده نمانم و از همه اندیشه های دنیا آسوده شوم. با آنکه میدانم مدعی هدف خیر نداشت و قصد آزارم داشت از آن گله مند نیستم چون در مقام گله نیست. اما از شما گرامیان درخواست دارم: "ایران را فراموش نکنید و آن را افضل بدانید بر نفع خود."

نمی دانم اینک شاید و شاید وقت آن رسیده که از یکدیگر جدا شویم من آهنگ مردن کنم و شما در فکر زندگی باشید اما کدام یک بهره مند تریم جز خداوند هیچ کس آگاه نیست.

اگر این آخرین تیر من برای دفاع از ایران است بدانید که آرش جان خود درتیر کرد و آن را خواهدش افکند.

88/8/10

اوین209 سلول 121

متن وصیت نامه آرش رحمانی پور که 10 دقیقه قبل از اعدام نوشته است

به نام دوست

پدر و مادر واژه های بود که زیباییش آرامم می کرد اما من ارزش این زیبایی را نتوانستم به خوبی درک کنم ولی افتخارم وجود انها بود.

چیزی به پایان نمانده است

نماز – روزه – و دیگر حقوق دینی که به گردن داشتم و تازه با آن اخت شده بودم را به خدا می سپارم

واما ایران – من افتخارم این است که ایرانی بودم و برای ایران گردنم زبری طناب دار را حس کرد.

در مورد نظام اسلامی حاکم چیزی نمی گویم چون حکایت عجیبی خواهد بود اگر زمانی کسی این نوشته را خواند:

تن کشته و گریه ی دوستان به از زنده و خنده ی دشمنان

مرا آر(عار) ابد از ان زندگی که سالار باشم کنم بندگی

آرش رحمان پور

7/11/88


ایمیل دریافتی از خبرگزاری هرانا.

اعتراض دفتر رهبری به روزنامه کیهان یک ژست است!!!

«اعتراض دفتر رهبرى به روزنامه كيهان يك ژست است»

شماره روز یکشنبه روزنامه کیهان که متن سخنرانی یکی  از محافظان آیت الله علی خامنه ای در آن به چاپ رسید و اعتراض دفتر وی را  به همراه داشت.

شماره روز یکشنبه روزنامه کیهان که متن سخنرانی یکی از محافظان آیت الله علی خامنه ای در آن به چاپ رسید و اعتراض دفتر وی را به همراه داشت.

۱۳۸۹/۰۳/۱۸
فهیمه خضر حیدری
پس از انتشار مطلبى در روزنامه كيهان درباره چگونگى انتخاب آيت الله خامنه اى به رهبرى جمهورى اسلامى پس از مرگ آيت الله خمينى در سال ۱۳۶۸، دفتر رهبر ايران با انتشار اطلاعيه اى از «نارضايتى جدى» آقاى خامنه اى درباره مطلب منتشر شده در این روزنامه خبر داده است.

سراج الدین میردامادی و مجید محمدی، دو تحليلگر سياسى، يكى در پاريس و ديگرى در نيويورك در گفت و گو با رادیو فردا به تحلیل این رخداد پرداخته اند.

مجید محمدى: روزنامه كيهان را مى توان مشخصا تريبون رهبرى در جمهورى اسلامى به شمار آورد. معمولا ديدگاه هايى كه كيهان عرضه مى كند، ديدگاه هايى است كه كاملا با مواضع بيت رهبرى و مواضع خود آقاى خامنه اى انطباق دارد.

پرسش همين جاست، با توجه به نسبتى كه كيهان با حاكميت و بيت رهبرى دارد، اطلاعيه اخير دفتر آقاى خامنه اى و اعلام نارضايتى جدى از طرف ايشان درباره مطلب كيهان را چطور بايد تحليل كرد؟

محمدى: آنچه كه در اطلاعيه دفتر رهبرى هم آمده، سخن گفته مى شود از تحريفات گسترده و خلاف واقع. اينها مى تواند راجع باشد به برخى از نكاتى كه در مصاحبه كيهان آمده با يكى از پاسدارهاى آقاى خامنه اى.

شخصيت آقاى خامنه اى و رفتار ايشان در دو دهه گذشته نشان مى دهد كه ايشان بدش نمى آيد از اين مداحى ها. ولى در دوره بعد از انتخابات آنچنان نمك اين مداحى ها زياد شده كه دفتر رهبرى براى اينكه پرهيز كند از آلوده شدن فضا بيش از آنچه كه الان هست، اين ژست را براى نمايش زهد و نمايش فروتنى آقاى خامنه اى اتخاذ کرده است.

مجید محمدی، جامعه شناس
مواردى كه در آن متن آمده، مثل بلند شدن تمام قد آقاى خمينى فقط براى آقاى خامنه اى و نه براى ديگران، تمجيد آقاى خمينى از آقاى خامنه اى در ديدار ايشان از كره شمالى و اشاره آقاى خمينى به عظمتى كه در رفتار آقاى خامنه اى ديده مى شده و همچنين دست بوسى هاى مراجع و علماى قم از آقاى خامنه اى مواردى است كه احتمال مى رود رخ نداده و در مصاحبه درباره اش اغراق شده.

اما بخش ديگرى كه مى شود اين اطلاعيه را فهميد راجع به رفتارى است كه دفتر آقاى خامنه اى و اطرافيان ايشان بالاخص پس از انتخابات رياست جمهورى در پيش گرفتند. مطبوعات و رسانه ها و سياست هاى دولتى در يك سال اخير مملو هستند از مداحى و اغراق گويى در مورد رهبرى.

در واقع مشكل مشروعيت يا بحران مشروعيت سياسى در ايران به حدى رسيده كه ديگر از سوى دفتر هم قابل تحمل نبوده. اينجا آقاى خامنه اى همان ژستى را دارند كه آقاى خمينى در برابر فخرالدين حجازى داشتند؛ دارند همان عكس العمل را نشان مى دهند.

ولى آقاى محمدى، اين اولين بار نيست كه چه در روزنامه كيهان و چه در رسانه هاى حكومتى ديگر ايران، مدح آقاى خامنه اى گفته مى شود. به نظر شما چرا اين بار واكنش نشان داده مى شود از طرف دفتر ايشان؟

محمدى: شخصيت آقاى خامنه اى و رفتار ايشان در دو دهه گذشته نشان مى دهد كه ايشان بدش نمى آيد از اين مداحى ها. ولى در دوره بعد از انتخابات آنچنان نمك اين مداحى ها زياد شده كه دفتر رهبرى براى اينكه پرهيز كند از آلوده شدن فضا بيش از آنچه كه الان هست، اين ژست را براى نمايش زهد و نمايش فروتنى آقاى خامنه اى اتخاذ کرده است.

آقاى ميردامادى، شما چه نگاهى به شيوه تعامل روزنامه كيهان با نهاد رهبرى در ايران داريد؟

سراج الدين ميردامادى: روزنامه كيهان در طول بيست و يك سال رهبرى آيت الله خامنه اى يكى از نزديكترين رسانه هاى بر عهده گيرنده مسئله تبليغ رهبرى و مقابله و سركوب و بى آبرو كردن منتقدان و مخالفان رهبرى بوده است. به ويژه در به كارگيرى ادبياتى كه كيهان داشته، اين ادبيات را خيلى از كارشناسان معتقدند كه در بر گيرنده بخش رسانه اى دفتر رهبرى است كه آن را ميزان الحراره سياسى نهادهاى امنيتى هم مى دانستند.

آقاى محمدى، در مطلب كيهان مسائلی در باره جلسه انتخاب آقاى خامنه اى به عنوان رهبر در سال ۶۸ مطرح شده است و این در حالی است که هنوز عده زيادى از حاضران در آن جلسه زنده اند و مى توانند نقض مطالب منتشر شده را اعلام كنند. به نظر شما ممكن است كه ما شاهد چنين واكنشى باشيم؟

محمدى: هيچ يك از كسانى كه در آن جلسه شركت داشتند نخواهند آمد و سخن نخواهند گفت. به دليل اينكه شرايط موجود در ايران بسيار امنيتى است. هر كدام از اعضاى مجلس خبرگان رهبرى كه بيايند و اين مسائل را در اين شرايط تكذيب كنند، به حيات سياسى خود پايان مى دهند. روزنامه كيهان هم به همين دليل اين گونه مصاحبه ها را مى گذارد چون مى داند عكس العمل متقابلى را شاهد نخواهد بود.

شما چه فكر مى كنيد، آقاى ميردامادى؟ به نظر شما آقاى هاشمى رفسنجانى به عنوان يكى از شخصيت هاى تاثيرگذار و حتى گرداننده جلسه سال ۶۸ سكوت خود را نمى شكند و توضيحى در اين باره نمى دهد؟

سراج الدين ميردامادى: طرح اين مباحثى كه هنوز شهود زنده در آن مقطع مهم و انتخاب مهم كه براى دومين رهبر جمهورى اسلامى گرفته شد، مى تواند موجب بى آبرويى براى خود رهبرى شود و چون تعارض پيدا كرد با اين مسئله، دفتر رهبرى چنين واكنشى نشان داد.

آقاى هاشمى رفسنجانى و فرزندان و اعضاى درجه يك خانواده ايشان درگير مشكلات شديدى هستند.

با توجه به مشى ميانه روانه آقاى هاشمى و اينكه تلاش مى كرد هميشه خط وسط و ميانه باشد و اين خط وسط و ميانه بودن يك الزاماتى و تنگناهايى ايجاد مى كرد كه طبعا در فرآيند بحران پرفراز و نشيبى كه در يك سال گذشته داشتيم و حمايت هاى كمابيش كه ايشان از جريان اعتراض و تنگناهايى كه حاكميت براى ايشان ايجاد كرده، مجموعا باعث شده كه آقاى هاشمى نتواند به بيان واقعيات در همه زمينه ها بپردازد.

اما اى بسا ما شايد در آينده بتوانيم اين انتظار را داشته باشيم كه آقاى هاشمى موضع محكم ترى در اين زمينه بگيرد.

منبع :ایمیل دریافتی از رادیو فردا.

30 سال محرومیت از روزنامه نگاری برای ژیلا بنی یعقوب.


به نام هویت انسانی

دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی ییر عباسی، ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار را به یکسال حبس تعزیری و 30 سال محرومیت از روزنامه نگاری محکوم کرد.

به گزارش «میزان خبر» ژیلا بنی یعقوب که در روز 30 خرداد 1388 و در ایام اعتراضات انتخاباتی به همراه همسرش بهمن احمدی امویی بازداشت شده بود و پس از تحمل دوماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شد.

همسر وی بهمن احمدی امویی در دادگاه بدوی به به 7 سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به تحمل 5 سال حبس قطعی محکوم شده و در حال حاضر در بند 350 اوین زندانی است.

بنی‌یعقوب در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه شجاعت در روزنامه‌نگاری شد.

اقدام جدید تیم سایبری سپاه؛ مسدود کردن پروفایل فعالین فیس‌بوک !!!


به نام هویت انسانی

در دنیای امروز شبکه های اجتماعی نقش موثر و عمده‌ای را در امر ارتباطات اجتماعی بر عهده دارند. شبکه‌های مختلف و با توانایی‌ها و کارایی‌های متنوعی همچون: اورکات، توییتر، فرندفید، مای اسپیس و فیس بوک.

در ایران اما نقش این شبکه‌های مجازی به دلیل محدودیت هایی که در امر ارتباطات و آزادی مطبوعات و رادیو تلویزیون وجود دارد، بسیار پر رنگ تر و مفیدتر است. به طوری که شاهد بودیم در ماه های پیش از انتخابات ۸۸ و حوادث یک سال پس از آن، سایت فیس بوک توانست جایگاه رفیعی را در بین همه شبکه های اجتماعی در انتقال اخبار، ویدئوها و عکس ها تصاحب کند و عملا تبدیل شود به مهمترین شبکه اجتماعی و پل ارتباطی میان معترضان به نتایج انتخابات.

تیم سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که پیش از این شرح وظایف دیگری داشت، مسئولیت شناسایی فعالین فیس بوک را برعهده گرفت و همین امر باعث شد نیروی بیشتری را جذب کند. وظیفه این نیروها ایجاد پروفایل های جدید و با عناوین و شعارهای سبز بود که بتوانند به راحتی میان معترضان نفوذ کنند.

شرح وظایف این عده به شرح زیر است:

۱) ساختن پروفایل تازه و (اد) کردن فعالین عرصه فیس بوک علی الخصوص چهره های شناخته شده و برخی افرادی که مواضع تندتری دارند

۲) شناسایی در درازمدت و گاهی اوقات دادن پیشنهاد دوستی و ارتباط های زیرزمینی برای فعالیت های سیاسی تحت عنوان اینکه باید خود ما دست به کار شویم و به رهبران جنبش نباید دلخوش بود. که به منظور شناسایی فرد مورد نظر صورت می گیرد و ایراد این کار اینست که معترضین ممکن است در مدت کوتاهی هویت اصلی خود را فاش کنند و قربانی شوند.

۳) چت کردن های اتفاقی و رندوم و پرسیدن سوال های ساده ای همچون: تو کجایی؟ چند سالته؟ دانشجویی؟

در اینگونه موارد این افراد اصرار دارند وانمود کنند که هدفشان از پرسیدن این سوالات صرفا کنجکاویست و حتی ممکن است در صورت تفره رفتن شما به راحتی از ادامه چت منصرف شوند.

۴) کامنت دادن به مطالب افراد یا گروه ها به قصد ایجاد تشنج و یأس از ادامه مبارزه

در اینگونه موارد با نوشتن کامنت هایی اغلب افراطی و گاهی اوقات ضد دین سعی می کنند اختلاف افکنی کنند. گاه فردی یا جریانی را زیر سوال می برند، گاه حرف های غیر واقعی و غیر مستندی را از گذشته افراد شاخص بازگو می کنند، گاه یک نویسنده یک کارتونیست و یا یک فعال سیاسی را بی مهابا به سازمان های جاسوسی مرتبط و او را متهم به مزدوری می کنند. هدف از همه این کارها ایجاد التهاب و جنگ روانی بین معترضان است.

۵) انتشار نوت‌ها و متن‌های خبری

نکته جالب در این بخش این است که اخبار یا مطالب به اصطلاح آگاهی دهنده را طوری مطرح می کنند که خواننده را دچار شک می کند یعنی ضمن اینکه عده ای این متن ها را باور می کنند، عده ای نیز به آنها شک می برند و این باعث می شود در برخی موارد حتی اگر خبر راست و حقیقی هم باشد نسبت به صحت خبر تردید کنند. آنها در این شیوه هم خبرهای راست و هم خبرهای دروغ را منتشر می کنند تا خواندگان نگاهی تردیدآمیز نسبت به کل اخبار فیس بوک پیدا کنند این همان بلاییست که بر سر سایت بالاترین نیز آمده است.

۶) انتشار عکس ها و ویدئوهای خلاف واقع و دروغین

بهترین مثال این مورد در بخش عکس، همان عکس قمه زنی دخترعرب در روز عاشورا بود که به طور گسترده در فیس‌بوک منتشر و عنوان شد که این دختر توسط عوامل بسیج و نیروی انتظامی مجروح شده و یا در مورد ویدئو می توان به ویدئویی اشاره کرد که در روز کارگر و تحت عنوان اعتصاب تاکسیرانان و عدم سوار کردن مسافرمنتشر شده بود که با دیدن خود فیلم متوجه می شدیم که رانندگان با صدای بلند طلب مسافر می کنند.

اما روش جدیدی به ذهن تیم سایبری سپاه که در محل سفارت آمریکا در تهران مستقر هستند رسیده، ارسال گزارش تخلف از فعالین(ریپورت کردن) به فیس بوک می باشد. در این روش ضمن شناسایی فعالین عرصه فیس بوک، پروفایل شخصی آنان را تحت عناوینی چون انتشار عکسهای مستهجن و پورنوگرافی گزارش می دهند. متاسفانه فیس بوک هم بدون کوچکترین بررسی، آن پروفایل ها را مسدود (disable) می‌کند.

این اتفاقیست که حدودا ده روز پیش برای خود من پیش آمده و پروفایل خودم را بنا به گزارشات دروغ از دست داده ام. البته جای شکر دارد که این دوستان نمی توانند به اطلاعات پروفایل دسترسی پیدا کنند و فقط با گزارش تخلف می توانند آنها را توسط خود فیس بوک مسدود و غیرفعال کنند.

با توجه به اینکه فیس بوک اهمیت ویژه ای برای جنبش اعتراضی مردم ایران دارد و مهمترین ابزار ارتباطی مردم است، تکرار اینگونه اقدامات تا حدی فاجعه بار است زیرا هر روز شاهد این خواهیم بود که تعدادی از دوستانمان حذف شوند. جالب تر اینکه پس از شروع این گزارشات تخلف و مسدود شدن پروفایل ها، یک نوت که در بخش 5 اشاره کردم از طرف خود آنها منتشر شده که حاوی نکات امنیتی برای کاربران فیس بوک است. آنها در این نوت توصیه می کنند اگر دوستانتان مدتی نبودند و با همان اسم و مشخصات با پروفایل جدیدی شما را (add) کردند بدانید آنها هکر هستند و قصد دارند اطلاعات شما را بربایند!

در این متن حتی توصیه می شود که این کاربر جدید را بدون معطلی (block) کنید.

دوستان عزیز، متاسفانه حرکتی را آغاز کرده‌اند که به زودی به قطع رابطه همه ما با هم منجر خواهد شد و متاسفانه با روند موجود به تدریج و به علت گزارشات تخلف، یکی یکی مسدود خواهیم شد. راه های متعددی برای جلوگیری از این امر به ذهن می رسد از جمله نوشتن نامه دسته جمعی خطاب به مسئولان فیس بوک، ولی شاید بهترین و موثرترین راه ، ملاقات حضوری فعالان جنبش با مقامات و مدیران فیس بوک باشد.

این دیدار و توضیح و شرح واقعه شاید کمک مهمی به آگاه شدن فیس بوک از عاقبت مسدود کردن های پیاپی کاربرانش در ایران بکند.

ایمیل دریافتی از خودنویس.

تظاهرات در سرتاسر جهان در اولين سالگرد انتخابات ۲۲ خرداد.

به نام هویت انسانی

تظاهرات در سرتاسر جهان در اولين سالگرد انتخابات ۲۲ خرداد

گروه «اتحاد برای ایران» امروز در اطلاعیه‌ای برنامه جهانی خود را برای بزرگداشت سالگرد انتخابات اعلام کرد.

متن این اطلاعیه به شرح زیر است:

از زمان بر گزاري انتخابات مورد اختلاف ايران ، حدود يک سال پيش، بیش از ۵۰۰ نفر از زندانيان عقيدتی همچنان در زندان به سر میبرند . اغلب این افراد از تماس با وکیل یا افراد خانواده شان محرومند و برخی از آنها به محاربه "دشمنی با خدا" متهم شده اند که می تواند منجر به مجازات اعدام شود. اعترافات نمايشی متهمین با چهره های غالباً نحیف ناشی از بدرفتاری های زندان از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود.

در واکنش به این رفتارها و یادبود یک سال نقض آشکارحقوق بشر ، اتحاد برای ایران و گروه های متفاوت محلی در حال سازماندهی مراسم جهانی در روز ۲۲ خرداد هستند . این مراسم در هفتاد شهر در سطح جهان ازجمله ملبورن ، دهلی نو ، بیروت و لوس آنجلس برگزار خواهد شد.

بیلبوردهای سیار با تاکید بر روی بدرفتاری با زندانیان عقیدتی در ایران در بسیاری از شهرهای دنیا حرکت خواهند کرد. شهر ژوهانسبورگ تبلیغات روی اتوبوس ها را از روز ۲۱ خرداد به مدت یک ماه در طول بازیهای جام جهانی شروع می کند . همچنین در روز ۲۲ خرداد یک تبلیغ نیم صفحه در روزنامه به این مناسبت اختصاص داده شده است.

هزینه های مربوط به برگزاری مراسم این روز را سازمانهای غیردولتی معتبر بسیاری از جمله عفو بین الملل ، گزارشگران بدون مرز و دیده بان حقوق بشر به عهده گرفته اند. اتحاد برای ایران در حال سازماندهی یک روز برای آگاهی بخشی به عموم درباره شرایط زندانیهای عقیدتی ست . سازماندهان محلی و شهروندان مسئول در هر شهر یک زندانی عقیدتی را انتخاب کرده و با تمرکز روی یک زندانی به عنوان مدافع اصلی وی عمل کنند. در طول برگزاری مراسم میزهایی قرارداده خواهد شد تا شرکت کنندگان بتوانند به سفارتخانه ها و کنسولگری های سراسر دنیا کارت پستال یا ایمیل ارسال کنند و خواستار پایان دادن به نقض حقوق بشر در ایران شوند. برگزارکنندگان برای پاسخگویی به سئوالات مطبوعاتی درباره زندانی منتخب آن شهر و این روز جهانی حاضر خواهند بود.

هر شهر مراسم روز ۲۲ خرداد خودش را سازماندهی خواهد کرد . گروه جوانان ایرانی پیشرو در آمستردام مراسم " دوچرخه سواری برای ایران " را برای بزرگداشت فعال دانشجویی بهاره هدایت برگزار خواهند کرد. کاليسوم رم فعالين به بند کشیده شده را به نمایش خواهد گذاشت و در شهر ژوهانسبورگ هنرمندان سبزپوش رقص سنتی فوتبال در آفریقای جنوبی"رقص دیسکی" را اجرا خواهند کرد .

کمپین اینترنتی مرتبطی در وب سایت june12.org با نامه های الکترونیکی و کارت پستالهای قابل دانلود برای هر یک از زندانی های عقیدتی در دسترس است . هنرمندان ، موسیقیدانان و فیلمسازان کارهای خود را به این وبسایت اهدا کرده اند .از بازدیدکنندگان سایت دعوت میشود که اطلاعات مربوط به تماس با وزرای امور خارجه کشورشان و یا سفارتخانه های ایران در آن کشور را از سایت برداشته و با آنها مستقیما تماس بگیرند.

تماس با برگزار کنندگان محلی :

بیروت ، لبنان

Farah Salka

farah@nasawiya.org

+961 70 066880

ژوهانسبورگ ، آفریقای جنوبی

Roland Witham

0826060314@vodamail.co.za

+27 78 233 5977

برزیل

Flavio Rassekh

flavio.azm@gmail.com

+55 11 9271 2923

فلوریدا ، ایالات متحده

Sanya Avazpour

عضو عفو بین الملل

sanyaavazpour@yahoo.com

+1 407 310 5458

رم ، ایتالیا

Neguin Bank

n_bank1970@hotmail.com

+39 348 5302954

لندن ، انگلستان

Kamran Hashemi

سازمانده اتحاد برای ایران در انگلستان

kamran@u4i.org.uk

+44 7990 523 904


اتحاد برای ايران (U4I) يک ارگان جهانی غير وابسته متشکل از افراد ايرانی، غير ايرانی و فعالين حقوق بشراست که برای ارتقاء حقوق بشر و حقوق مدنی نهادین در ایران می کوشد . اتحاد برای ايران برای هماهنگی و تقويت صدای فعالان ، فرهنگيان، سازمانهای غیردولتی (NGOها) هنرمندان و ديگر فعالين يا علاقمندان به فعاليت در زمينه مشکلات حقوق بشر و حقوق مدنی در ايران تشکيل داده شد. خواسته های این سازمان شامل موارد زیر می باشد :

  • آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان عقیدتی در ایران
  • متوقف کردن فوری اعدام ها و خاتمه دادن به تمامی شکنجه ها ، قتل تجاوز و آزارهای روحی روانی
  • مسئول شناختن و محاکمه تمامی ناقضان حقوق بشر
  • آزادی اجتماعات بدون هر گونه دستگيريهای خودسرانه به خصوص در موارد مرتبط با اقليتهای قوميتی، مذهبی، جنسی، نژادی، عقيدتی فعالين و آزادی بيان
  • اصلاح قوانين تبعيض آمیز برعليه زنان و تصويب فوری پيمان رفع هر گونه تبعيض عليه زنان
  • ایمیل دریافتی : از خودنویس